X
تبلیغات
معاد از نظر ادیان مختلف
این وبلاگ توسط سعید عبدالهی برای درس اندیشه استاد قیوم زاده ساخته شده

یکی از سه اصلی که دین مقدس اسلام بر آن ها استوار است، اعتقاد به معاد می باشد، یعنی ایمان به این که خدای متعال همه را پس از مرگ، دوباره زنده می کند و به حساب اعمالشان رسیدگی فرموده، نیکوکاران را پاداش نیک و نعمت جاوید می دهد و بدکاران را به سزای کردارشان می رساند و این روز، قیامت» نامیده می شود.

معاد و ادیان و ملل
همه ادیان و مذاهبی که به پرستش خدای متعال دعوت می کنند و بشر را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی می نمایند، برای انسان، معاد و زندگی دیگری پس از مرگ قایلند، زیرا هرگز تردید نمی کنند که نیکوکاری وقتی ارزش خواهد داشت که پاداش نیکی به دنبال خود داشته باشد و چون این پاداش، در این جهان مشهود نیست، ناگزیر پس از مرگ در جهان دیگری و با زندگی دیگری خواهد بود. گذشته از آن، در مقابر بسیار باستانی که کشف می شود، علایم و آثاری دیده می شود که دلالت دارد بر این که انسان قدیم به زندگی دیگری پس از مرگ، ایمان داشته و به حسب اعتقاد خود برای این که مرده در آن جهان، آسایش داشته باشد، تشریفاتی انجام می داده است.

معاد در قرآن
قرآن کریم در صدها آیه، معاد را به مردم تذکر می دهد و هرگونه شک و ریب را ازآن نفی می کند و در موارد زیادی برای افزایش بصیرت و رفع استبعاد آفرینش نخستین اشیا، قدرت مطلقه خداوندی را به مردم یادآوری می نماید، چنان که می فرماید: اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفة فاذا هو خصیم مبین و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظم وهی رمیم قل یحییها الذی انشاها اول مرة و هو بکل خلق علیم (یس آیه 77 تا 79)، خلاصه ترجمه: آیا انسان نمی بیند که ما او را از قطره آبی آفریدیم؟ آن گاه به مقام مخاصمه بر می آید و آفرینش خود را فراموش می کند و برای ما مثل آورده، می گوید: این استخوان های پوسیده را چه کسی زنده می کند؟ بگو: آن ها را کسی زنده می کند که روز نخستین، از نیستی به وجود آورده است، چنان که روز نخستین آفریده، دوباره نیز می تواند وجود دهد. و گاهی افکار مردم را به زنده شدن زمین در بهار، پس از مرگ زمستانی، هدایت کرده، قدرت خدا را تذکر می دهد، چنان که می فرماید: و من آیته انک تری الارض خشعة فاذا انزلنا علیها المآء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحی الموتی انه علی کل شی ء قدیر (فصلت آیه 39)، خلاصه ترجمه: یکی از نشانه های خدای متعال این است که زمین را مانند مرده ای بی حس و بی حرکت مشاهده م یکنی و همین که بارانی نازل کردیم به جنبش درآمده، سرسبز می شود، خدایی که این زمین مرده را زنده می کند، مردگان را نیز زنده خواهد کرد، زیرا وی به همه چیز قادر وتوانا است. و گاهی از راه استدلال عقلی پیش آمده، نهاد خدادادی انسان را برای اعتراف به این حقیقت بیدار می کند، چنان که می فرماید: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما بطلا ذلک ظن الذین کفروا فویل للذین کفروا من النار ام نجعل الذین آمنوا وعملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار (سوره ص آیه 27 و 28)، خلاصه ترجمه: آسمان و زمین و آنچه را در میان آن ها است، بیهوده (و بازیچه) نیافریدیم (زیرا اگر همین بود که انسان مثلا به وجود آید وچند روزی بگردد و بخوابد و بمیرد و باز یکی دیگر به همین ترتیب مکرر شود، آفرینش جهان کاری بیهوده و بازیچه بیش نبود، با این که کار بیهوده از خدای حکیم سر نمی زند) آنان که به معاد کافرند، آفرینش را بیهوده پنداشته اند، آیا مردمان مومن و نیکوکار را با مردمی مفسد و تبه کار یکسان قرار می دهیم؟

زیرا در این جهان، نیکوکار و زشت کردار به پاداش کامل اعمالشان نمی رسند، اگر جهان دیگری در بین نباشد که در آن هرکدام از این دو دسته به پاداش مناسب رفتار و کردار خودشان برسند، هر دو دسته پیش خدا یکی خواهند بود و این منافی عدل الهی است.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 22:43 | لینک  | 

به نام خدا

عنوان «غرب و آخرالزمان» بلافاصله دو موضوع مرتبط اما مجزا را متبادر به ذهن می‌سازد و این سؤال را در ذهن شنونده ایجاد می‌کند که منظور گوینده کدام یک از این دو موضوع است و یا این مقاله کدامین موضوع را مورد بررسی و مطالعه قرار داده است؛

اول، مفهوم و مصداق آخرالزمان در فرهنگ و ادب غربی (غرب مسیحی) و دوم، رویکرد غرب به موضوع آخرالزمان‌ در عصر حاضر.
موضوع اول نگاه و نگرش حاکم و منتشر در ادب و ادبیات مذهبی غرب را دربارة «آخرالزمان، منجی‌گرایی و موعودگرایی» مورد مطالعه قرار می‌دهد و ویژگی‌های کلامی، تاریخی و گاه اجتماعی این بحث را در میان منابع و سابقه مذهبی غرب جست‌وگو می‌کند در حالی که در موضوع دوم جنبه و وجه اجتماعی و سیاسی پررنگ‌تر از وجه کلامی و تاریخی موضوع خود را می‌نماید.
آنچه این مقاله بر محور و بنیاد آن استوار شده وجه دوم، یعنی رویکرد غرب در عصر و شرایط حاضر به موضوع و مفهوم آخرالزمان و جست‌وجوی علت و انگیزه مخفی پشت این رویکرد است.
اگر چه باور به  موضوع آخرالزمان و انتظار ظهور
منجی همواره جزء لاینفک حیات فرهنگی و مذهبی عموم ملل جهان و از جمله غرب مسیحی بوده و مشرب‌های مختلف مذهبی علی‌رغم گوناگونی ادبیات و برداشت‌ها به نحوی بر این نکته تأکید داشته و آن را در میان خود زنده نگه داشته‌اند و بر این باورند که در موقعیت و زمانی خاص در آخرالزمان مردی برای رهایی بخشی انسان از عسرت و بحران و آلودگی ظهور خواهد کرد، لیکن مجموعه‌ای از حوادث و عوامل آشکار و نهان از نیمه دوم قرن بیستم میلادی باب گفت‌وگوی گسترده در این باره را گشود و سبب شد تا منابع، آرا و ادبیات موجود اما مسکوت و خاموش و مهجور در صورت‌های مختلف تجدید حیات بیابند و موجب بروز رویکرد جدید و بالنده به موضوع آخرالزمان و منجی‌گرایی شوند. این توجه و رویکرد محدود و منحصر به غرب مسیحی (ساکنین امریکا و اروپای غربی) نبود بلکه به صورت‌های مختلف تجلی و مصادیق این توجه و رویکرد را در اقصا نقاط عالم و از جمله شرق اسلامی نیز می‌توان ملاحظه کرد.
تحولات مختلف و چند وجهی (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و در عرصة طبیعت) نه تنها مسبب طرح مباحثی چون: آخرالزمان، پایان تاریخ، آینده جهان، حکومت جهانی و جهان آینده و ضرورت آمادگی برای استقبال از منجی موعود شد بلکه، موجب بروز:
۱٫ ادبیات مخصوص این عناوین در «سینمای غرب»،
۲٫ توسعه شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مذهبی به قصد گفت‌وگو دربارة ظهور منجی،
۳٫ توسعه فعالیت‌های تبلیغی و تبشیری مذهبی با نگرش به آخرالزمان،
۴٫ ظهور آموزه‌های آخرالزمانی و مذهبی در ادبیات سیاسی سیاستمداران غربی،
و بالاخره؛
۵٫ بروز موج گرایش به منجی‌گرایی و ادبیات انتظار در میان عموم ملل و نحل منتشر در جغرافیای خاکی جهان شد.
عموم پژوهشگرانی که موضوع بروز بنیادگرایی در غرب و به ویژه امریکا را (طی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی به بعد) مورد مطالعه قرار می‌دهند به خوبی واقف به نحوة بسط و بروز بنیادگرایی در سینما، رسانه‌های عمومی و فعالیت‌های اجتماعی و حتی سیاسی در غرب هستند. جریانی که طی همین مقاله مصادیق و آمار فراوان آن مطرح و بررسی می‌شود.
صرف‌نظر از رویکرد جدید و جدی غرب -به صورت عام- و مستکبرین پشت پرده -به صورت خاص- به این موضوع، امروزه شاهد گفت‌وگوی وسیع از آخرالزمان و قریب‌الوقوع بودن ظهور منجی آخرالزمان در میان سایر ملل و از جمله شرق اسلامی نیز هستیم چنانکه در ایران اسلامی، طی ده سال اخیر، بیش از تمامی ادوار گذشته باب گفت‌وگو از این موضوع باز شده و آثار فراوانی نیز منتشر شده است؛ اما چرا این همه گفت‌وگو؟

عوامل مؤثر در بسط گفت‌وگو از آخرالزمان
عواملی چند در بسط گفت‌وگو و کنکاش همه جانبه دربارة آخرالزمان، ظهور منجی، کیفیت ظهور و پیامدهای آن مؤثر است. چند وجهی بودن این امر، آن را نسبت با سایر موضوعات و مباحث متفاوت می‌سازد.
در میان جملة عوامل، از «مشیت خداوندی» و وقت گشوده شده نباید غفلت کرد. شاید سایر عوامل به تبع این امر حادث شده‌اند. وقت همان بخت است. «دولت بیدار» جناب حافظ شیرازی که وقتی روی می‌نماید، همه موانع را دور می‌سازد، نا ممکن‌ها را ممکن می‌سازد، شرایط موافق را ایجاد می‌کند و قلب‌ها را مساعد همراهی می‌کند.
نباید از نظر دور داشت که «انتظار» ذاتی وجود آدمی است و امر مشترک میان عموم ملل است که خارج از ظرف زمان و مکان به عنوان محرکی قوی انسان را متوجه و متذکر «آینده» و ضرورت «نیل به کمال» می‌سازد. از همین روست که وجوه مختلف آن را در میان آثار فرهنگی همه اقوام می‌توان ملاحظه کرد لیکن گاه غفلت چون خاکستری آن را می‌پوشاند و وقتی دیگر حوادث و شرایطی آن را چون اخگری سرخ نمایان می‌سازد. با تذکر دربارة این موضوع عوامل زیر را برای کنار رفتن این خاکستر و گرد و غبار می‌توان برشمرد:
۱٫ ظهور تمام قد بحران و بن‌بست در مناسبات فردی و جمعی مردم.
۲٫ ورود به هزارة جدید و احیای اندیشة هزاره‌گرایانه.
۳٫ رویکرد گستردة ساکنان غرب به معنا، مذهب و منجی‌گرایی.
۴٫ ظهور مصادیق پیشگویی‌های پیشینیان دربارة عصر ظهور در عرصه‌های مختلف.
۵٫ گفت‌وگو از پایان تاریخ در مطالعات اجتماعی- سیاسی.
۶٫ مشیت الهی و… .
عوامل دیگری را به این مجموعه می‌توان افزود. هر یک از این عناوین به تدریج مورد بررسی قرار خواهد گرفت اما پیش از هر گفت‌وگو می‌بایست از خود «گفت‌وگو از پایان» پرسش کرد و به این سؤال جواب داد که چرا انسان این‌گونه ازپایان پرسش می‌کند، و منشأ این سؤال کجاست؟
۱٫ ظهور تمام‌قد بحران و بن‌بست
پرسش از سرانجام و پایان سیر و سفر دراز انسان در عرصة زمین و گسترة تاریخ، متقدم، پرسابقه و ذاتی وجود بشر است. به همان سان که انسان از «مبدأ» می‌پرسد از «مقصد و پایان» نیز پرسش می‌کند.
اساطیر و ادیان هر کدام به نوعی پاسخگوی این سؤال ناگزیر بوده‌اند. این عبارت ترجمة شاعرانه و زیبایی نزد مولوی دارد:
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود
به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم؟
این پرسش و پاسخ ناظر بر دو وجه است. وجهی ناظر بر سرانجام غایی آمد و شد انسان در عرصة زمین است. رازی ناگشوده و سر به مُهر که به قول حکیم طوسی ـ فردوسی ـ دست‌یابی به پاسخ مناسب مشروط به گذر از نشئه دنیا و نیل به نشئه آخرت است.

همـه تـا در آز رفتـه فـراز
به کس وا نشد این در راز باز
به رفتن مگر بهتر آیدت جای
چو آرام‌گیری به دیگر سرای
این پرسش ذاتی برخاسته از روح بی‌قرار آدمی است که هماره سر در پی کشف راز هستی دارد و همین جستجو و تمنا او را از سایر موجودات متمایز می‌سازد و به عنوان جوینده و کاشف راز معرفی می‌نماید. تلاش و مجاهدة متفکران و بزرگان اهل معرفت هماره مصروف نیل به راز بزرگ هستی، پرسش از وجود و حقیقت هستی است.
اما در وجه دوم، این پرسش متوجه سرانجام زندگی در عرصة خاک، فصل پایانی حیات و آخرین مرحله از زیستن در زمین (در دو وجه شخصی و عمومی) قبل از ورود به عالم آخرت است.
چنانکه اشاره شد «بینش اساطیری» به نحوی و «ادیان، ملل و مذاهب آسمانی» به نحوی و «نحله‌ها و فرق غیردینی» نیز به نحو دیگر سعی در پاسخگویی به این پرسش‌ها داشته‌اند چنانکه هر یک «تصویری» از «آینده» را برای پیروان خود ترسیم نموده و ویژگی‌های آن را برشمرده‌اند.
امهات منابع فرهنگی و دینی شرقی ـ به ویژه اسلامی ـ ناظر بر پاسخ حقیقی به «پرسش انسان» است. پرسش از حقیقت هستی، راز هستی و بالاخره سرانجام آمدن و شدن، پاسخ دین به این پرسش عاری و پیراسته از «خودباوری»، «نیست انگاری» و «رویکرد به دنیا» است.
این پرسش متعلق به انسانی است که «متذکر مرگ» است و در امان از آلودگی به زندگی‌ای مملو از غفلت و رفاه، او که رویی به قبرستان و نگاهی به مرگ دارد و در مجاهدتی بزرگ در پی جستن راهی برای رویارو شدن با مرگ، کشف راز و نیل به رستگاری است.
در عصری که بشر مبتلای خودبنیادی است و خود را «فعّال ما یشاء» می‌شناسد و مستغنی از کلام آسمانی، از این پرسش خبری نیست و در مقابل گریز و غفلت از این پرسش از سر و روی انسان می‌بارد. همه آنچه پیرامون او را گرفته نیز به نحوی بر گسترة غفلت او از «مرگ» می‌افزاید. به قول استاد سید احمد فردید، «زندگی مرگ‌آلودی که انسان در آن گورستان را فراموش می‌کند۱»، «این زندگی منتهی به لذت‌پرستی، ارادة معطوف به قدرت به مرض و بیماری می‌انجامد»۲٫ در این نوع از زندگی که تمامیت «تاریخ غرب» را جلوه‌گر می‌سازد، انسان در پی رفاه و غافل از مرگ است. سیری تمام در ظاهر و ظاهرپرستی و رفت‌وآمدی تمام در باطل.
این جمله شگفت استاد فردید، پرده از واقعیتی شگفت‌تر نیز بر می‌دارد: در این وضع و تاریخ، مستضعف نیز می‌خواهد جای زندگی مرفه و مرضناک بورژوازی را بگیرد. گوئیا گوی سبقت را همگان از هم می‌ربایند.
در این نحوه از «زندگی کثیف»، همة «نگرانی» روح که حاصل دریدن پرده غفلت و پندار است، مبدل به «دغدغه و خلجان نفسانی» می‌شود. و همة همّ انسان مصروف دنیا و «عمل» بی‌فکر و ذکر برای تصرف و تملک دنیا.
هیهات که «شرق» و «انسان شرقی» در وقت غلبه، سیطره پررنگ «تاریخ غربی» در سایه و حاشیه فرو رفته است. انسان شرقی هم دیگر شناسای شرق نیست. در غفلت از حقیقت شرق و دینداری سر در پی رفاه و مدرنیته و دنیامداری گذراده است و به تبع روشنفکران و فراماسونرها و اولاد اسرائیل، دریافت‌ها و معارف دینی را با ادب و ادبیات غربی ترجمه می‌کند؛ جملگی را سکولاریزه می‌سازد، دنیوی می‌کند، ترجمه‌ای دنیوی و صرفاً این جهانی از دین و اقوال اولیای دین ارائه می‌دهد تا با آسودگی خاطر سیر در «فرهنگ و مدنیت» غربی کند.
در چنین وضعی انسان شرقی در غفلت تام، جملة مفاهیم دینی را از درون تهی و معادل نفسانی و شیطانی غربی را بر آن حقایق اصیل پوشاند و دست آخر خود را به ظاهری بدون باطن دلخوش می‌سازد.
به اقتضای این تاریخ و حسب غفلت از تفکر و تأمل دربارة امور کلی، انسان غربی مشغول و مبتلا به امور جزئی شد و تلاشی پیگیر و لاینقطع را برای نیل به قدرت، بهشت زمینی و آبادانی دنیا آغاز کرد. تا آنجا که این میل نفسانی در «مرکز توجه» او قرار گرفت و به تبع این وضع، نزاع قدرت‌طلبانه برای تغییر عالم و تصرف در زمین در گرفت و شاید بتوان این عصر را با عنوان «عصر جدال و رقابت ایدئولوژی‌ها»۳ شناخت که در عصر مدرن در قالب کلکسیون و مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های سیاسی اجتماعی ـ بریده و منقطع از تفکر و دین ـ در اندیشه و هوای تغییر جهان ارائه شدند. طی پنج قرن گذشته و پس از رنسانس در اروپا ـ و دویست سال اخیر در شرق و سرزمین‌های اسلامی تمامی همّ انسان معطوف به انکار ساحت معنوی و عرشی عالم شده است. همه چیز در یک نسبیت انگاری (relitivism) وحشتناک فراموش شده است. هیچ چیز قابل اطمینان و یقینی جز اراده و اهوای نفسانی انسان وجود ندارد۴٫
سوسیالیسم، فاشیسم، ناسیونالیسم، لیبرالیسم و سوسیال دموکراسی، جملگی به عنوان ایدئولوژی‌های مبتنی بر تفسیر اومانیستی و انسان مداری از عالم و آدم، بارزترین دستورالعمل‌های سیاسی و اجتماعی قرون جدید را پیشنهاد و سال‌های متمادی بشر مفلوک را به خود مشغول کردند. جملة این ایدئولوژی‌ها به قول «مارکس»‌ با هدف تغییر جهان پای در میدان گذاردند و میدان پرکشمکش و پرغوغایی را ایجاد کردند۵٫
سلب حیثیت معنوی از هستی در تاریخ جدید غربی، انسان را از «تعهد دینی» آزاد ساخت لیکن سرگشتگی و حیرانی را روزیِ او ساخت تا در اشتغال بی‌وقفه در «سیاست، توسعه، مدرنیته و نزاع بی‌پایان قدرت‌طلبانه» همه هستی و سرمایه‌های وجود خود را از دست بدهد.
با مطالعه‌ای ساده در تاریخ ایدئولوژی می‌توان دریافت که ارمغان جملة ایدئولوژی‌ها در چهار عبارت ساده: بازی سیاسی، تلاش برای توسعه، شهوت مدرنیته و بالاخره نزاع بی‌پایان برای قدرت بیشتر خلاصه می‌شود.
این همه به معنی اشتغال مداوم به «عمل»، بدون اتکا به «نظر» و نوعی عمل‌زدگی (پراگما‌تیسم) بی‌وقفه بود که طریق هرگونه آگاهی و معرفت از طریق تفکر و دین را برای انسان سد کرد.
شاید به همین جهت است که انسان علی‌رغم دست‌یابی به تکنیک و تکنولوژی، همه آرامش جان را از دست داده است. این سخن ناظر بر تأیید و تأکید بی‌عملی و «انفعال» نیست. عمل در تاریخ بحران‌زده غربی، ناظر بر هیچ حکمت، دین و حتی فلسفه به معنی اصیل لفظ نیست. این عمل، متکی به صورتی و سایه‌ای از تفکر فلسفی یعنی ایدئولوژی (غاصب دین و حکمت) عین ظهور امارگی نفس است. ورنه از دوران کهن و در میان متقدمین از میان فلاسفه، «سیاست مدینه» به عنوان «حکمت عملی»‌ با تکیه بر حکمت نظری امر تدبیر در امور ملکی و تنظیم مناسبات و معاملات مردم را عهده‌دار بوده است. در واقع همراهی و پیوستگی تمام میان عمل و نظر به تمامی اعمال معنی و سمت و سوی متعالی و حکیمانه می‌بخشید و مانع از ظهور و بروز آمادگی و در نتیجه اغتشاش و بحران مناسبات می‌شد.
«ایدئولوژی» به عنوان نظام‌نامه و پشتوانة ضعیف، نفسانی و سست عمل در تاریخ معاصر، متکی به خودبنیادی است. از این رو، این عمل‌، ره به دیاری روشن و سرانجامی میمون نمی‌پوید. به عبارتی این عمل، عمل علی‌(ع)۶ و انبیای عظام الهی نیست که مترادف با «طاعت» باشد. تکیه‌گاه عمل ـ اطاعت و بندگی ـ در حوزه معارف دینی دیانت و معرفت است و از همین منظر، تجلی بندگی در عمل فردی و جزئی، منجر به ظهور «عبودیت» و «ارادة معطوف به حق» می‌شود.
حسب سنت لایتغیر هستی۷، عمل متکی به ایدئولوژی بریده از دیانت، عین انانیت و خودبنیادی است و بحران نتیجة قطعی و محتوم آن.۸
حاصل محتوم ایدئولوژی به هر نحو و صرف‌نظر از عنوان و مبدع آن، «ارادة معطوف به قدرت»، امپریالیسم و استکبار ورزی است. خواه در هیتلر ظهور کند و یا موسولینی و یا کاپیتال دموکراسی امریکایی.

عوامل مؤثر در تحولات
اجتماعی غرب و شروع
تاریخ جدید:
• جنگ‌های صلیبی
• فتح اندلس
• کشف قاره امریکا
۱۵۱۷ ـ ۱۴۹۲
نتیجه:
•احیاء‌ منابع کهن فلسفی یونان
• مشاهده تجربه پیشرفت
مسلمین
• شکل‌گیری بوژروازی
• ایجاد انگیزه برای تغییر
نتیجه:
• جنبش عقلی رنسانس ۱۷۰۰ـ۱۴۰۰
• جنبش امانیسم ۱۵۱۷ـ۱۴۶۹
• پروتستانتیزم ۱۵۶۴ـ۱۵۱۷
• روشنگری ۱۹۰۰ـ۱۷۰۰
• انقلاب فرانسه ۱۸۱۵ـ۱۷۸۸
نتیجه:
• تولد نظام معرفتی جدید
• بسط فرهنگ غربی و لیبرالیسم
• شکل‌گیری امریکا
• شروع استعمارگری
• غلبه متدولوژی و علوم جدید
• شکل‌گیری تمدن غربی

بی‌گمان بحران حاصل و محصول «تزاحم و بن‌بست»‌است و درهم ریختگی، آشوب و انفعال محصول طبیعی و ناگزیر آن. خروج از اعتدال و مشی در طریق افراط و تفریط و تبدیل شدن «خودکامگی و خودبنیادی» به مشی عمومی مردم در خود و با خود تزاحم، بن‌بست و بحران را خواهد داشت.
اگرچه در هر دوره‌ای حسب شرایط مختلف نحوی بحران و تزاحم گریبان ابنای بشر را گرفته لیکن انباشت بحران و چندوجهی بودن آن در یک مقطع ویژة زمانی ما را متذکر ظهور تمام قد بحران و بن‌بست ساخته است.
تا پیش از این گرچه خودکامگی و خودبنیادی انسان بریده از وحی و غافل از غیب عالم و عالم غیبی را با «مسایلی» رو به رو می‌ساخت اما شیفتگی در برابر دستاوردهای علوم جدید و تکنولوژی باعث بود تا حل مسئله را از همان دستاوردها بخواهد، لیکن در شرایطی که ما از آن گفت‌وگو می‌کنیم حل کنندة مسئله نیز خود درگیر با بحران شده، به گونه‌ای که تصور می‌شود به تمامی انسان به برده و عبد بی‌چون مخلوق دست خود تبدیل شده است. اما صورت‌های مختلف این بحران را در وجوه نظری، فرهنگی و تمدنی می‌توان ملاحظه کرد. و شاید بتوان گفت فراگیری، ژرفا و چندوجهی بودن بحران مستولی و جاری در عصر حاضر نشانه‌های بارز، «تاریخ در بحران» یا «بحران در تاریخ غربی» دانست.

بحران ایدئولوژیک
در بررسی و مطالعه صورت‌های مختلف بحران که حیات فرهنگی و مادی انسان را در خود گرفته، گفت‌وگو از «بحران یا بن‌بست ایدئولوژی» را مقدم داشته‌ام. چه، بحران در صورت‌های مادی حیات و تباهی مدنیت مرهون بحران در عرصة حاکمیت است.
از این نکته نمی‌توان غفلت ورزید که به دلیل نسبت و ارتباط طولی سه ساحت «تفکر، فرهنگ و تمدن»، بحران در عرصة فرهنگی، بحران در عرصة تمدن را در پی دارد به همان سان که اقوام، قبل از آنکه از حیث فرهنگی مبتلای بحران و گسست شوند، در ساحت و عرصة تفکر و نظام نظری دچار بحران می‌شوند.
این ارتباط و نسبت در انجام اصلاحات و احیاگری و انقلاب نیز وجود دارد. اصلاحات و احیا، قبل از آنکه از عرصة تمدن و مناسبات و معاملات مادی آغاز شود، در گرو اصلاحات فرهنگی و احیاگری در این ساحت است ورنه انجام هر عملی و ارائه هر نسخه‌ای بر حجم اختلاط، اغتشاش و بالاخره گسترة بحران می‌افزاید. اقوامی که کپیه‌برداری از صورت‌های تاریخی گذشته را شرط کافی برای تجدید حیات می‌شناسند همواره در طریق بحران و ازدحام و تزاحم گام می‌زنند.
در بدو تاریخ جدید غربی، قرون ۱۵ و ۱۶م. خلع ید از دین و گسترش سکولاریزم، موجب بود تا بشر با مشی در طریق خود بنیادی، دریافت‌های حاصله از عقل کمی در تجربه‌گرایی را بی‌دخالت حجت آسمانی و وحیانی، برای دستیابی به کمال، امنیت، عدالت و بهره‌مندی کافی بشناسد. از این رو به همین دریافت‌ها نیز برای تنظیم «مناسبات اجتماعی، سیاسی» ـ به عبارت دیگر سیاست مدینه ـ بسنده کردند. از همین جا، قراردادهای اجتماعی و میثاق‌نامه‌ها، منبع و مشرب اولیه تنظیم و تدوین مناسبات شدند به تبع این وضع و پس از آن، گونه‌های مختلف «ایدئولوژی» عهده‌دار سیاست مدینه و تنظیم مناسبات سیاسی و اجتماعی شدند و هریک برای چندی با پیشنهاد پروژه‌ای جماعت انسانی را به امید دستیابی به گونه‌ای از برخورداری،عدالت و امنیت به دنبال خود کشیدند.
در حقیقت، انسان غربی به تبع روشنفکران و برخی فیلسوفان، «خیر» را از مجرای مجموعه‌ای از ایدئولوژی‌ها جستجو کرد در حالی که آنچه از آن به عنوان «خیر» یاد می‌کرد، جز پندار نبود. چه، حسب سنت لایتغیر هستی، جملة توانایی جسمی و تراوشات ذهنی انسان، به علت نقصان و اسارت در ضعف حدود خاص ناتوان از درک همه ساحات وجود و کشف وجوه آشکار و نهان هستی بود و امکان بالقوه برآوردن عموم نیازهای مادی و فرهنگی انسان را نداشت.
اگر چه برخی پژوهشگران به دلیل توجه به بنیادهای فلسفی، ایدئولوژی را تنها به مثابة زیرساخت نظام‌های سیاسی، اجتماعی مبتنی بر رویکرد نازیسم، فاشیسم و کمونیسم می‌شناسند و لیبرالیسم را از جغرافیای ایدئولوژی‌های نامبرده که نوعی «نظام ارزشی و نگاه فلسفی» با خود و در خود دارند منفک می‌شناسند لیکن باید توجه داشت که در دوران جدید ـ تاریخ غربی ـ با سپری شدن قرون وسطی و شروع «رنسانس» در نیمه قرن پانزدهم میلادی، غرب، قدم در میدانی گذارد که هیچ‌گاه مستغنی از ایدئولوژی به مثابة «نظام خودبنیاد بشری برای تنظیم مناسبات سیاسی اجتماعی، نگاه به آینده و اصلاح روابط مبتنی بر قوانین خود ساخته بشری» نبوده است چنانکه واسپس «نهضت اصلاح دینی» ـ پروتستانتیزم ـ در نیمه اول قرن شانزدهم میلادی، زمینة شکل‌گیری جریان «روشنگری قرن ۱۸ م.» با هدف تغییر شیوة اندیشیدن فراهم آمد. بشر غربی با گذار از منازل رنسانس، امانیسم و پروتستانیزم به عصر روشنگری رسیده بود. عصری که اندیشه تحلیلی، انتقادی را به جای اندیشه اسطوره‌ای [و دینی] گذارد.۸
جملة مدافعان و منتقدان روشنگری، بر این اصل پای می‌فشارند که شالودة روشنگری قرن ۱۸م. بینش این جهانی است و اساساً روشنگری ایدئولوژی این جهانی است.۹
روشنگری، به مدد نقد و جدل و تردید در تعیینات دینی، خود را از دست اصول ثابت دینی خلاص کرد تا جهان مطلوب و مفروض خود را به مدد عقل و خرد خودبنیاد بر ویرانه‌های معبد و کلیسا بسازد.۱۰
این بنا بر شالودة جدل و مجادلة نفس آدمی استوار بود و از این رو در خود و با خود فلسفة «تجربه و تغییر دائمی» را داشت.
«آنتونی آر بلاستر»، نویسنده کتاب ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب در مقدمه‌ای که برای بررسی مبانی فلسفی لیبرالیسم آورده می‌نویسد:
در بیشتر متون فلسفی، فلاسفة قرن هفدهم و هجدهم به دو گروه «عقل‌گر»ا و «تجربه‌گرا» تقسیم شده‌اند. بر این منوال دکارت، اسپینوزا و لایپ‌نینس عقل‌گرا لقب گرفته‌اند، وبیکن، هابز، لاک و بعدها هیوم، بنیانگذاران و حافظان سنت تجربه‌ای عمدتاً انگلیسی قلمداد شده‌اند. در دنیای انگلوساکسون تا به امروز حرمت تجربه‌گرایان محفوظ مانده و آثارشان مطالعه می‌شود.۱۱
مبانی آکادمیک تجربه‌گرایی، خود بخشی از تاریخ لیبرالیسم است. تفاوت‌های میان این دو گرایش نیز به نوبة خود برای لیبرالیسم واجد اهمیت است. گرچه برای منظور کنونی، فصل مشترک این دو سنت بیش از تفاوت‌های آنها اهمیت دارد: این فصل مشترک، تأکید بر تجربة فردی به عنوان مبنای علم و یقین است [خود بنیادی] در نظر گرفتن تجربة حسی فرد به مثابة مبنای معرفت [استغنای از وحی]، هستة تجربه‌گرایی لاک را تشکیل می‌دهد. دکارت نیز از خرد آغاز کرد.
جانشینی انسان به جای حق، تبدیل دین به قانون، تصرف جایگاه ارزش‌های خدایی توسط اصالت سود و ترقی و بالاخره تبدیل مذهب به اخلاق هدونیسم۱۲ (لذت‌جویی، لذت‌گرایی)، چهار رکن فرهنگی و پس از آن تمدنی عصری را تشکیل دادند که از آن با عنوان «عصر جدید» یا «تاریخ جدید غرب» یاد می‌کنیم، تاریخی که اینک به تمامی در بحران گرفتار آمده است.

پی‌نوشت ها:
۱و۲٫ قردید، احمد، دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان ، چاپ و نشر منظر، صص ۲۷۱ ـ ۲۷۰٫
۳٫ شایان ذکر است که به دنبال ترجمة ناقص واژة «ایدئولوژی» در سال‌های اخیرنوعی اغتشاش در فهم بسیار معانی و مفاهیم فلسفی و دینی را سبب بوده است.
برای اولین بار واژة «ایدئولوژی» توسط یک پوزیتویست فرانسوی به نام «دوستوت دوتراسی» به سال ۱۷۹۶ میلادی ابداع گردید. و مراد از این واژه «علم بررسی تجربی افکار و اندیشه‌ها با روش‌های تجربه‌گرایی (امپریسم) بود.» تجربه‌گرایی بر این ایده مبتنی است که اطلاعات و داده‌های حسی به مبنای «شناخت» و معرفت به شمار می‌روند. کارل مارکس در سال ۱۸۴۶م. در کتاب ایدئولوژی آلمانی این واژه را مترادف «باورهای کاذب و باطل که حقیقت امور را از فهم آدمی پنهان می‌کنند به کار گرفت.
جامعه‌شناسان سیاسی معاصر، ایدئولوژی را مترادف نظام منسجمی از آرا و افکار که مشمول گسترة هستی شناختی، اخلاقی و سیاسی معاصر، ایدئولوژی را محصول عصر تجدد می‌دانند چنانکه «بشلر، ژان» در کتاب ایدئولوژی چیست [ترجمه علی اسدی، شرکت سهامی انتشار، ص۵] ایدئولوژی را اساساً محصول عصر تجدد و فراگرد دنیوی شدن فرهنگ تعریف می‌کند.
امروزه در ایران، در ادبیات سیاسی، ایدئولوژی را حمل بر «تفکر دینی» می‌کنند.
۴٫ همان ـ ص۴۷۰٫
۵٫ زرشناس،شهریار،فلسفه، سیاست و ایدئولوژی.
۶٫ من نمی‌گویم ایدئولوژی غلط است، در غرب ایدئولوژی با تمام شدن «جهان‌بینی» شروع می‌شود و ایدئولوژی در عمل است اما عملی که نمی‌توان گفت عمل علی‌ابی‌طالب است. یعنی بگوییم ایدئولوژی علی؛ دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان.
۷٫ سیر عزلت و غیبت دین از صحنه مناسبات اجتماعی و سیاسی غربی از سال‌های اولیة قرن پانزدهم میلادی با پشت سر نهادن نقاط عطف مهمی چون: رنسانس، امانیسم، نهضت اصلاح دینی و انقلاب فرانسه شروع و ساحات مختلف حیات فرهنگی و مادی را در نوردید و در قرن هجدهم با غلبة «روشنگری» به تمامی آشکار گردید.
در سال ۱۷۹۴ م. به طور رسمی کنوانسیون ملی فرانسه به دنبال انقلاب ۱۷۸۵م. دخالت کلیسا را در امور سیاسی ممنوع ساخت و در سال ۱۹۰۵م. به دنبال آن قانون، دخالت کلیسا به حداقل رسید و نظام سکولار بر عموم نهادهای اجتماعی سایه افکند.
۸٫ کاسیرز، ارنست، فلسفة روشنگری، ترجمه یدالله موقن، ص۲۷٫
۹٫ همان ـ ص۲۹٫
۱۰٫ همان ـ ص۱۹٫
۱۱٫ آنتونی آربلاستر، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، نشر مرکز، ص۱۹۰٫
۱۲٫ هدونیسم ـ hedonism لذت‌گرایی. مذهب اصالت لذت.

برگرفته از سایت :المهدویه

نوشته شده توسط سعید در ساعت 21:53 | لینک  | 

تزکیه نفس و مراحل آن از منظر قرآن

عباس، گوهر. کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی. استاد راهنما: اسکندرلو، محمد جواد. استاد مشاور: تحریری، محمد باقر. 1385ش. 219 صفحه. تعداد منابع: 121.

کلید واژه

تزکیه، تعلیم، تربیت، تلاوت، علم اخلاق، معنویت، توحید، فضایل

چکیده

رسول خدا با استناد به آیه دوم سوره جمعه، سه امر مهم را به عهده داشتند: 1. گرفتن آیات از سوی پروردگار و آشنا کردن گوش ها و افکار با این آیات، 2. آموزش حقایق قرآن و جهانی کردن آن، 3. تزکیه نفوس و تربیت ملکات اخلاقی و انسانی مردم که مهم ترین وظیفه پیامبر(ص) به شمار می رود.

تزکیه نفس در هر عصری مورد توجه انبیا و اولیای الهی بوده و قرآن نیز مباحث اخلاقی فراوانی را در این باره مطرح کرده است. شایسته یادآوری است که انسان ها در عصر حاضر بیش از هر زمانی به اخلاق، عرفان و معنویت نیازمندند.

با مطالعه این بحث و با نگاه عمیق، درمی یابید که سر رشته تمام فضائل اخلاقی از توحید نشأت گرفته است. بنابراین هرچقدر ایمان انسان قوی باشد، فضایل اخلاقی او نیز به همان اندازه ظهور خواهد کرد؛ زیرا این اخلاق است که شرک خفی و پوشیده را آشکار کرده، سالک را از ضعف خویش آگاه می سازد. امام جعفر صادق(ع) می فرماید: زهد، ده درجه دارد. برترین درجه زهد، پایین ترین درجه ورع، برترین درجه ورع، پایین ترین درجه یقین و برترین درجه یقین، پایین ترین درجة رضا است.

هدایت و ضلالت در قرآن کریم

احسانی، محمد صفر. کارشناسی ارشد علوم قرآنی. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: کریمی، جعفر. استاد مشاور: عزیزی کیا، غلامعلی. 1385ش. 85 صفحه. تعداد منابع: 72

کلید واژه

هدایت، تکوینی، تشریعی، ضلالت، عوامل، انبیا، ائمه(ع)، علما، طاغوت، تقلید، مراتب

چکیده

مسئلة هدایت از مهم ترین و ریشه دارترین مسائلی است که در کتاب های آسمانی به ویژه قرآن مجید، روایات مورد توجه قرار گرفته است. از آن جا که موضوع «هدایت» به زندگی تمام مخلوقات (غیبی و شهودی) مربوط است ودر حقیقت همه موفقیت ها، محرومیت ها، سعادت ها و بدبختی های انسان به هدایت صحیح یا ناصحیح بستگی دارد، از این رو بسیار درخور توجه و اهمیت است.

هدایت در تمام هستی جریان دارد. هیچ موجودی از موجودات را نمی توان یافت که انوار هدایت به گونه ای در آن تجلی نکرده باشد. اگر هدایت نبود، موجودی به وجود نمی آمد و به فرض وجود، قدرت ادامه هستی را نداشت. هدایت طبق آیات و روایات به دو نوع تکوینی ـ که تمام موجودات واز جمله انسان را در بر می گیرد ـ و تشریعی ـ که مجموعه ای از قوانین و مقررات الهی است که برای تنظیم امور زندگی دنیا و آخرت انسان ها وضع شده است ـ تقسیم شده است.

این رساله که با عنوان «هدایت از دیدگاه قرآن کریم» مورد بررسی قرار گرفته، مشتمل بر مقدمه، پنج فصل و نتیجه گیری است.

در فصل اول به کلیات و مفاهیم لغوی و اصطلاحی هدایت از دیدگاه اهل لغت و قرآن کریم پرداخته شده است.

فصل دوم که شامل دو قسمت است، در بخش نخست هدایت تکوینی و اقسام آن و در بخش دیگر هدایت تشریعی و نقش انسان را در پذیرش هدایت مورد بررسی قرار داده است.

در فصل سوم عوامل و زمینه های هدایت بیان شده است.

فصل چهارم به بررسی عوامل ضلالت همچون: طاغوت های زمان، دوستان ناباب، تقلید از گذشتگان، پیروی از اکثریت نااهل و همچنین به تبیین زمینه های ضلالت مانند: شیطان، دنیاپرستی و... اختصاص دارد.

در فصل پنجم مراتب هدایت (اسلام، ایمان به خدا و ولایت) و مراتب ضلالت (مرض قلب، انحراف و کفر) مورد بررسی قرار گرفته است.

عصمت اهل بیت در آیه تطهیر

طاهری، محمد یوسف. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: فقیهی، سید احمد. استاد مشاور: موسوی فراز، سید محمدرضا. 1385ش. 189صفحه. تعداد منابع: 166.

کلید واژه

عصمت، گناه، معصومین(ع)، آیة‌ تطهیر، اراده، تکوینی، تشریعی، اهل بیت(ع)، رجس

چکیده

این رساله مشتمل بر پنج فصل، یک خاتمه و یک جمع بندی است:

فصل اول شامل بیان مسئله، سؤال ها، پیشینه، اهداف و روش تحقیق است.

فصل دوم به بررسی عصمت در لغت، عصمت در اصطلاح و ماهیت عصمت از دیدگاه های مختلف کلامی و فلسفی پرداخته است.

در فصل سوم منشأ عصمت؛ یعنی مصونیت معصومین(ع) از گناه و خطا بحث شده است.

فصل چهارم به تفسیر و تحقیق مهم ترین مفردات آیه شریفه تطهیر، اثبات این آیه شریفه در واقعه کسا، عدم ارتباط مفهوم و معنای این آیه با آیات پیش و پس از خود، روایات مربوط به شأن نزول و حکمت های قرار گرفتن آیه شریفه تطهیر بین آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) پرداخته است.

در فصل پنجم که محور پایان نامه به شمار می رود مطالب زیر بررسی شده است: تقسیم اراده (تکوینی و تشریعی) و اثبات تکوینی بودن آن در آیه شریفه تطهیر، مقصود از اهل بیت(ع) هنگام نزول آیه، منظور از رجس و تطهیر و اثبات عصمت.

مفهوم شناسی بطن قرآن از منظر فریقین

طباطبایی، سید حیدر. کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی«ره». استاد راهنما: رضایی اصفهانی، محمد علی. استاد مشاور: معرفت، محمد هادی. 1385ش. 472صفحه. تعداد منابع: 72.

کلید واژه

مفهوم، بطن قرآن، تطبیقی، مفسّر، محدث، فریقین، پیامبر اکرم(ص)، حجّت، مصادر

چکیده

این رساله به «مفهوم شناسی بطن قرآن از منظر فریقین» اختصاص دارد و برای اولین بار به جمع آوری و بررسی تطبیقی گفتار تمام دانشمندان مفسر و محدث (شیعه و سنی) اقدام کرده است.

در این جا به همراه اثبات بطن قرآن، به اثبات صحت وجود بُعد ماورای ظواهر آیات قرآن و ردّ شبهه عدم صحت پرداختن به بطن قرآن نیز به دلیل اشتراک آن با باطنیه، پرداخته شده است.

در بخش دیگری از این رساله به بیان دیدگاه های دانشمندان صاحب نظر فریقین (موافقان و مخالفان) با نگرش هایی متفاوت، به امور متفرع بر اثبات اصل بطن قرآن، همچون امکان فهم آن برای غیر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، چند راه برای استخراج بطن قرآن و معیارها و ضوابط تمییز بطن معتبر آیات از بطن های غیر معتبر و میزان حجت بودن آن ها بر اساس روش های مختلف، اشاره شده و در پایان نیز نمونه های روایی بطن آیات در مصادر شیعه (با سند و دلیل) مورد بررسی قرار گرفته است.

حق و باطل از دیدگاه قرآن

عرفانی، علی ظفر. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: سعدی، محمد جواد. استاد مشاور: مهدی زاده، حسین. 1385ش. 102صفحه. تعداد منابع: 47.

کلید واژه

حق، باطل، معیار، مصادیق، حق مطلق، وسوسه، شیاطین، شرک، کفر، جاوید

چکیده

این رساله با موضوع «حق و باطل از دیدگاه قرآن» در شش فصل نوشته شده است.

فصل اول به بیان مسئله، روش، پیشینه، ضرورت، سؤال ها، فرضیه ها و هدف تحقیق پرداخته است.

فصل دوم در مورد معنای لغوی و اصطلاحی حق و باطل، معنای اصطلاحی واژه حق و حقوق و معانی واژه حق و باطل در قرآن، جامعه و تاریخ است.

فصل سوم به ملاک ها و معیارهای حق و باطل اختصاص دارد.

فصل چهارم به مباحثی پیرامون مصادیق حق پرداخته است؛ مانند خداوند متعال که در قرآن به عنوان حق مطلق از آن یاد شده است؛ زیرا کوچک ترین بطلانی در ذات او راه ندارد.

فصل پنجم در مورد مصادیق باطل است؛ همچون: وسوسه های شیاطین، شرک و کفر.

فصل ششم به آثار و عاقبت حق و باطل اختصاص دارد.

در پایان، این نتیجه به دست آمده است که حق، منبع انواع برکات است و آنچه جاوید می ماند حق است.

اسراف و آثار آن از دیدگاه قرآن و سنت

موسوی، سید علی احمد. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: باقری، علی اوسط. استاد مشاور: عزیزی کیا، غلامعلی. 1385ش. 173صفحه. تعداد منابع: 82.

کلید واژه

اسراف، اقتصادی، اموال عمومی، بینش، گرایش، روانی، عواقب، دنیوی، اخروی

چکیده

اسراف از جمله آسیب ها و آفت هایی است که بشر به آن دچار می شود و آثار زیان باری را در پی دارد. «اسراف» در قرآن مجید، معنی وسیع و گسترده ای دارد و به دو دسته تقسیم می شود: یکی اسراف در امور اقتصادی مانند: اسراف در اموال عمومی و بیت المال مسلمانان، اسراف در آب و منابع انرژی و... و دیگری اسراف در امور غیر اقتصادی و تجاوز از حد و قوانین الهی مانند: اسراف در قصاص، تعدی از مسیر فطرت و شرک ورزیدن به خداوند، خودکامگی و سلطه مداری، فساد در زمین و.... همچنین عوامل (بینشی، گرایشی و روانی ـ تربیتی)، آثار و عواقب شوم اسراف (دنیوی و اخروی) مورد بررسی قرار گرفته اند.

زندگی اجتماعی پیامبر اکرم(ص) از منظر قرآن

اعجاز نگری، محمد. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: فاکر میبدی، محمد. استاد مشاور: حسینی، سید علی اکبر. 1385ش. 378 صفحه. تعداد منابع: 338.

کلید واژه

زندگی اجتماعی، زندگی فردی، اخلاق، پیامبر اکرم(ص)، سیره، بعثت، ولادت، جزیره العرب، عقاید، هجرت، وحی، تبلیغ، فرهنگی، پیمان

چکیده

این پایان نامه با موضوع «زندگی اجتماعی پیامبر(ص) از منظر قرآن» و در چهار بخش تنظیم شده است:

بخش اول (کلیات) دارای دو فصل است: در فصل اول تعریف سیره، سنت و زندگی جامعه و در فصل دوم زندگی انفرادی، اجتماعی، جایگاه و اهمیت زندگی دنیوی و اجتماعی، ضرورت تمسک به الگوی الهی و قرآنی و مراحل زندگی پیامبر اسلام(ص) بیان شده است.

بخش دوم به زندگانی پیامبر(ص) از ولادت تا بعثت اختصاص دارد و مشتمل بر سه فصل است: فصل اول به اوضاع اجتماعی جزیرةالعرب، ارزش های جامعة حجاز قبل از ولادت پیامبر(ص) و حوادث مهمی که در آستانه ولادت پیامبر(ص) رخ داده بود اشاره دارد. فصل دوم در مورد ولادت پیامبر(ص) و دوران جوانی آن حضرت است و در فصل سوم، عقاید پیامبر و خانوادة آن حضرت(ص) (قبل از بعثت) و همچنین آئینی که پیامبر(ص) قبل از بعثت از آن پیروی می کردند مورد بررسی قرار گرفته است.

بخش سوم در چهار فصل تنظیم شده و بعثت پیامبر(ص)، شیوه های تبلیغ پیامبر گرامی اسلام(ص) و رفتار و اخلاق ایشان را مورد بررسی قرار داده است.

بخش چهارم به زندگانی پیامبر(ص) از هجرت تا رحلت اختصاص دارد.

بررسی آیات کیهان شناسی در تفاسیر شیعی معاصر (با تاکید بر المیزان و نمونه

شریفی، محمد نعیم. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: رفیعی محمدی، ناصر. استاد مشاور: دشتی، سید محمود. 1385ش. 219 صفحه. تعداد منابع: 147.

کلید واژه

تفسیر، تفسیر علمی، آفرینش، خلقت، آسمان، زمین، خورشید، حرکت، جاذبه

چکیده

این پژوهش، آیات کیهان شناسی قرآن را در تفاسیر معاصر شیعه مورد بررسی قرار داده و از میان آن ها حقایق ناب قرآنی را در زمینة موضوعات کیهان شناسی، روشن و آشکار ساخته است.

در این رساله علاوه بر دو تفسیر «المیزان» و «نمونه» از پانزده تفسیر معاصر شیعی دیگر نیز استفاده شده است.

این رساله در یک مقدمه و دو بخش عمده تنظیم شده است: در مقدمه از مبادی تصوری بحث، سخن گفته شده است.

بخش اول به تبیین کلیات و مبانی بحث می پردازد که خود از سه فصل تشکیل شده است: فصل اول شامل مفهوم شناسی برخی لغات و اصطلاحات مهم رساله است. در فصل دوم دیدگاه های مفسران دربارة جامعیت قرآن و مباحثی مربوط به آیات علمی قرآن، اهداف آیات علمی در قرآن، دسته بندی این آیات و مسئله تعارض یا عدم تعارض علم و دین مطرح شده است و فصل سوم به مباحثی چون: تفسیر علمی قرآن و پیشینة آن در اسلام، جهش در سیر تدوین تفسیر علمی و علل آن، دلایل و دیدگاه های موافقان و مخالفان تفسیر علمی، معیارهای تفسیر علمی صحیح و رابطة تفسیر علمی قرآن با اعجاز علمی آن پرداخته است.

در بخش دوم، موضوعات کیهان شناسی در هفت فصل ذیل بررسی شده است: آغاز آفرینش جهان، خلقت زمین و آسمان های هفت گانه، مراحل آفرینش کیهان در قرآن، انبساط در عالم هستی، قرآن و قانون گرانش عمومی، حرکات خورشید و شکل و حرکت زمین در قرآن.

در این فصل ها مجموعاً شصت آیة قرآن در تفاسیر مختلف مورد دقت و بررسی قرار گرفته و از میان تعداد زیادی از اشاره های علمی قرآن در موضوعات یاد شده، اعجاز علمی قرآن در زمینه های گسترش جهان، جاذبة عمومی اجسام، حرکات خورشید و حرکات زمین اثبات شده است.

نقش تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و حدیث

حسین کاظمی، سید اشتیاق. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: طرقی اردکانی، مجید. استاد مشاور: حسینی زاده، سید عبدالرسول. 1385ش. 151 صفحه. تعداد منابع: 95.

کلید واژه

تربیت، والدین، انتخاب، همسر، انعقاد، نطفه، دوران، بارداری، غذا، حلال، حرام، آداب، مباشرت، تغذیه، نوزادی، کودکی، محبت، تنبیه، تشویق، احترام، نوجوانی، جوانی

چکیده

این پایان نامه با عنوان «نقش تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و احادیث» در یک مقدمه و پنج فصل تنظیم شده است:

فصل اول شامل: مقدمه، بیان مسئله، سابقه و ضرورت تحقیق، هدف و روش تحقیق، واژه شناسی و مراحل تربیت است.

فصل دوم در مورد نقش تربیتی والدین قبل از بسته شدن نطفه و دوران بارداری است. در این فصل به مسائلی همچون: انتخاب همسر و شرایط آن، دعا برای طلب فرزند صالح، تأثیر غذای حلال و حرام در تربیت فرزند، رعایت کردن آداب مباشرت، زمان و مکان آمیزش، اهمیت دوران بارداری، مسئولیت پذیری مادر، مراقبت ها و توصیه های دوران بارداری، نقش تغذیة زن باردار، برنامه غذایی زنان باردار، تأثیر غذای مادر در جنین، توصیه ها و دستورهای پزشکی و بالاخره پاداش زن باردار پرداخته شده است.

فصل سوم به نقش تربیتی والدین در دوران نوزادی اختصاص دارد.

فصل چهارم مربوط به نقش تربیتی والدین در دوران کودکی است.

فصل پنجم در مورد نقش تربیتی والدین در دوران نوجوانی و جوانی است که در دو قسمت مورد بررسی قرار گرفته است ؛ نخست در بحث نوجوانی به مطالبی از قبیل: مسئولیت خانواده در تربیت فرزند، مشورت کردن با نوجوانان، انتخاب دوست، مراقبت محیط و آموزش نوجوان و در قسمت دوم (بحث جوانی) به شغل جوان، عوامل موفقیت در انتخاب شغل و نقش والدین در انتخاب همسر برای جوان پرداخته شده است.

سوگندهای قرآنی

حسین، عابد. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: حسینی زاده، سید عبدالرسول. استاد مشاور: فاکر میبدی، محمد. 1385ش. 141 صفحه. تعداد منابع:78.

کلید واژه

سوگند، قرآن کریم، التزامی، تحقیقی، منفی، مثبت، اقسام

چکیده

این رساله با عنوان «جایگاه سوگند در قرآن کریم» در پنج فصل تنظیم شده است:

در فصل اول، بعد از بیان مسئله، پیشینة سوگند، ضرورت تحقیق و اهداف آن توضیح داده شده است.

در فصل دوم، مباحثی همچون: معنای لغوی «قسم» و واژه های هم افق آن، تعریف اصطلاحی آن و ارکان قسم مورد بررسی قرار گرفته است.

در فصل سوم، انواع سوگند در قرآن از لحاظ معنی و محتوا شرح داده شده است.

در فصل چهارم به ارتباط مقسمٌ به و مقسمٌ له و تفسیر آیات سوگند پرداخته شده است.

در فصل پنجم، ضمن بیان اهداف سوگندهای قرآنی به این سؤال پاسخ داده شده است که: چرا خداوند کریم در قرآن، اسلوب قسم را به کار گرفته است؟

اعتدال و میانه روی از منظر قرآن و حدیث

عاقلی، عیسی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: کریمی، جعفر. استاد مشاور: حسنی اردکانی، عبدالرسول. 1385ش. 135صفحه. تعداد منابع:64.

کلید واژه

اعتدال، میانه روی، آفرینش، اعتقاد، توحید، افعالی، صفاتی، انبیا، اولیاء، عبادت، اقتصاد، اخلاق، امید، بیم، حیاء، دوستی، دشمنی، راه رفتن، امر به معروف، نهی از منکر، شوخی، گریه، خنده، سرانجام، تکمیل، ایمان، تندرستی، ضلالت، فساد، عذاب، جهنم، فقر، شفاعت، حسرت

چکیده

این پایان نامه با عنوان «اعتدال و میانه روی از منظر قرآن کریم و حدیث» در چهار فصل و یک نتیجه گیری تدوین شده است:

فصل اول به ضرورت و بیان موضوع، سؤال اصلی، سؤال های فرعی، فرضیه ها، پیشینه و روش تحقیق، ابزار گردآوری اطلاعات، اهداف، موانع و مشکلات تحقیق، معنای اعتدال در لغت و در اصطلاح قرآن کریم و احادیث اسلامی اختصاص دارد.

فصل دوم به اقسام و ابعاد اعتدال (اعتدال در آفرینش، اعتقاد، اعمال، اخلاق و رفتارهای فردی و اجتماعی) پرداخته است.

فصل سوم به مهم ترین آثار و نتایج مثبت و پیامدهای بی توجهی به آن اشاره دارد؛ از جمله: سرانجام نیک، کامل شدن ایمان، تندرستی و سلامتی، ضلالت و گمراهی، فساد در جامعه، گرفتار شدن به عذاب جهنم، فقر و نداری و محروم شدن از شفاعت در روز قیامت.

در فصل چهارم، مهم ترین عوامل و زمینه های خروج از اعتدال از نظر آیات و روایات مورد دقت و توجه قرار گرفته است؛ از جمله: جهل و نادانی، پیروی و تقلید کورکورانه از گمراهان، غفلت، دوستی دنیا و پیروی از خواهش های نفسانی.

معاشرت و آداب آن از دیدگاه قرآن کریم

واعظی، عنایت علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: قوامی، سید صمصام الدین. استاد مشاور: طرقی اردکانی، مجید. 1385ش. 135صفحه. تعداد منابع: 53.

کلید واژه

معاشرت، آداب، جامعه شناسی، روان شناسی، الزامی، ترجیحی، توبیخی، معنوی، رذایل، اخلاق، گمراهی، شیطان، صمیمیت، روابط، دوستانه

چکیده

این رساله پس از بررسی مفاهیم معاشرت و آداب مصاحبت، با نگاهی گذرا به ضرورت معاشرت، مبانی و اصول آن را از دیدگاه جامعه شناسی و روانشناسی علما مورد بررسی قرار داده، آن را با استفاده از آیات و احادیث اسلامی بررسی می کند.

از آن جا که این مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است، این پژوهش راه های صحیح انواع معاشرت، چه معاشرت معنوی با انبیا و امامان و چه معاشرت با زن و فرزند و...، را ارائه داده است.

قرآن مجید از معاشرت و همنشینی با کسانی که به رذائل اخلاقی آلوده اند و موجب گمراهی و تباهی انسان می شوند به شیطان تعبیر کرده است.

در زندگی اجتماعی انسان ها آنچه بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دارد وجود روابط حسنه بین افراد است. بزرگ ترین مشکل جهان امروز مشکل آب و نان نیست؛ بلکه مشکل اصلی، روابط دوستانه بین افراد و اجتماعات است.

حضرت عیسی(ع) در قرآن

حسین خان، ظهور. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش:علوم قرآن و حدیث. مدرسة‌عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: علوی مهر، حسین. استاد مشاور: باغبانی، جواد. 1385ش. 143صفحه. تعداد منابع: 88.

کلید واژه

عیسی(ع)، فرهنگ، یهود، مسیحیت، احکام ثابت، احکام متغیر، نبوّت، معجزات، کرامات، مبارزات، دعوت، ادیان، اسلام، عروج

چکیده

از آن جا که قرآن، دین خاتم است، بی شک مواجهه آن با فرهنگ های مختلف، مواجهه ای مستمر خواهد بود؛ از این رو بررسی مواجهه قرآن با فرهنگ های زمان نزولش همچون فرهنگ یهود و مسیحیت، امری لازم و ضروری است.

بررسی شخصیت حضرت عیسی(ع) در قرآن و حدیث نشان می دهد که برخورد قرآن با این فرهنگ، برخوردی اصلاحی است نه بنیان کن و احکام قرآن نیز در باب مسیحیت، آمیزه ای از احکام ثابت و متغیر است.

این رساله به بررسی زندگی و شخصیت حضرت عیسی(ع) در قرآن پرداخته و در شش فصل تنظیم شده است.

فصل اول به طرح و موضوع رساله اختصاص دارد.

فصل دوم به بررسی آغاز زندگی خاندان حضرت عیسی(ع) پرداخته است.

در فصل سوم، نبوت، معجزات و کرامات حضرت عیسی(ع) مطرح شده است.

فصل چهارم به مبارازت و دعوت های آن حضرت اختصاص دارد که مهم ترین دعوت این پیامبر مانند سایر پیامبران الهی، دعوت به توحید بوده است.

در فصل پنجم، حضرت عیسی(ع) از نظر ادیان بزرگ آسمانی (اسلام، مسیحیت و یهود) مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است.

در فصل ششم، فرجام و عروج حضرت عیسی(ع) مطرح شده است.

تجسم اعمال از دیدگاه قرآن

عدنان، هاشم. کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: اسکندرلو، محمد جواد. استاد مشاور: قیومی، محمد باقر. 1385ش. 167صفحه. تعداد منابع: 98.

کلید واژه

تجسم، اعمال، چهره، نورانی، تاریک، خندان، عبوس، ثروت اندوزان، مستکبر، مجرم، ایمان، معاد، جسمانی، حکمت، متعالیه

چکیده

این پایان نامه در چهار فصل و یک خاتمه به تجسّم اعمال از دیدگاه قرآن کریم پرداخته است:

فصل اول شامل: مقدمه، ضرورت، اهمیت، فرضیه، اهداف و انگیزه ها، پیشینه تحقیق، مفهوم شناسی، حقیقت تجسم اعمال و امکان آن، محدودیت ها و مشکلات آن است.

فصل دوم به تأکید قرآن بر مسئله تجسّم اعمال اختصاص دارد. در این بخش، آیات مورد بحث در ده دسته بررسی شده است.

فصل سوم در مورد ترسیم، ظهورو چهرة انسان ها در قیامت است. این فصل به بررسی چهره های نورانی و تاریک، روسفیدان و روسیاهان، چهره های خندان و عبوس، ثروت اندوزان، مستکبران و مجرمان پرداخته است.

در فصل چهارم، نخست به تجسّم اعمال از دیدگاه اهل سنّت و روایات و سپس به معاد جسمانی، تجسّم اعمال از نظر حکمت متعالیه و علم روز پرداخته شده است.

تجلی قرآن در صحیفه سجادیه

رحیمی، سلمان علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: احسانی فر، محمد. استاد مشاور: نقیب زاده، محمد. 1385ش. 219صفحه. تعداد منابع: 99.

کلید واژه

تجلی، قرآن، صحیفه سجادیه، سجاد(ع)، بهره گیری، اثرپذیری، تفسیر، حاملان، مفسر

چکیده

این رساله با عنوان «تجلّی قرآن در صحیفه سجادیه» به بازنمایی جلوه هایی از قرآن مجید در صحیفه سجادیه پرداخته و در چهار فصل تنظیم شده است:

در فصل نخست، ضمن اشاره به طرح تحقیق و مسائل مربوط به آن، مفاهیم کلیدی موضوع نیز مطرح شده است. سپس با اشاره به زندگانی امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه ـ که برگرفته از اندیشه و افکار قرآنی آن حضرت است ـ به عنوان یکی از متون اصیل اسلامی معرفی شده است.

در فصل دوم با توجه به عمق ارتباط صحیفه سجادیه با قرآن، به ذکر نمونه هایی از بهره گیری ها و اثرپذیری های کلام امام سجاد(ع) از قرآن کریم و شیوه های آن، پرداخته شده است.

در فصل سوم با توجه به این که امام زین العابدین(ع) از مفسران و ترجمان واقعی وحی است به نمونه هایی از بینش تفسیری آن حضرت از قرآن کریم اشاره شده است.

در فصل چهارم مباحثی از قبیل: عناوین و اوصاف قرآن کریم، نزول قرآن کریم، گستره هدایتی قرآن کریم، نیازمندی قرآن به تفسیر، حاملان و مفسران قرآن، مصونیت قرآن از تحریف و... بررسی شده است.

مراتب بندگی از دیدگاه قرآن و سنّت

رجایی، محمد علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: فاطمی، سید احمد. استاد مشاور: کریمی، جعفر. 1385ش. 136صفحه. تعداد منابع:54.

کلید واژه

بندگی، عبودیت، ویژگی، مراتب، علم، معرفت، اخلاص، عشق، محبت

چکیده

عبودیت و بندگی در درگاه خداوند احدیت، یکی از واژه های کلیدی و مهمّ در زندگی دنیوی انسان به شمار می آید و به طور کلی زندگی بدون آن، معنی و مفهوم خود را از دست خواهد داد و انسان را به یک ابزار بی فکر و بی محتوا تبدیل خواهد کرد؛ از این رو برای تبیین اهمیت موضوع عبودیت و بندگی و ویژگی های آن، این رساله در چهار فصل تنظیم شده است:

فصل اول: کلیات،

فصل دوم: مراتب عبودیت و بندگی بر پایه علم و معرفت،

فصل سوم: مراتب عبودیت بر پایه اخلاص در عبادت،

فصل چهارم: مراتب عبودیت بر اساس درجات عشق و محبت نسبت به ذات حق.

تحدّی و مراحل آن در قرآن

شیرازی، سید مجتبی حیدر. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی. مدرسة‌ عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: محامی، مصطفی. استاد مشاور: فاکر میبدی، محمد. 1385ش. 187صفحه. تعداد منابع: 129.

کلید واژه

تحدّی، قرآن، معجزه، نبوّت، انکار، تهمت، فصاحت، بلاغت، الفاظ، محتوی

چکیده

قرآن، معجزه جاوید و ماندگار رسول خدا(ص) ـ که طراوت و تازگی آن در هر عصری نمایان است ـ در طول تاریخ، از زوایای گوناگونی مورد تدبر و اندیشه قرار گرفته است. بحث تحدی، یکی از دریچه های حقیقت نمای قرآن است که معجزه بودن قرآن را ثابت می کند. این پایان نامه بحث تحدی را در شش فصل مورد بررسی قرار داده است:

فصل اول به بیان کلیات و مفهوم شناسی اختصاص دارد.

فصل دوم به پیش زمینه های تحدّی اشاره کرده است.

فصل سوم، ارکان و پیشینة تحدی را بیان کرده است. عرب در دوران جاهلیت (هنگام بعثت پیامبر(ص)) در شعر، سخنوری، فصاحت و بلاغت به اوج شکوفایی رسیده بود و حکمت الهی چنین بود که معجزة پیامبرش در زمینه های فصاحت و بلاغت، فصیح ترین و بلیغ ترین سخنان باشد.

فصل چهارم به مراحل تحدی از حیث نزول آیات و نظریه هایی در این مورد پرداخته است.

فصل پنجم، عکس العمل مخالفان را در برابر تحدی بیان می کند؛ برای مثال یک نویسنده مسیحی در دوران معاصر در معارضه با سوره های حمد و کوثر برخاست و این امر موجب رسوایی او و افزوده شدن بر عظمت قرآن گردید، بنابراین هرگز نمی توان به مقابله با قرآن پرداخت.

فصل ششم به بعضی شبهات و اشکالات در این مورد پاسخ داده است.

سوء ظنّ در خانواده از نظر قرآن و حدیث

کاظمی، سید شاهد حسین. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: حقانی، ابوالحسن. استاد مشاور: مظفر، حسین.1385ش. 126صفحه. تعداد منابع: 71.

کلید واژه

سوء ظنّ، بد اندیشی، بد گمانی، خانواده، پیش گیری

چکیده

این تحقیق با عنوان «سوءظن در خانواده از نظر قرآن و حدیث» در پنج فصل تنظیم شده است:

فصل اول به تعریف خانواده، انواع، عوامل تشکیل دهنده و اهمیت تشکیل خانواده پرداخته است.

فصل دوم در مورد مفهوم شناسی سوءظن و کلمات مترادف آن است.

فصل سوم به انواع سوءظن اختصاص دارد که عبارت اند از: سوءظن به خود، سوءظن به خدا، سوءظن در خانواده و سوءظن در جامعه.

در فصل چهارم، آثار زیان بخش و شوم سوءظن در این جهان و جهان آخرت را مورد بررسی قرار داده است.

در فصل پنجم، از راه های پیش گیری و درمان سوءظن بحث شده است.

اسرائیلیات در تفاسیر قرآن (با تاکید بر جامع البیان طبری و مجمع البیان

ناصری، محمد علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: قوامی، سید صمصام الدین. استاد مشاور: احسانی فر، محمد. 1385ش. 195 صفحه. تعداد منابع: 146.

کلید واژه

اسرائیلیات، جزیره العرب، یهود، اموی، اشاعه، موضع گیری، اقدام عملی، تمسک، مودت، اهل بیت، امام علی(ع)، امام رضا(ع)، امام حسن عسکری(ع)، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عباس، اباذر غفاری، حذیفه یمانی، علامه طباطبایی، فخر رازی، مقاتل بن سلیمان، عبدالله ابن عمرو بن عاص، تمیم داری، کعب الاحبار، ابن جریح

چکیده

این تحقیق با عنوان «نفوذ اسرائیلیات» در یک مقدمه و پنج فصل تنظیم شده است. در مقدمه به تبیین موضوع، پیشینه، ضرورت، روش و سؤال های اصلی و فرعی تحقیق پرداخته شده است.

فصل اول به مفهوم لغوی و اصطلاحی واژه های اسرائیل و اسرائیلیات، جمع بندی معنای این دو واژه و تبیین عوامل چهارگانه اختصاص دارد:

1. حضور اهل کتاب در جزیرةالعرب قبل از اسلام.

2. ضعیف بودن فرهنگ عرب.

3. کینه یهود نسبت به اسلام.

4. حکومت اموی و نقش آن در اشاعة اسرائیلیات.

در فصل دوم، عوامل و زمینه های پیدایش ورود اسرائیلیات مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل سوم، گستره اسرائیلیات را از دیدگاه تفاسیر مورد بحث و بررسی قرار داده است.

فصل چهارم، برخورد با اسرائیلیات را مورد بررسی قرار داده است. این برخوردها عبارت اند از:

1. برخورد پیامبر اکرم(ص) با اسرائیلیات:

الف ـ موضع گیری پیامبر اکرم(ص) در برابر دل باختگان فرهنگ اهل کتاب؛

ب ـ اقدام عملی پیامبر اکرم(ص) برای از بین بردن آثار خرافات اهل کتاب؛

ج ـ سفارش خصوصی پیامبر(ص) به تمسک و مودت با اهل بیت اطهار(ع)؛

د ـ سفارش پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان در مورد عرضه روایات بر قرآن.

2. برخورد ائمه و اصحاب با اسرائیلیات:

الف ـ واکنش امام علی، امام رضا و امام حسن عسکری(ع)؛

ب ـ واکنش عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود، اباذر غفاری و حذیفه یمانی؛

ج ـ موضع گیری علمای فریقین، علامه طباطبایی، فخر رازی و علمای اهل سنت.

در فصل پنجم، نمونه ها و شیوه نقد روایات اسرائیلی، بررسی نمونه ها و زیرمجموعه های آن بیان شده است که عبارت اند از:

مقاتل بن سلیمان، عبدالله بن عمرو بن عاص، تمیم داری، کعب الاحبار، ابن جریح.

مبانی حقوق از دیدگاه قرآن و حدیث

احمدی، سلطان. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: وحدتی شبیری، سیدحسن. استاد مشاور: مغیسه، غلامرضا. 1385ش. 123صفحه. تعداد منابع: 80.

کلید واژه

حقوق، مبانی، قواعد، اصول موضوعه، توحید، معاد، کرامت، ذاتی، اکتسابی، عدالت، حکمت

چکیده

این تحقیق، تلاشی است برای پاسخ به این سؤال که مبانی حقوق از دیدگاه قرآن و حدیث چیست؟ مبانی حقوق از دیدگاه قرآن و روایات عبارت است از: توجیه ویژگی های قواعد حقوقی بر اساس اصول موضوعه که در ارتباط با حقوق از قرآن کریم و احادیث استنباط می شود.

اصول و مفاهیمی که ویژگی قواعد حقوقی بر اساس آن توجیه می شود، از دیدگاه قرآن کریم و احادیث عبارت اند از: خدامحوری و توحید، اصل معاد، کرامت ذاتی و اکتسابی انسان، اصل عدالت و اصل حکمت بالغه الهی.

قانون گذاری انسان بدون اذن خداوند با اصل توحید در تضاد است؛ زیرا حداقل چیزی که برای یک موحد لازم است این است که توحید در ذات، توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت تکوینی و تشریعی و توحید در الوهیت را پذیرفته باشد.

قانون گذاری انسان بدون اذن خداوند با کرامت ذاتی انسان نیز منافات دارد و تأمین کننده کرامت اکتسابی و هدف نهایی انسان نیست؛ زیرا همه انسان ها بر اساس کرامت ذاتی شان، آزاد و مختار آفریده شده اند و هیچ کس حتی پیامبران حق حاکمیت ذاتی بر انسان را ندارد و از آن جا که فقط خداوند بر همه ابعاد وجودی انسان آگاهی دارد، فقط او حق دارد برای انسان قانون وضع کند.

بر اساس اصل عدالت از دیدگاه قرآن و روایات، قوانینی عادلانه است که از سوی خداوند باشد. بنابراین، رعایت قوانین و حقوق اجتماعی برای به دست آوردن فضیلت، کرامت و رضایت الهی لازم است و از دیدگاه قرآن و روایات معصومین(ع)، انبیا، ائمه معصومین(ع) و فقهای عادل در کشف، بیان و اجرای قوانین صاحب اذن هستند و اطاعت از آن ها لازم است.

عبرت آموزی در قرآن و روایات

رحیمی، حسین علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: مولایی نیا، عزت الله. استاد مشاور: حاجی ده آبادی، محمد علی. 1385ش. 182 صفحه. تعداد منابع: 90.

کلید واژه

عبرت، ابتلاء، تقوی، علم، تفکر، تعقل، بصیرت، خردمندان، صابران، شکرگذار، تربیت، هدایت، امنیت، هوای نفس، کوردلی، باور، رفاه طلبی

چکیده

این پژوهش با عنوان «عبرت آموزی در قرآن و روایات» در هفت فصل سامان یافته است:

فصل اول به مقدمه، بیان مسئله، سؤال های پژوهش، بیان ضرورت، اهمیت، اهداف و پیشینه تحقیق اختصاص دارد.

فصل دوم درباره مفهوم شناسی و ضرورت عبرت آموزی است و جنبه های مختلف عبرت آموزی از جمله: عبرت در فرمانبری از پیامبر اکرم(ص) و عدم آن، عبرت در حیوانات، زمین، آسمان و... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

در فصل سوم، مهم ترین عوامل عبرت آموزی طبق نصوص، آیات، تاریخ، سیر و گردش، آثار باستانی و طبیعت بررسی شده است.

فصل چهارم به بررسی زمینه های عبرت آموزی از منظر قرآن و روایات پرداخته است.

فصل پنجم عبرت پذیران را از منظر قرآن و روایات مورد نقد و بررسی قرار داده است.

فصل ششم به آثار نتایج عبرت پذیری و نتیجه آن مانند تربیت و هدایت انسان، رشد و رسیدن به کمال، ایجاد امنیت و آرامش و... پرداخته است.

فصل هفتم درباره موانع عبرت پذیری است و مهم ترین آن موانع عبارت اند از: حسادت، هوای نفس، کوردلی، ناباوری، ناامیدی به حیات اخروی، رفاه طلبی و دنیاطلبی.

محبت اهل بیت(ع) از دیدگاه قرآن و حدیث

محقق زاده، محمد علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: محامی، مصطفی. استاد مشاور: انتصاری، عبدالصالح. 1385ش. 190 صفحه. تعداد منابع:150.

کلید واژه

محبّت، اهل بیت(ع)، ضروریات، اجر، رسالت، اساس، دین، ایمان، معیار، عبادت، نعمت، شناخت، الگو، دوستی، دشمنی، شفاعت، مغفرت

چکیده

محبت اهل بیت پیامبر(ص) یکی از ضروریات دین مبین اسلام است و قرآن نیز در آیه بیست و سوم از سورة شورا به مودت ذوی القربی؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) تأکید کرده و آن را اجر رسالت پیامبر اسلام(ص) قرار داده است.

در این رساله بر اساس مستندات قرآنی و روایی، ثابت شده است که مصادیق «قربی» اهل بیت مطهر پیامبر اسلام(ص) هستند.

ادعای محبت نسبت به هر محبوبی وقتی می تواند صادق باشد که محب از تمام لوازم محبت برخوردار باشد، محبت اهل بیت پیامبر(ص) نیز لوازم و شرایط خاصی دارد که شناخت اهل بیت، الگو گرفتن از ایشان، عمل به دستورات شان، به دست آوردن رضایت اهل بیت، دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان ایشان و همراهی کردن آن ها در اندوه و شادی از مهم ترین لوازم و شرایط آن است.

استکمال دین، تقرب به خدا، بهره مند شدن از شفاعت اهل بیت، بخشیده شدن گناهان، برخورداری از امنیت در صحرای محشر، راهیابی به بهشت جاویدان و محشور شدن با اولیای الهی از آثار گران بهایی است که در محبت اهل بیت(ع) نهفته است.

بررسی آرای شرق شناسان پیرامون گزارشات تاریخی قرآن

ناطقی، غلام حسین. کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: زمانی، محمدحسن. استاد مشاور: رضایی اصفهانی، محمد علی. 1385ش. 254 صفحه. تعداد منابع: 319.

کلید واژه

شرق شناسی، تاریخ، اسلام شناسی، گزارش، یهود، مسیح، اعراب، بنی امیه، زرتشت، پارسیان، وحی، ابراهیم، آزر، تارح، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، هامان، فرعون، سامری، ذوالقرنین، عیسی، اصحاب کهف

چکیده

این رساله دارای دو بخش است:

بخش اول با عنوان «کلیات و مبانی» مباحثی همچون: قرآن، تعریف شرق شناسی، پیشینة تاریخی شرق شناسی، اسلام شناسی، مطالعات قرآنی در غرب، تاریخ و تاریخ نگاری در جوامع بشری و اسلام، تاریخ نگاری قرآن، زبان و اعجاز گزارشات تاریخی قرآن را مورد بررسی قرار داده است.

قرآن به عنوان اصلی ترین منبع دین اسلام از همان آغاز مورد توجه غربیان بود و تاکنون تحقیقات گسترده ای در ابعاد مختلف آن انجام داده اند. این مطالعات به دو دسته کلی تقسیم می شوند؛ اول: مطالعات درون متنی؛ یعنی مطالعاتی که مستقیماً معارف قرآنی را مورد بررسی قرار می دهد و دوم: مطالعاتی که از بیرون به قرآن می نگرد.

بخش دوم، دیدگاه شرق شناسان را پیرامون گزارش های تاریخی قرآن در دو فصل مطرح کرده و مهم ترین اشکالات آنان را درباره صحت گزاره های تاریخی قرآن پاسخ داده است.

آثار دنیوی گناه از منظر قرآن

محمدی، عبدالاحد. کارشناسی ارشد علو م قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: مرادخانی، احمد. استاد مشاور: تحریری، محمد باقر. 1385ش. 199 صفحه. تعداد منابع: 109.

کلید واژه

گناه، آثار، فردی، اجتماعی، دنیا، آخرت، تکوینی، تشریعی، کبیره، بیماری، قلب، جسم، حبط، اعمال، مکر، نابودی

چکیده

گناه دردنیا و آخرت پیامدهای فراوانی به همراه دارد. این رساله با عنوان «پیامدهای دنیوی گناه از منظر قرآن» در سه فصل تنظیم شده است:

فصل اول شامل مباحث کلی و مقدماتی گناه است. در این فصل، نخست گناه از دیدگاه قرآن و سپس جایگاه آن در قرآن و علوم دیگر مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین گناه کبیره، ملاک و معیار شناخت آن و شناسایی گناهان کلیدی از موضوعات دیگری است که در این فصل به آن پرداخته شده است.

فصل دوم به آثار فردی گناه از جمله: امراض قلبی ناشی از گناه، سنت های الهی در مورد افراد گناهکار و بیماری های جسمی که ریشه در گناه دارد پرداخته است.

فصل سوم به آثار اجتماعی گناه اختصاص دارد. در این فصل، آثاری مورد بررسی قرار گرفته است که متوجه یک شخص یا افراد خاص نیست؛ بلکه همة افراد جامعه را دربرمی گیرد. عذاب و خشم الهی در مورد اقوام و ملت های گذشته که در گناه و طغیان به سر می بردند و نمونه هایی از آن در عصر کنونی، از مباحث دیگری است که در این فصل به آن اشاره شده است.

مبانی الگو شناسی از منظر قرآن و نقش تربیتی آن

صوفی، شبیر احمد. کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: حاجی ده آبادی، محمد علی. استاد مشاور: مرادخانی، احمد. 1385س. 264 صفحه. تعداد منابع: 85.

کلید واژه

اسوه، الگو، حسنه، تأسی، تأثیر، صاحبان اندیشه، مومنان، متقین، بندگان حق، ابراهیم، صبر، ایوب، شعیب، پاک دامنی، یوسف، لقمان، مومن آل فرعون، مریم، آسیه، اصحاب کهف، ساحران، بنی اسرائیل، سیئه، ابلیس، قابیل، کنعان، نمرود، ابولهب

چکیده

این پایان نامه، مبانی اسوه از منظر قرآن و نقش تربیتی آن را مورد بررسی قرار داده است.

منظور از اسوه، حالتی است که انسان هنگام پیروی از غیر خود پیدا می کند و ممکن است این اسوه، نیک یا بد باشد؛ از این رو قرآن کریم وقتی اسوه ای را معرفی می کند، همراه آن قید حسنه می آورد؛ یعنی صفات و حالاتی که در پیامبر(ص) وجود دارد برای ما قابل تأسی و پیروی است.

«الگو» هم برای نمونه های انسانی کاربرد دارد و هم برای نمونه های غیر انسانی؛ اما «اسوه» فقط در مورد نمونه های انسانی به کار می رود.

روش الگویی، یکی از مهم ترین روش های تربیت است. از آن جا که انسان نمی تواند بدون تربیت صحیح به سعادت واقعی برسد، روش تربیت الگویی انسان را به این باور می رساند که راه کمال و پیشرفت، برای او نیز وجود دارد. روش الگویی به دلیل بعضی مزیت ها مانند: انتقال سریع مطالب، بالا بردن اعتماد به نفس و... تأثیر بیشتری روی الگوپذیر دارد.

قرآن کریم به صورت صریح، پیامبر گرامی اسلام، حضرت ابراهیم(ع) و یارانش را اسوه حسنه معرفی کرده و به پیامبر نیز دستور داده است که به هدایت پیامبران پیشین اقتدا کند.

باید به این نکته توجه داشت که همة اسوه های قرآنی خاص مردان نیست و به یک جنس خاص نیز اختصاص ندارد؛ مانند حضرت مریم و حضرت آسیه(س). از روش های جالب قرآن در تربیت الگویی این است که فقط به اسوه حسنه نپرداخته، بلکه اسوه سیئه را نیز متذکر شده است؛ مانند: ابلیس، قابیل، کنعان، نمرود، ابولهب، زن حضرت نوح، زن حضرت لوط و زن ابولهب.

در اسوه پردازی یا اسوه گیری باید از آسیب هایی که دامنگیر این روش می شوند جلوگیری کرد؛ از جمله: لغزش الگو، ناهماهنگی الگوها، فرا انسانی جلوه دادن اسوه های دینی، تقدس زدایی از الگوهای دینی و... تا بتوان الگوها را به صورت صحیح تبیین کرد و متربیان را از حیرت و سردرگمی نجات داد.

بررسی تطببیقی نظریات جمع قرآن

جعفری، سید شیدا حسین. کارشناسی ارشد علوم قرآنی. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: معموری، علی. استاد مشاور: زمانی، محمدحسن. 1385ش. 173صفحه. تعداد منابع: 157.

کلید واژه

تطبیقی، نظریات، تاریخی، غالیان، شیعه، فریقین

چکیده

این پایان نامه با عنوان «بررسی تطبیقی نظریات جمع قرآن» در یک مقدمه و هفت فصل تنظیم شده است. در این نوشتار، زمینه های تاریخی و نیز سه مرحله جمع قرآن بیان شده است. همچنین ثابت شده است که قرآن با دقت گردآوری شده و قرآنی که بر پیامبر اسلام نازل شده، دقیقاً به اصالت خویش باقی و از هر گونه تحریف مصون مانده است.

در بخش دیگری از این رساله، به برخی از اشکالاتی که به سبب غالیان متوجه شیعه شده پاسخ داده شده است.

گفتنی است که درباره «نظریات جمع قرآن» بین فریقین و علمای شیعه هیچ اختلافی وجود ندارد و اگر اختلافی به چشم خورد، با دقت پژوهشگران قابل رفع است.

زندگی اجتماعی پیامبر اکرم(ص) از منظر قرآن

اعجاز نگری، محمد. کارشناسی ارشد قرآن و حدیث. مدرسة عالی امام خمینی(ره). استاد راهنما: فاکر میبدی، محمد. استاد مشاور: حسینی، سید علی اکبر. 1385ش. 379صفحه. تعداد منابع: 338.

کلید واژه

اجتماعی، پیامبر(ص)، سیره، سنّت، فردی، دنیوی، جزیره العرب، بعثت، هجرت، تبلیغ، اخلاق، جنگ، عهد، حکومت، جانشین

چکیده

این پایان نامه با عنوان «بررسی زندگی اجتماعی پیامبر(ص) از منظر قرآن» در چهار بخش تنظیم شده است:

بخش اول به تعاریفی از قبیل: سیره، سنت، زندگی انفرادی و اجتماعی، جایگاه و اهمیت زندگی دنیوی، ضرورت تمسک به الگوی الهی و قرآنی و مراحل زندگی پیامبر اسلام(ص) اختصاص دارد.

بخش دوم «زندگانی پیامبر(ص) از ولادت تا بعثت» را به خود اختصاص داده و مشتمل بر سه فصل است: فصل اول به اوضاع اجتماعی جزیرةالعرب، ارزش های جامعة حجاز قبل از ولادت پیامبر(ص) و حوادث مهم آستانه ولادت پیامبر(ص)، فصل دوم به ولادت پیامبر(ص) و دوران جوانی آن حضرت و فصل سوم به عقاید پیامبر و خانواده آن حضرت قبل از بعثت و همچنین آیینی که پیامبر(ص) قبل از بعثت از آن پیروی می کرد پرداخته است.

بخش سوم به «زندگانی پیامبر(ص) از بعثت تا هجرت» اختصاص دارد و مشتمل بر چهار فصل است: در فصل اول، بعثت پیامبر(ص) و معنای لغوی و اصطلاحی وحی و فلسفه آن، در فصل دوم، شیوه های تبلیغ پیامبر گرامی اسلام(ص)، در فصل سوم، رفتار پیامبر گرامی اسلام(ص) با مردم و در فصل چهارم، اخلاق پیامبر در جامعه بررسی شده است.

بخش چهارم به «زندگانی پیامبر(ص) از هجرت تا رحلت» اختصاص دارد و مشتمل بر پنج فصل است: فصل اول دربارة هجرت پیامبر و کیفیت آن، فصل دوم دربارة جنگ های پیامبر(ص)، فصل سوم دربارة رفتارهای اجتماعی پیامبر(ص) در مدینه، فصل چهارم دربارة عهد و پیمان های پیامبر(ص) و فصل پنجم دربارة تشکیل حکومت پیامبر(ص)، نیازهای حکومت، جانشینان رسول اکرم(ص) در بلاد، آینده نگری پیامبر(ص) و تعیین جانشین از سوی پیامبر(ص) است.

حکومت امام عصر(عج) از منظر قرآن و سنّت

موسوی، سید محمد داود. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما:‌ حسینیان، مهدی. استاد مشاور: جبّاری، محمدرضا. 1385ش.

کلید واژه

امام عصر(عج)، حکومت، دموکراسی، اریستوکراسی، تئوکراسی، هویت، کارایی، آرمانی، تفاوت، تضاد، انبیا، صالحان، ظهور، جهانی

چکیده

این رساله با عنوان «حکومت امام عصر از منظر قرآن و سنت» از دو بخش تشکیل شده است: در بخش اول، کلیات تحقیق مانند: تبیین مسئله اصلی، سؤال های اصلی و فرعی، فرضیه ها، ضرورت، پیشینه، محدودیت ها، هدف و روش تحقیق، بیان شده است.

بخش دوم در هشت فصل تنظیم شده است:

در فصل اول ابتدا معنای حکومت و سپس انواع حکومت مانند: دموکراسی، اریستوکراسی و تئوکراسی از نظر هویت و کارآیی برای ادارة یک حکومت آرمانی به چالش کشیده شده است تا تفاوت ها و تضادهای این حکومت ها با حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه شریف مشخص شود.

در فصل دوم با توجه به آیات و تفاسیری که در این زمینه وجود دارد، حکومت انبیا و صالحان مورد بررسی قرار گرفته است تا به تفاوت ها و ویژگی های منحصر به فرد حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه شریف پی برده شود.

فصل سوم به مقایسه کلی میان اوضاع جهان در عصر قبل از ظهور و بعد از ظهور حضرت پرداخته است.

از فصل چهارم تا فصل هفتم، مباحث مربوط به حکومت حضرت و ویژگی های آن از دیدگاه قرآن و سنت و نیز سیرة حکومتی حضرت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

در فصل هشتم، پیامدها و ثمرات مفید و شیرین حکومت جهانی حضرت به صورت فهرست وار بیان شده است.

نقد و بررسی آداب و رسوم هزاره ها

حکمتی، ابراهیم. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: صالحی، محمدجواد. استاد مشاور: دولت آبادی، بصیراحمد. 1385ش. 332 صفحه. تعداد منابع: 138.

کلید واژه

آداب، رسوم، فرهنگ، جامعه، نژاد، زبان، مذهب، سرزمین، جمعیت، هزاره، جشن، عزاداری، ازدواج، طلاق

چکیده

از دیدگاه یک محقق انسان شناس، آداب و رسوم یک ملت و چگونگی رفتار روزمره آنان با یکدیگر، قابل توجّه و تأمل است. آداب و رسوم از زیرمجموعه های فرهنگ یک جامعه به شمار می رود.

این تحقیق با عنوان «نقد و بررسی آداب و رسوم هزاره ها» در پنج فصل تنظیم شده است:

در فصل اوّل از اهداف، ضرورت، محدوده، سؤال های اصلی و فرعی، مفهوم فرهنگ و عناصر آن، جایگاه آداب و رسوم در فرهنگ، نقد و بررسی آداب و رسوم و معیارهای نقد، سخن گفته شده است.

فصل دوّم به معرفی هزاره ها پرداخته و از نژاد، زبان، مذهب، سرزمین، جمعیت و سابقه تاریخی هزاره ها بحث شده است.

فصل سوّم، آداب و رسوم هزاره ها در شادی ها و جشن ها، معرفی و نقد شده است.

فصل چهارم به آداب و رسومی که هزاره ها در ایام عزاداری و مصیبت انجام می دهند اختصاص دارد، این مسئله از دیدگاه اسلام نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

فصل پنجم به بررسی خانواده در جامعه هزاره ها، ازدواج و طلاق، آموزش هزاره ها، چگونگی ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر، چگونگی احوالپرسی و... پرداخته است.

آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار

ساعدی، محمد. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: باقری، علی اوسط. استاد مشاور: عزیزی کیا، غلامعلی. 1385ش. 561 صفحه. تعداد منابع: 267.

کلید واژه

امامت، ولایت، تفسیر المنار، علی(ع)، ائمه(ع)، مفسران، متکلمان، شیعه، خلافت، امام، رشید رضا، فضائل

چکیده

در قرآن کریم، آیات فراوانی به مسئله امامت و ولایت اختصاص داده شده که این آیات، نشان دهندة ارج و مقام امیرمؤمنان علی(ع) و ائمه معصومین(ع) است. مفسران و متکلمان شیعه با استناد به این آیات، خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع) را اثبات و جایگاه امامت و ویژگی های امام را بیان کرده اند. این رساله در سه فصل، دلالت آیات و وجوه مورد استناد شیعه را بیان نموده و به شبهات رشید رضا در این موارد پاسخ گفته است.

فصل اول به مسائل کلی و پیش نیاز بحث اختصاص دارد.

فصل دوم، آیات امامت و ولایت را مورد بررسی قرار داده و در هر مورد به شبهات یا کم توجهی های رشید رضا پاسخ داده است؛ این آیات عبارت اند از: آیه امامت، ولایت، اطاعت، تبلیغ و اکمال.

فصل سوم به آیاتی اشاره کرده که بیانگر فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) و امامان معصوم(ع) است. این آیات عبارت اند از: آیه لیلةالمبیت، آیه مباهله، آیه برائت، آیه نفاق، آیه صادقین، آیه سقایة الحاج، آیه محبت و آیه بینه.

بررسی تطبیقی آیات و روایات تقیه از نظر فریقین

ملک، الله وصایا. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: کاردان، رضا. استاد مشاور: ضمیری، محمدرضا. 1385ش. 265 صفحه. تعداد منابع: 153.

کلید واژه

تقیه، تطبیقی، اثبات، مشروعیت، شیعه، سنّی، علما، ادلّه عقلی، اجماع، سیرة‌ عقلا، احکام تقیه، استثنائات، شبهات

چکیده

این رساله در نُه فصل با عنوان «بررسی تطبیقی آیات و روایات از نظر فریقین» به دو موضوع پرداخته است: یکی اصل اثبات و مشروعیت تقیه و دیگری پاسخ به شبهات آن.

هدف از تدوین این پایان نامه، دفاع از حریم تشیع و اسلام ناب محمدی(ص) و آشنا کردن مسلمانان (شیعه و سنی) با این موضوع مهم است؛ زیرا مشروعیت تقیه در شریعت اسلام ثابت شده است و هیچ کس حق ندارد این حکم قرآن را نسخ کند.

فصل اول: کلیات تحقیق؛

فصل دوم: تاریخچه؛

فصل سوم: معنی لغوی و اصطلاحی تقیه و دیدگاه علمای شیعه و سنی درباره آن؛

فصل چهارم: آیات تقیه؛

فصل پنجم: روایات شیعه و سنی درباره تقیه؛

فصل ششم: ادله عقلی، اجماع و سیره عقلا؛

فصل هفتم: احکام تقیه؛

فصل هشتم: استثنائات تقیه؛

فصل نهم: بررسی اشکالات و شبهات تقیه.

قلب و نقش آن در معارف الهی از دیدگاه قرآن

حیدری، محمد کاظم. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: حسینی زاده، عبدالرسول. استاد مشاور: سحرخوان، محمد. 1385ش. 456 صفحه. تعداد منابع:337.

کلید واژه

قلب، شناخت، معرفت، ابزار معرفت، خدا شناسی، انسان شناسی، طبیعت شناسی، مراتب، زمینه ها، بیداری، توبه، مراقبه، محاسبه

چکیده

این رساله با موضوع «قلب و نقش آن در معارف الهی از دیدگاه قرآن» در یک مقدمه، چهار بخش و یک خاتمه تنظیم شده است:

بخش اول: کلیات بحث

این بخش داری پنج فصل است؛ فصل اوّل به مفهوم واژه قلب در لغت و اصطلاحات مختلف علمی، فصل دوم به حقیقت و ماهیت قلب، فصل سوم به واژگان هم افق یا مترادف قلب، فصل چهارم به روابط قلب و فصل پنجم به انواع قلب و رنگ های آن اختصاص دارد.

بخش دوم: معرفت قلبی، دلایل، منابع، ابزار و مراتب آن

این بخش دارای پنج فصل است؛ فصل اوّل به امکان شناخت قلبی با دلایل قرآنی، فصل دوّم به منابع معرفت قلبی، فصل سوم به ابزار معرفت قلبی، فصل چهارم به خداشناسی، انسان شناسی و طبیعت شناسی قلبی و فصل پنجم به مراتب معرفت قلبی اختصاص دارد.

بخش سوم: زمینه ها و شرایط معرفت قلبی

این بخش دربردارنده سه فصل است؛ در فصل اوّل به زمینه های معرفت قلبی، شامل: بیداری، توبه و دوام آن، مراقبه و محاسبه پرداخته شده و در فصل دوّم، شرایط نظری معرفت قلبی مورد بررسی قرار گرفته و در فصل سوم شرایط عملی معرفت قلبی بیان شده است.

بخش چهارم: موانع معرفت قلبی

در این بخش، موانع نظری، عملی و دائمی معرفت قلبی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

شخصیت تفسیری ابن عباس

رضوی، سید حیدر عباس. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: علوی مهر، حسین. استاد مشاور: باقری، علی اوسط. 1385ش. 190 صفحه. تعداد منابع: 135.

کلید واژه

عبدالله ابن عباس، عبدالمطلب، هاشم، شعب ابی طالب، میمونه، فتح، مکه، هجرت، پیامبر اکرم(ص)، خلافت، ابوبکر، عمر، عثمان، امیر حجاج، جمل، صفین، نهروان، بحر، امیرالمؤمنین(ع)، مصحف، قرّاء، تفسیر

چکیده

عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم، هنگامی که بنی هاشم در شعب أبی طالب در محاصره بودند (سه سال قبل از هجرت) در مکه به دنیا آمد. مادرش میمونه و پدرش عباس بن عبدالمطلب است. ایشان تا سال فتح مکه در آن جا بود و بعد از هجرت از محضر پیامبر گرامی اسلام(ص) استفاده کرد؛ تا جایی که پیامبر(ص) در حق ایشان دعا فرمودند.

دربارة خلافت وی در عهد ابوبکر هیچ اثری یافت نشده است؛ اما در عهد عمر، مناظرات او با عمر و دفاع او از حق امیرالمؤمنین(ع) آشکار است. وی در زمان عثمان، امیر حجاج بود؛ اما در موسم حج هیچ سخنی در حمایت از عثمان بیان نکرده است. در دورة امام علی(ع) شخصیت او تجلّی کرد و در سه جنگ جمل، صفین و نهروان در دفاع از حریم ولایت شرکت فعال داشت و بعد از پایان جنگ جمل از طرف امام علی(ع) والی بصره شد.

عبدالله بن عباس به خاطر گستردگی دانشش به «بحر» ملقب شد. وی از محضر امیرالمؤمنین(ع) استفاده های فراوانی کرد و از شاگردان برجسته آن حضرت شد و تا آخر عمر از اهل بیت(ع) جدا نشد.

ابن عباس صاحب مصحف و یکی از قراء معروف صدر اسلام است. او در تفسیر، شهرة عام و خاص بود، به طوری که محققان القاب فراوانی به وی داده اند.

وی در تفسیر قرآن از منابع معتبر استفاده کرده و از مراجعه به اهل کتاب، خودداری کرده است.

خوف و رجاء از دیدگاه قرآن و حدیث

کاظمی، سید اظهر حسین. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: حاج علی لالانی، عبدالله. استاد مشاور: آقا علی، رحیم. 1385ش. 141 صفحه. تعداد منابع: 75.

کلید واژه

خوف، رجا، ناملایمات، نشاط، حیات مادّی، حیات معنوی، اسوه، آفات، تعادل

چکیده

خوف و رجا در قرآن و روایات دارای جایگاه ویژه ای هستند. خوف هرگز به وجود نمی آید، مگر از نگرانی و انتظار رسیدن ناملایمات. رجا نیز عبارت است از سرور و نشاط قلب به خاطر انتظار آنچه محبوب او است، به شرط این که مورد انتظار، سبب عقلانی داشته باشد.

در این رساله به آثار ارزشمند خوف و رجا در حیات مادی و معنوی انسان و اسوه های قرآنی این دو صفت برجسته پرداخته شده است.

آفات و موانع عدم تعادل در خوف و رجا از مسائلی است که می تواند آثار مخربی به همراه داشته باشد.

بعضی ها خائفان را ترسو و راجیان را خیال پرداز تلقی می کنند؛ اما وقتی این دو واژه خوب شناخته شود، شبهه ها نیز برطرف می شود.

رابطه ایمان و عمل صالح در قرآن

جعفری، ولایت حسین. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم و قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: سلیمانی، عبدالرحیم. استاد مشاور: خامه گر، محمد. 1385ش. 156 صفحه. تعداد منابع: 84.

کلید واژه

ایمان، عمل صالح، فیلسوفان، متکلمان، زیادت، نقصان، متعلقات، یقین، جایگاه، جهاد، عدل، شخصیت، ناپایدار، ناپسند، ملاک

چکیده

این پژوهش با عنوان «رابطه ایمان و عمل صالح در قرآن» از چهار فصل تشکیل شده است:

فصل اول شامل مقدمه، بیان و تعریف مسئله، سؤال ها، پیشینه، ضرورت، فرضیه ها، هدف، قلمرو و واژگان کلیدی موضوع است.

فصل دوم به معنای لغوی و اصطلاحی ایمان، ایمان در اصطلاح فیلسوفان و متکلمان و ویژگی های ایمان در قرآن پرداخته است. از مطالب مهم این فصل می توان به اسلام و ایمان، آرا و نظرها، مراتب چهارگانه ایمان، زیادت و نقصان ایمان، متعلقات ایمان، عوامل پدیدآورنده و تثبیت کننده ایمان، شاخه های یقین، شاخه های عدل، شاخه های جهاد، رابطه ایمان و یقین و جایگاه و آثار ایمان اشاره کرد.

در فصل سوم، معنای لغوی عمل و مفاهیم نزدیک به آن، چیستی عمل صالح، نقش عمل در تکوین شخصیت انسان، جایگاه عمل صالح در اسلام، اجتناب از ادعای بدون عمل، عمل در دنیا و بهره وری در آخرت، نکوهش اعمال ناپایدار و ناپسند، ملاک ها و آثار عمل صالح مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل چهارم به بررسی رابطه متقابل ایمان و عمل صالح اختصاص دارد.

صراط مستقیم در قرآن و روایات

کاظمی، سید علی. کارشناسی ارشد فقه و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث. مدرسة عالی فقه و معارف اسلامی. استاد راهنما: حاج علی لالانی، عبدالله. استاد مشاور: اسدی نسب، محمد علی. 1385ش. 133 صفحه. تعداد منابع: 74.

کلید واژه

صراط مستقیم، دین، قرآن، امام، گمراهی، جهالت، امیرالمؤمنین(ع)، علم، هوای نفس، استکبار، استنکاف، تقلید، کورکورانه، علم، تبعیت، عصیان، طغیان، آفات، موانع

چکیده

«صراط مستقیم» برای انسان که عمر کوتاهی دارد، نزدیک ترین و مناسب ترین راه برای رسیدن به مقصد و هدف به شمار می رود.

دین، قرآن و امام، از مصادیق صراط مستقیم هستند. بنابراین اگر «صراط» نباشد، انسان در گمراهی و تاریکی جهالت گرفتار و تباه می شود. در این رساله پس از بیان کلیات موضوع، ویژگی های «صراط» مورد بررسی قرار گرفته است. امیر مؤمنان(ع) نمونه کامل وحدت سالک و صراط هستند. راهیان صراط همراه بهترین رفقا و مصاحبان اند و راهشان به طور کامل در امن و امان است. برتری اصحاب صراط به علم و دانش خدادادی است و آن ها علمی دارند که دیگران ندارند.

پیروی از هوای نفس، استکبار، استنکاف، تقلید کورکورانه، همراهی با بدکاران، تبعیت از اکثریت، عصیان و طغیان از آفات و موانع صراط هستند که در این رساله به آن ها پرداخته شده است.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 21:52 | لینک  | 

مشترکات ادیان آسمانی در نظام ارزشها و اخلاق
546
 
 

افزون بردردها و دغدغه های مشترک میان ادیان، ادیان تعالیم و آموزه های مشترک هم دارند، اخلاقیات مشترک، و قلمرو های واحد ادیان، قادر خواهند بود که زمینه گفتمان ادیان و دیالوگ را فراهم سازد و در زدودن مفاسد اخلاقی از چهره جامعه، رسیدگی به وضعیت مستمندان و استقرار عدالت در میان ابنای بشر، نقش آفرین باشند. به همین جهت معنویت در ادیان، نحوه مواجهه است با جهان هستی که فراورده اش این است که حالت های نامطلوب فساد اجتماعی، وجود توده های فقیر اجتماعی و تضاد کشنده تاریخی، هرگز از نظر ادیان، امر مطلوب و پذیرفته شده ای نبوده و نیست. عدالت، احسان و محبت، باتفاوتهای جزئی، آموزه اصلی ادیان آسمانی است.
عدالت، یعنی بخشیدن حقوق جامعه به آنان و استیفای حق خود از دیگران.
احسان، یعنی صرف نمودن از بخشی از حق خود، جهت کمال دیگران.
محبت یعنی کششی درونی برای تکامل بخشی به دیگران.

در واقع این آموزه ها، آموزه های مشترک اخلاقی ادیان اند که قادر است بر همه افراد و آحاد جامعه اثر گذار باشند و زمینه تنش های تاریخی، اجتماعی را از بین ببرند. این آموزه هاهمچنین پیامی را به جهان منتقل می سازند که معنویت و اخلاق در ادیان نهادینه شده است وبنابراین راه نجات بشریت معاصر، این است که فلاح، رستگاری و نجات خود را در ادیان جستجو کنندو به طور کلی در دین، به عنوان پل ارتباطی و عامل پیوند جهان فرازین با جهان و عالم موجود انسانی. به هر حال علاوه بر دغدغه های مشترک میان ادیان، ادیان، تعالیم و آموزه های مشترک هم دارندکه می توان مشترکات ادیان را در نظام ارزشها و اخلاق اینگونه بیان نمود:

مشترکات در نظام ارزشها و اخلاق
در ادیان آسمانی، همچون یهود، مسیحیت و اسلام، نکات مشترک فراوان است، چنانکه نکات نامأنوس و دارای افتراق ساختاری هم فراوان است. از جمله مواضع وفاق، این اعتقاد است که همه چیز در این زندگی و دنیای مادی خلاصه نمی شود. این امر، تعالیم ادیان را به مرحله ای برده که زندگی پس از مرگ هم وجود دارد و به طور کلی، زندگی این جهانی، سازنده آن جهان است و بنابر این، جهان نظامی اخلاقی را انتظار دارد. در همین سمت و سو، اغلب ادیان با تواضع، صداقت، مهربانی و عقل، احسان، ایثار، کرامت،. .. در آمیخته اندو تعالیمی در این راستا را به پیروان خود هدیه نموده اند. صداقت با بشر، دوستی با انسانها، محبتی را به انسانها سفارش می کند که، به عنوان روحی کلی در ادیان وجود دارد. این بحث را تحت عنوان دو موضوع می توان بررسی نمود:
از نظر ادیان جهان دارای نظام اخلاقی است
نقطه های اخلاقی همجوار در ادیان

چند نکته اخلاقی همسو و همجوار در ادیان وجود دارد که به منزله ژن ارتباطی بین ادیان می باشد.
الف: تهذیب جامعه از نظر ادیان مختلف
ب:رسیدگی به مستمندان در ادیان
ج: عدالت و برابری در ادیان به عنوان صفتی اخلاقی

از نظر ادیان جهان دارای نظام اخلاقی است
این اعتقاد مشتمل بر دو اصل است:
اصل اول آن است که این جهان به گونه ای ساخته شده است که نسبت به خوبی ها و بدی ها وقوف دارد. اصل دوم آن است که جهان هستی، نسبت به خوبی ها و بدی ها بی طرف نیست و به آنها پاداش و جزای مناسب می دهد. و به تعبیر قرآن « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره، زلزال، 7و8». البته دیدگاه های ادیان، در اینکه طرز واکنش نشان دادن جهان نسبت به اعمال آدمیان چگونه است، متفاوت است. بعضی ادیان قائل به مکافات هستند، یعنی معتقدند واکنش در همین دنیاست و برخی دیگر آن را در آخرت می دانند، بعضی معتقدند این واکنشض متوجه خود فاعل است و برخی آن را متوجه عزیزان او هم می دانند. اصل اعتقاد به اینکه جهان به اعمال ما وقوف دارد و به تعبیر امام خمینی جهان محضر خداست و اعمال آدمی در این جهان گم نمی شود و هر کسی نتیجه اعمال خودش را خواهد دید، بسیار امید بخش و شادی آفرین است.

تهذیب جامعه از نظر ادیان مختلف
مسأله تهذیب جامعه از مفاسد جنسی و تشکیل خانواده، به منظور تحقق این مسأله، از جمله نقاط محوری و مشترک بین الادیان است و به نظر می رسد که اغلب ادیان بر این نکته توافق داشته باشند. ازدواج در ادیان آسمانی، مطلوب و تجرد مردود است. از نظر برخی از ادیان، اگر افرادی می توانند خود را حفظ کنند، مجرد بمانند بهتر است. اما اگر نمی توانند خود را حفظ نمایند، باید طریق ازدواج سالم را پیشه کنند. برخی از ادیان، تجرد را مذموم دانسته و هر چه سریع تر، پس از دوراتن بلوغ، امر به ازدواج می نمایند. بلاخره ازدواج در همه ادیان، برای جلوگیری جامعه از افتادن به دام مفاسد، امری جدی و مهم تلقی گردیده است.

آئین اسلام
در تفکر اسلامی به جهت از بین رفتن فساد اجتماعی، روابط میان زنان (محق) و روابط جنسی میان مردان ( لواط) حرمت و منع شدید دارد و در روایات به عنوان عملی شمرده شده که طبیعت انسان سالم از آن گریزان است. در قرآن مجید، آیات کریمه ای دال بر چنین منعی است. از طرف دیگر، نیز مفاسدی هم خارج از چنین روابطی منع شده که ممکن است نقش فرد واحدی در آن مشهود باشد، و هم اینها انحراف از مسیر و تعدی به حدود الهی شمرده می شود. همچنین روابط میان مرد و زن، باید از سلامت برخوردار باشد. از آیات کریمه قرآن مجید و سنت و سیره رسول اکرم استفاده میشود که نکاح ( روابط جنسی میان زن و مرد) برای مسلمانان یک بایسته شرعی می باشد و امری است که موید به تأیید خداوندی است.
« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه، روم، 21 ». همه این جستارها در شریعت اسلامی، جهت رفع مفاسد اجتماعی و از طرفی ایجاد کانونی مطمئن جهت آرامش و کمال است.

در اندیشه اسلامی: ازدواج، رابطه ای دائم و مستدام است. از زوجین انتظار می رود که برای ایجاد یک زندگی مبتنی بر هماهنگی و احترام متقابل به تلاش جدی و مستمر دست یابند. این تعاضد و همکاری در بین زوجین، سبب هموار شدن مسیر تکامل در فرزندان خواهد بود و نیزسبب ازدیاد عفت در درون جامعه می گردد. زیرا که در چنین زمینه ای، شرایط برای بروز رفتار مبتنی بر عفت اجتماعی ایجاد خواهد شد، مسأله ای که گمشده امروز بشریت معاصر است. در روایات دینی اسلامی، برای عفاف و پاکدامنی ارج و اعتباری درخور شأن انسانی در نظر گرفته شده است، اسلام برترین عبادت را عفاف و پاکدامنی می داند. « قال امیرالمومنین: افضل العباده العفاف » امام علی علیه السلام می فرماید: برترین عبادت پاکدامنی و عفاف است. و امام باقر می فرماید:« ماعبد الله بشیئ افضل من عفه بطن و فرج » ترجمه: خداوند به امری برتر از عفت شکم و فرج، پرستش نگردیده است.

آئین یهود:
البته منظور از یهودیت، صهیونیسم نمی باشد. در آئین یهود بزه کاریهایی همچون همجنس گرایی، نهی گردیده و در آیاتی از آن به نفی این پدیده و مذمت آن پرداخته شده است. در سفر لاویان چنین آمده است: نباید با مردان بخوابی، همان گونه که با زنان می خوابی، این یک فسق است. در ده فرمان حضرت موسی آمده است: من هستم یهوه، خدای تو که تو را از زمین مصر و از خانه غلامی بیرون آورد.. . زنا مکن. به عبارت دقیق می توان گفت که در یهودیت، روابط جنسی قبل از ازدواج ممکن الحصول نیست، زیرا برقراری رابطه جنسی، یکی از سه مرحله ازدواج است و ترتیب سنی این سه مرحله، نامزدی، عقد و زفاف است. ازدواج در آیین یهود عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن، برکت خدا را طلب می کند و بین آنها قراردادی تنظیم می شود، این قرارداد که از طرف شوهر به زن داده می شود، کتوبه نام دارد که به سنت تقلید از آدم و حوا رخ می دهد. البته دایره امکان ازدواج یهودی با غیر یهودی کاملا بسته شده و امکان خروج از این دایره هرگز وجود ندارد.

آئین مسیحیت
مسأله جلوگیری از مفاسد و مخالفت با آن در آئین مسیحیت هم مطرح است و کاملا امری تعریف شده می باشد: اعتقاد سنتی مسیحیان آن است که فعالیت جنسی، تنها در چارچوب ازدواج می تواند وحدت بخش باشد. در کتاب عهد عتیق، همجنس گرایی محکوم گردیده است: با ذکور، مثل زن، جماع مکن، زیرا که این فجور است. برداشت مسیحیان آن است که خداوند، ازدواج را برای تنظیم رابطه مناسب میان ذکور و اناث و ایجاد بهترین محیط برای پرورش فرزند و ثبات جامعه قرار داده است. مسیحیان، همچنین بر تجرد، به مثابه آرمانی والا می نگرند، اما در تعالیم مسیحیت آمده که اگر انسان نمی تواند بر تجرد بماند، باید ازدواج کند، تا در نتیجه جامعه از انحرافات مصون بماند.
در مسیحیت برای ازدواج، سه دلیل ذکر می شود: داشتن فرزند، مساعدت و آرامش، اجتناب از گناه
نتیجه این سه، حفظ جامعه از وقوع انحرافات مهلک اجتماعی است.

رسیدگی به مستمندان در ادیان
رسیدگی به مستمندان، ارزشی اخلاقی و معنوی است که به حکم فطرت انسان، بسیار والا و ارزشمند است و تقریبا به طور یکنواختی در همه ادیان الهی و آسمانی، رسیدگی به مستمندان و رعایت حال آنها از ضرورت و قداست فوق العاده ای برخوردار است. در خصوص رسیدگی به فقیران و مستمندان، که در جهان معاصر از وضعیت خاصی برخوردار شده اندو وجود نظام های طبقاتی و تقسیم جامعه به فقیر و غنی، این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است.
رسیدگی به نیازمندان در اندیشه اسلامی

این مسأله در اندیشه اسلامی، جزئی انفکاک ناپذیر است، به همین جهت جهت کمک به نیازمندان، زکات و انفاقات مالی تشریع گردیده است، و حتی در برخی از موضع گیری ها، شرط قبولی عباداتی همچون نماز و حج، پرداخت زکات و انفاقات مالی به فقرای جامعه اسلامی و نیازمندان است. به گونه ای که اقامه نماز را با پرداخت زکات مقرون فرموده است: « فاقیموا الصلوه و اتو الزکوه » نماز را بپا دارید و زکات بدهید. این مسأله به گونه ای تبیین شده، که اگر فردی نماز بخواند ولی زکات نپردازد، گویا که اصلا نماز نخوانده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: فرد صاحب مال طلا یا نقره ای نیست که پرداخت زکات مالش را انجام ندهد، مگر اینکه خداوند او را در روز قیامت در زمین صاف و فرو رونده ای حبس می کند و بر او ماری گزنده را مسلط می کند که می خواهد اورا بگزد و او از آن مار گریزان است. پس هنگامی که ببینداز دست او خلاصی ندارد. مار او را می گیرد و سپس در گردنش می افکند خود را و طوق در گردنش می شود و همین است سخن خداوند که می فرماید: « سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمه، آل عمران، 180» به زودی بخل هایشان طوقی در گردنهایشان خواهد شد. در اندیشه اسلامی، ثروت وسیله خیر است، نه هدفی برای مرد مومن، و به این صورت، انسان مومن باید در انفاق و اعطا و کمک به مستمندان عجله نماید و به تأخیر نیندازد. این مسأله را جنان اهمیت داده که منت گذاردن و اذیت نمودن در این راهناروا و مکردود شمرده شده است.

چنانکه می فرماید: « لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی، بقره، 264» صدقه های خودتان را با منت گذاردن و آذار رسانیدن به افرادی که به آنها صدقه می دهید، باطل مسازید. در قرآن مجید، از این هم فراتر رفته، و رسیدن به بر و نیکی را از مسیر پرداخت مال های محبوب در راه خدا می داندو می فرماید: « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون، آل عمران، 92» هرگز به نیکی و بر نمی رسید، مگر اینکه از آنچه که دوستش می دارید، در راه خدا انفاق نمایید. در راستای همین منش اخلاقی است که قرآن مجید، بخل را محکوم نموده و بخل ورزیدن در جامعه اسلامی به عنوان صفتی مذموم و نکوهیده تلقی گردیده است. پیامبر اسلام علیه السلام فرمود: برحذر می دارم شما را از بخل ورزیدن، زیرا که گذشتگان شما بر اثر همین خصلت ناروا هلاک شدند، بخل آنها را واداشت که خون هم را بریزندو محرمات را حلال فرض نمایند. بنابراین، زکات صرفا یک اعانه و کمک از طرف فرد نیست، بلکه عبادت است، اما صدقات دیگر، کمک هایی داوطلبانه است که جنبه نوع دوستی انسان، او را وا می داردکه به دیگران کمک نماید. در اندیشه اسلامی، مسأله صدقه و زکات به گونه ای توصیه شده که بسیار محفی و سری صورت بگیرد که حتی دست چپ دهنده آن، نداند که دست راست چه می دهد. این نکته هم حائز اهمیت است که در اسلام، فقرای غیر مسلمان نیز مراد و منظورند و در بخشی از کمک ها و اعانات فرقی میان فقرای مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد. اسلام می کوشد، با این تعالیم، فضیلت سخا را، که موجب قناعت دهنده و گیرنده ثروت است و به اعتدال و تعادل می انجامد، به مسلمانان تلقین کند.

آئین یهود
آئین یهود، به صراحت به وجود طبقات مختلف اجتماعی اذعان دارد: طبقاتی که نام می برد: بی پدر، بیوه، فقیر و غریب است. ( سفر تثنیه، 17و22). از نظر یهودیان، فقرا طبقه ای مستحق توجهند. در سفر خروج، به یهودیان توصیه می شود که به خاطر شفقت نابجا اجرای عدالت ( تسرکه) را به نفع فقرا به انحراف نکشانند. در راستای همین امر، مراقبت از بیماران و عیادت از آنها، امری جدی و لازم و واجب تلقی گردیده است. طبقه غریبان در تورات به شدت مورد توجه واقع شده اند: « بر غریب ستم مکن، زیرا که از دل غریب خبر دارید، چون شما در زمین مصر غریب بودید». ( سفر پیدایش، آیه 9، ص 23).

آئین مسیحیت
واکنش مسیحیان به نیازمندان و رسیدگی به وضعیت آنها، دقیقا برگرفته از تعالیم مسیح است. در بسیاری از نکات و نقاط مورد بحث در انجیل، فقرا و معلولان و نیازمندان را که محرومیت های شدید دارند، در تماس با حضرت عیسی علیه السلام می نگریم و نیز اشاره اکیدی وجود دارد که آن حضرت با فقیران و نیازمندان همواره می نشسته اند و در تماس بوده است. پولس رسول و دیگر نویسندگان عهد جدید، نشان می دهند که چگونه مراقبت از نیازمندان به یک بخش پذیرفته دشده از مسیحیت تبدیل شد. پولس نوشت: « لکن از نیکوکاری خسته نشویم، زیرا که در موسم آن درد خواهیم کرد، اگر ملول نشویم، خلاصه به قدری که فرصت داریم با جمیع مردم احسان بنماییم، به خصوص با اهل بیت ایمان» (رساله پولس رسول به غلاطیان، آیه 9-10، ص6).

عدالت و برابری در ادیان به عنوان صفتی اخلاقی
مسأله عدل و عدالت ورزی، صفتی اخلاقی و ریشه همه اخلاقیات است. از رهگذرز این صفت بزرگ است که انسانها می توانند به سوی کمال رهسپارندو زمینه رشد اندیشه ها، کمالات روحی آماده گردد. عدالت و برابری، قائمه اجتماع است و اجتماعی انسانی در پرتو عدل، استوار می گردد.

عدالت در اندیشه اسلامی
شریعت اسلامی دربحث عدالت اجتماعی و عدالت عام به انسانیت، بشریت، مهم ترین جستارها را گشوده و مهم ترین آموزه ها و تعالیم را بازگفته است. عدالت در اندیشه اسلامی، اشرف فضیلت ها و بالاترین صفات است و علت پیدایش همه رذایل اخلاقی به نوعی بازگشت به فقدان عدالت در شخص دارد. علمای اخلاق گفته اند که عادل پیشه گان سه طایفه اند:
اول، عادل اکبر است، او شریعت الهی است که از جانب خدا صادر شده و غرضش حفظ مساوات در جامعه انسانی است.
دوم، عادل اوسط است، او عبارت است از حاکم دادگری که از نوامیس الهیه پیروی می کند و از شریعت نبوی طرفداری می نماید و هم از خلیفه و جانشین شریعت در حفظ مساوات است.
سوم، عادل صامت است، که عبارت است از درهم و دینار که او نقش خاصی در حفظ انسان و معالجه امراض و معاملات انسانی دارد، و باید در اختیار همگان باشد. در دین مقدس اسلام، یک فلسفه از فلسفه های کلی رسالت تاریخی پیامبران، اقامه قسط و عدل و داد است: « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط، حدید، 25». پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به قسط و برابری قیام نمایند. بنابراین در شریعت اسلامی، عدالت، باعث ادای حقوق و انصاف اجتماعی خواهد بود و زمینه ساز تکامل مجموعه آحاد بشری می باشد که باید در بسیط خاک و در میان همه بشریت پیاده شود و اجرا گردد و به گونه ای در روایات دینی آمده که: حاکم ستمگر، برای جامعه، از مار گزنده خطر سازتر است.

عدل در آئین یهود
اتکا بر مقوله عدل، در آئین اصلی یهود، مهم و قابل توجه است. واژه تسدکه، به معنای عدل است که در تورات و تلمود به آن اشاره شده و شدیدا به آن توصیه گردیده است. یهودیان وجود اختلافات را پذیرفته اند، ولی به یکدیگر سفارش می کنند که در کاهش اختلافات، تعاضد و تعاون داشته باشند.

عدل در آئین مسیحیت
مسیحیان اعتقاد دارند که محبت خدا به مردم در زندگی مسیح تجلی یافته است. از نظر مسیحیان در میان انسانها اختلافاتی وجود دارد، اما آنچه که می تواند این اختلافات را منشأ رحمت و جود خداوندی قرار دهد، صفت عدل است. مسیحیان اصیل، اختلافات بشری را که منجر به برتری یک نژاد (سفید) باشد، مردود شمرده و عدالت را لازمه بقای جامعه می دانند. در تعالیم حضرت مسیح علیه السلام چنان آمده است که انسان ظالم به بهشت وارد نمی شود و ورود انسان ظالم و غیر دادگر به بهشت، به سختی رد شدن شتری از روزنه سوزن است. صفات اخلاقی و فاضله دیگری وجود دارد، نظیر صداقت و راستگویی، امانت داری، ترحم بر مستمندان، تواضع و فروتنی و سایر خصلت های الهی که در ادیان مختلف، عقیده و هدف و گرایش واحدی نسبت به آنها وجود دارد. در این راستا، آئین هایی نظیر آئین بودا، کنفوسیوس، و هندوئیسم و.. . نیز به نوعی بر این آرمان های اخلاقی وحدت نظر ضمنی دارند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 22:36 | لینک  | 

آیا اهل کتاب و پیروان ادیان مختلف در قیامت اهل نجاتند؟ یا خداوند متعال آنها را به دوزخ می برد؟

 

امام خمينى (ره) در جواب این سوال درکتاب مكاسب محرمه مى فرمايند: «اما عوام آنان (پيروان اديان)، پس ظاهر است كه خلاف مذاهبى كه دارند، به ذهنشان خطور نمى كند، بلكه آنان، مانند عوام مسلمانان، به صحت مذهب خويش و بطلان ساير مذاهب قطع دارند. پس همان طور كه عوام ما، به سبب تلقين و نشو و نما در محيط اسلام، به صحت مذهب خويش و بطلان ساير مذاهب علم دارند، بدون اين كه خلاف آن به ذهنشان خطور كند، عوام آنان نيز چنين هستند و اين دو گروه از اين جهت تفاوتى ندارند. و قاطع در پيروى از قطع خود معذور است و نافرمان و گناهكار نيست و نمى توان او را به موجب اين پيروى عقاب كرد.

اما غير عوام آنان، غالباً به واسطه تلقيناتى كه از آغاز كودكى و نشو و نما در محيط كفر وجود داشته است، به مذاهب باطل خويش جازم و معتقد شده اند، به گونه اى كه هرگاه چيز مخالفى به آنان برسد، آن را با عقول خويش كه از آغاز نشو و نما، بر خلاف حق پرورش يافته است، رد مى كند. پس عالم يهودى يا مسيحى، عالم مسلمان، ادله ديگران را صحيح نمى داند و بطلان آن ادله براى وى ضرورى است; زيرا مذهب او نزد خودش ضرورى است و خلاف آن را احتمال نمى دهد.

آرى، در ميان آنان كسى مقصر است كه خلاف مذهب خود را احتمال بدهد و از روى عناد يا تعصب، ادله آن را بررسى نكند، همان طور كه در آغاز اسلام، كسانى در ميان علماى يهودى و مسيحى چنين بودند»[1].

حضرت امام در پايان، ديدگاه خود را چنين جمع بندى مى كند:

«خلاصه اين كه كفار، مانند جهال مسلمانان، برخى قاصرند و آنان اكثريت دارند و برخى مقصر. و تكاليف، اصول و فروع، بين همه مكلفان از عالم و جاهل، قاصر و مقصر، مشترك است و كفار به سبب اصول و فروع عقاب مى شوند، ولى با اقامه دليل بر ضد آنان و نه به طور مطلق. پس همان طور كه عقاب مسلمانان به سبب فروع به معناى اين نيست كه آنان خواه قاصر باشند و خواه مقصر، عقاب مى شوند، كفار نيز به حكم عقل و اصول و مذهب عدل دقيقاً چنين وضعىِ دارند»[2].

امام خمينى در تقريرات فلسفه خويش مى فرمايند:

«و اما دسته ديگر كه كثيرى از نوع انسان را تشكيل مى دهند، گرچه در مراكز تمدن علمى و عملى بوده اند وليكن چون اباً عن جدّ بر دين منسوخ سابق بوده اند و به دين لاحق مشرف نشده اند، ولى نه از باب عناد و نفاق، بلكه از باب قطع به خلاف; يعنى آنها اصلا و ابداً حتى احتمال صحت اسلام را هم نمى دهند...و جماعت كثيرى هستند كه اسلام را همين طور مى دانند، و يا اينكه در جايى هستند كه اسمى از اسلام به گوششان نخورده است; مثل بوداييهايى كه در فلان ده فلان جزيره قرار گرفتند. وليكن اين دسته به دين خودشان كه از سابق بوده معتقدند و فرض اين است كه بر اساس آن دينشان مستقيماً راه رفته و در عقايدشان هم همان طورى كه آن پيغمبر فرموده، معتقدند; مثل راهبى كه از اول عمر تا آخر در دير خود زندگى كرده و حضرت عيسى عليه السلام را مى شناخته و همين طور كه ايشان فرموده است به قضاياى مبدأ و معاد معتقد بوده و عملش هم عمل صالح و بر ميزان آن طريقه بوده است و به دين اسلام هم توجه نكرده است، البته نمى توان گفت اين چنين شخصى به جهنم خواهد رفت; زيرا محال است حضرت احديت با بندگان خود خلاف عدل رفتار كند، .پس اين شخص را نمى توان تعذيب كرد و چنين كسى هم در جهنم نخواهد بود، و آن كفارى كه خد ا در قرآن به آنان وعده عذاب و جهنم داده است، مسلماً اين دسته از كفار نيستند.

اگر انسان به قرآن خوب نگاه كند، مى فهمد قرآن با كفارى كه حرف زده و به آنهاوعيد مى دهد، كفار قريش و معاندين پيغمبر عليه السلام بوده اند كه در اصطلاح قرآن بر اينها فساق و فاسق هم اطلاق مى شود و فاسق در اصطلاح قرآن به اين معنى است.

و خلاصه، اين گونه اشخاص مسلّم به جهنم نمى روند، البته به بهشتى كه جايگاه مقربين است، راهى نداشته و به طور مسلّم به جايگاه و مقام مؤمنين هم راهى ندارند; چون اينها اگر چه خلافى نكرده اند، اما چون عملشان واقعاً باطل بوده و حقيقتى نداشته است، صورت واقعيت به خود نمى گيرد و آنها از جنّت عملى كه از عمل و عبادات و اعمال دينيشان تشكيل مى شود بهره اى ندارند، ولى آن عمل صالح كه براى خدا انجام شده از قبيل احسان و برّ به والدين و غيره، صورت و ملكه اى دارد و چون به مبدأ و معاد هم عقيده مند بوده اند، اين گونه اشخاص اگرچه به بهشت معهود نمى روند، ولى لازم نيست به جهنم بروند[3].

شهيد مطهرى(ره) نيز در فصل نهم كتاب عدل الهى تحت عنوان «عمل خير از غير مسلمان» در بحث پرمخاطره اى مى گويد:

«ما معمولا وقتى مى گوييم فلان كس مسلمان است يا مسلمان نيست، نظر به واقعيت مطلب نداريم. از نظر جغرافيايى، كسانى را كه در يك منطقه زندگى مى كنند و به حكم تقليد و وراثت از پدران و مادران  مسلمانند، مسلمان مى ناميم و كسانى ديگر را كه در شرايط ديگر زيسته اند و به حكم تقليد از پدران و مادران وابسته به دينى ديگر هستند يا اصلا بى دينند، غير مسلمان مى ناميم.

بايد دانست اين جهت ارزش زيادى ندارد، نه در جنبه مسلمان بودن و نه در جنبه نامسلمان بودن و كافربودن. بسيارى از ماها مسلمان تقليدى و جغرافيايى هستيم، به اين دليل مسلمان هستيم كه پدر و مادرمان مسلمان بوده اند.آنچه از نظر واقع، با ارزش است، اسلام واقعى است و آن اين است كه شخص قلباً در مقابل حقيقت تسليم باشد، درِ دل را به روى حقيقت گشوده باشد تا آنچه را كه حق است، بپذيرد و عمل كند و اسلامى كه پذيرفته است، بر اساس تحقيق و كاوش از يك طرف و تسليم و بى تعصبى از طرف ديگر باشد. اگر كسى داراى صفت تسليم باشد و به عللى اسلام بر او مكتوم مانده باشد و او در اين باره بى تقصير باشد، هرگز خداوند او را معذب نمى سازد، او اهل نجات از دوزخ است».

وى در پايان بحث دشوار و طولانى خويش، نجات از عذاب و استحقاق پاداش عمل نيك را براى اكثريت قاصر غير مسلمان به شرح زير قائل مى شود:

«به نظر حكماى اسلام از قبيل بوعلى و صدرالمتألهين، اكثريت مردمى كه به حقيقت اعتراف ندارند، قاصرند نه مقصر; چنين اشخاصى اگر خداشناس نباشند، معذب نخواهد بود ـ هر چند به بهشت هم نخواهند رفت ـ و اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملى خالص قربة الى الله انجام دهند، پاداش نيك عمل خويش را خواهند گرفت. تنها كسانى به شقاوت كشيده مى شوند كه مقصر باشند نه قاصر».

آن شهيد پس از نوشتن عبارت بالا، در يك سخنرانى مربوط به اواخر عمر پربركت خويش كه بعداً تحت عنوان «حق و باطل» تنظيم و منتشر شده است، با تأكيد فراوان و از صميم قلب، مسيحيان و كشيشان مسيحى را متقى و مستحق بهشت دانسته و گفته است:

«شما اگر به همين مسيحيت تحريف شده نگاه كنيد و برويد در دهات و شهرها، آيا هر كشيشى را كه مى بينيد، آدم فاسد و كثيفى است؟ ولله ميان همين ها صدى هفتاد هشتادشان مردمى هستند با يك احساس ايمانى و تقوا و خلوص كه به نام مسيح و مريم، چقدر راستى و تقوا و پاكى به مردم داده اند، تقصيرى هم ندارند; آنها به بهشت مى روند، كشيش آنها هم به بهشت مى رود، پس حساب روحانيت حاكم فاسد مسيحى و پاپ ها را بايد از اكثريت مبلغين و پيروان مسيح جدا كرد[4

نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:20 | لینک  | 

افزون بردردها و دغدغه های مشترک میان ادیان، ادیان تعالیم و آموزه های مشترک هم دارند، اخلاقیات مشترک، و قلمرو های واحد ادیان، قادر خواهند بود که زمینه گفتمان ادیان و دیالوگ را فراهم سازد و در زدودن مفاسد اخلاقی از چهره جامعه، رسیدگی به وضعیت مستمندان و استقرار عدالت در میان ابنای بشر، نقش آفرین باشند. به همین جهت معنویت در ادیان، نحوه مواجهه است با جهان هستی که فراورده اش این است که حالت های نامطلوب فساد اجتماعی، وجود توده های فقیر اجتماعی و تضاد کشنده تاریخی، هرگز از نظر ادیان، امر مطلوب و پذیرفته شده ای نبوده و نیست. عدالت، احسان و محبت، باتفاوتهای جزئی، آموزه اصلی ادیان آسمانی است.
عدالت، یعنی بخشیدن حقوق جامعه به آنان و استیفای حق خود از دیگران.
احسان، یعنی صرف نمودن از بخشی از حق خود، جهت کمال دیگران.
محبت یعنی کششی درونی برای تکامل بخشی به دیگران.

در واقع این آموزه ها، آموزه های مشترک اخلاقی ادیان اند که قادر است بر همه افراد و آحاد جامعه اثر گذار باشند و زمینه تنش های تاریخی، اجتماعی را از بین ببرند. این آموزه هاهمچنین پیامی را به جهان منتقل می سازند که معنویت و اخلاق در ادیان نهادینه شده است وبنابراین راه نجات بشریت معاصر، این است که فلاح، رستگاری و نجات خود را در ادیان جستجو کنندو به طور کلی در دین، به عنوان پل ارتباطی و عامل پیوند جهان فرازین با جهان و عالم موجود انسانی. به هر حال علاوه بر دغدغه های مشترک میان ادیان، ادیان، تعالیم و آموزه های مشترک هم دارندکه می توان مشترکات ادیان را در نظام ارزشها و اخلاق اینگونه بیان نمود:

مشترکات در نظام ارزشها و اخلاق
در ادیان آسمانی، همچون یهود، مسیحیت و اسلام، نکات مشترک فراوان است، چنانکه نکات نامأنوس و دارای افتراق ساختاری هم فراوان است. از جمله مواضع وفاق، این اعتقاد است که همه چیز در این زندگی و دنیای مادی خلاصه نمی شود. این امر، تعالیم ادیان را به مرحله ای برده که زندگی پس از مرگ هم وجود دارد و به طور کلی، زندگی این جهانی، سازنده آن جهان است و بنابر این، جهان نظامی اخلاقی را انتظار دارد. در همین سمت و سو، اغلب ادیان با تواضع، صداقت، مهربانی و عقل، احسان، ایثار، کرامت،. .. در آمیخته اندو تعالیمی در این راستا را به پیروان خود هدیه نموده اند. صداقت با بشر، دوستی با انسانها، محبتی را به انسانها سفارش می کند که، به عنوان روحی کلی در ادیان وجود دارد. این بحث را تحت عنوان دو موضوع می توان بررسی نمود:
از نظر ادیان جهان دارای نظام اخلاقی است
نقطه های اخلاقی همجوار در ادیان

چند نکته اخلاقی همسو و همجوار در ادیان وجود دارد که به منزله ژن ارتباطی بین ادیان می باشد.
الف: تهذیب جامعه از نظر ادیان مختلف
ب:رسیدگی به مستمندان در ادیان
ج: عدالت و برابری در ادیان به عنوان صفتی اخلاقی

از نظر ادیان جهان دارای نظام اخلاقی است
این اعتقاد مشتمل بر دو اصل است:
اصل اول آن است که این جهان به گونه ای ساخته شده است که نسبت به خوبی ها و بدی ها وقوف دارد. اصل دوم آن است که جهان هستی، نسبت به خوبی ها و بدی ها بی طرف نیست و به آنها پاداش و جزای مناسب می دهد. و به تعبیر قرآن « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره، زلزال، 7و8». البته دیدگاه های ادیان، در اینکه طرز واکنش نشان دادن جهان نسبت به اعمال آدمیان چگونه است، متفاوت است. بعضی ادیان قائل به مکافات هستند، یعنی معتقدند واکنش در همین دنیاست و برخی دیگر آن را در آخرت می دانند، بعضی معتقدند این واکنشض متوجه خود فاعل است و برخی آن را متوجه عزیزان او هم می دانند. اصل اعتقاد به اینکه جهان به اعمال ما وقوف دارد و به تعبیر امام خمینی جهان محضر خداست و اعمال آدمی در این جهان گم نمی شود و هر کسی نتیجه اعمال خودش را خواهد دید، بسیار امید بخش و شادی آفرین است.

تهذیب جامعه از نظر ادیان مختلف
مسأله تهذیب جامعه از مفاسد جنسی و تشکیل خانواده، به منظور تحقق این مسأله، از جمله نقاط محوری و مشترک بین الادیان است و به نظر می رسد که اغلب ادیان بر این نکته توافق داشته باشند. ازدواج در ادیان آسمانی، مطلوب و تجرد مردود است. از نظر برخی از ادیان، اگر افرادی می توانند خود را حفظ کنند، مجرد بمانند بهتر است. اما اگر نمی توانند خود را حفظ نمایند، باید طریق ازدواج سالم را پیشه کنند. برخی از ادیان، تجرد را مذموم دانسته و هر چه سریع تر، پس از دوراتن بلوغ، امر به ازدواج می نمایند. بلاخره ازدواج در همه ادیان، برای جلوگیری جامعه از افتادن به دام مفاسد، امری جدی و مهم تلقی گردیده است.

آئین اسلام
در تفکر اسلامی به جهت از بین رفتن فساد اجتماعی، روابط میان زنان (محق) و روابط جنسی میان مردان ( لواط) حرمت و منع شدید دارد و در روایات به عنوان عملی شمرده شده که طبیعت انسان سالم از آن گریزان است. در قرآن مجید، آیات کریمه ای دال بر چنین منعی است. از طرف دیگر، نیز مفاسدی هم خارج از چنین روابطی منع شده که ممکن است نقش فرد واحدی در آن مشهود باشد، و هم اینها انحراف از مسیر و تعدی به حدود الهی شمرده می شود. همچنین روابط میان مرد و زن، باید از سلامت برخوردار باشد. از آیات کریمه قرآن مجید و سنت و سیره رسول اکرم استفاده میشود که نکاح ( روابط جنسی میان زن و مرد) برای مسلمانان یک بایسته شرعی می باشد و امری است که موید به تأیید خداوندی است.
« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه، روم، 21 ». همه این جستارها در شریعت اسلامی، جهت رفع مفاسد اجتماعی و از طرفی ایجاد کانونی مطمئن جهت آرامش و کمال است.

در اندیشه اسلامی: ازدواج، رابطه ای دائم و مستدام است. از زوجین انتظار می رود که برای ایجاد یک زندگی مبتنی بر هماهنگی و احترام متقابل به تلاش جدی و مستمر دست یابند. این تعاضد و همکاری در بین زوجین، سبب هموار شدن مسیر تکامل در فرزندان خواهد بود و نیزسبب ازدیاد عفت در درون جامعه می گردد. زیرا که در چنین زمینه ای، شرایط برای بروز رفتار مبتنی بر عفت اجتماعی ایجاد خواهد شد، مسأله ای که گمشده امروز بشریت معاصر است. در روایات دینی اسلامی، برای عفاف و پاکدامنی ارج و اعتباری درخور شأن انسانی در نظر گرفته شده است، اسلام برترین عبادت را عفاف و پاکدامنی می داند. « قال امیرالمومنین: افضل العباده العفاف » امام علی علیه السلام می فرماید: برترین عبادت پاکدامنی و عفاف است. و امام باقر می فرماید:« ماعبد الله بشیئ افضل من عفه بطن و فرج » ترجمه: خداوند به امری برتر از عفت شکم و فرج، پرستش نگردیده است.

آئین یهود:
البته منظور از یهودیت، صهیونیسم نمی باشد. در آئین یهود بزه کاریهایی همچون همجنس گرایی، نهی گردیده و در آیاتی از آن به نفی این پدیده و مذمت آن پرداخته شده است. در سفر لاویان چنین آمده است: نباید با مردان بخوابی، همان گونه که با زنان می خوابی، این یک فسق است. در ده فرمان حضرت موسی آمده است: من هستم یهوه، خدای تو که تو را از زمین مصر و از خانه غلامی بیرون آورد.. . زنا مکن. به عبارت دقیق می توان گفت که در یهودیت، روابط جنسی قبل از ازدواج ممکن الحصول نیست، زیرا برقراری رابطه جنسی، یکی از سه مرحله ازدواج است و ترتیب سنی این سه مرحله، نامزدی، عقد و زفاف است. ازدواج در آیین یهود عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن، برکت خدا را طلب می کند و بین آنها قراردادی تنظیم می شود، این قرارداد که از طرف شوهر به زن داده می شود، کتوبه نام دارد که به سنت تقلید از آدم و حوا رخ می دهد. البته دایره امکان ازدواج یهودی با غیر یهودی کاملا بسته شده و امکان خروج از این دایره هرگز وجود ندارد.

آئین مسیحیت
مسأله جلوگیری از مفاسد و مخالفت با آن در آئین مسیحیت هم مطرح است و کاملا امری تعریف شده می باشد: اعتقاد سنتی مسیحیان آن است که فعالیت جنسی، تنها در چارچوب ازدواج می تواند وحدت بخش باشد. در کتاب عهد عتیق، همجنس گرایی محکوم گردیده است: با ذکور، مثل زن، جماع مکن، زیرا که این فجور است. برداشت مسیحیان آن است که خداوند، ازدواج را برای تنظیم رابطه مناسب میان ذکور و اناث و ایجاد بهترین محیط برای پرورش فرزند و ثبات جامعه قرار داده است. مسیحیان، همچنین بر تجرد، به مثابه آرمانی والا می نگرند، اما در تعالیم مسیحیت آمده که اگر انسان نمی تواند بر تجرد بماند، باید ازدواج کند، تا در نتیجه جامعه از انحرافات مصون بماند.
در مسیحیت برای ازدواج، سه دلیل ذکر می شود: داشتن فرزند، مساعدت و آرامش، اجتناب از گناه
نتیجه این سه، حفظ جامعه از وقوع انحرافات مهلک اجتماعی است.

رسیدگی به مستمندان در ادیان
رسیدگی به مستمندان، ارزشی اخلاقی و معنوی است که به حکم فطرت انسان، بسیار والا و ارزشمند است و تقریبا به طور یکنواختی در همه ادیان الهی و آسمانی، رسیدگی به مستمندان و رعایت حال آنها از ضرورت و قداست فوق العاده ای برخوردار است. در خصوص رسیدگی به فقیران و مستمندان، که در جهان معاصر از وضعیت خاصی برخوردار شده اندو وجود نظام های طبقاتی و تقسیم جامعه به فقیر و غنی، این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است.
رسیدگی به نیازمندان در اندیشه اسلامی

این مسأله در اندیشه اسلامی، جزئی انفکاک ناپذیر است، به همین جهت جهت کمک به نیازمندان، زکات و انفاقات مالی تشریع گردیده است، و حتی در برخی از موضع گیری ها، شرط قبولی عباداتی همچون نماز و حج، پرداخت زکات و انفاقات مالی به فقرای جامعه اسلامی و نیازمندان است. به گونه ای که اقامه نماز را با پرداخت زکات مقرون فرموده است: « فاقیموا الصلوه و اتو الزکوه » نماز را بپا دارید و زکات بدهید. این مسأله به گونه ای تبیین شده، که اگر فردی نماز بخواند ولی زکات نپردازد، گویا که اصلا نماز نخوانده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: فرد صاحب مال طلا یا نقره ای نیست که پرداخت زکات مالش را انجام ندهد، مگر اینکه خداوند او را در روز قیامت در زمین صاف و فرو رونده ای حبس می کند و بر او ماری گزنده را مسلط می کند که می خواهد اورا بگزد و او از آن مار گریزان است. پس هنگامی که ببینداز دست او خلاصی ندارد. مار او را می گیرد و سپس در گردنش می افکند خود را و طوق در گردنش می شود و همین است سخن خداوند که می فرماید: « سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمه، آل عمران، 180» به زودی بخل هایشان طوقی در گردنهایشان خواهد شد. در اندیشه اسلامی، ثروت وسیله خیر است، نه هدفی برای مرد مومن، و به این صورت، انسان مومن باید در انفاق و اعطا و کمک به مستمندان عجله نماید و به تأخیر نیندازد. این مسأله را جنان اهمیت داده که منت گذاردن و اذیت نمودن در این راهناروا و مکردود شمرده شده است.

چنانکه می فرماید: « لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی، بقره، 264» صدقه های خودتان را با منت گذاردن و آذار رسانیدن به افرادی که به آنها صدقه می دهید، باطل مسازید. در قرآن مجید، از این هم فراتر رفته، و رسیدن به بر و نیکی را از مسیر پرداخت مال های محبوب در راه خدا می داندو می فرماید: « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون، آل عمران، 92» هرگز به نیکی و بر نمی رسید، مگر اینکه از آنچه که دوستش می دارید، در راه خدا انفاق نمایید. در راستای همین منش اخلاقی است که قرآن مجید، بخل را محکوم نموده و بخل ورزیدن در جامعه اسلامی به عنوان صفتی مذموم و نکوهیده تلقی گردیده است. پیامبر اسلام علیه السلام فرمود: برحذر می دارم شما را از بخل ورزیدن، زیرا که گذشتگان شما بر اثر همین خصلت ناروا هلاک شدند، بخل آنها را واداشت که خون هم را بریزندو محرمات را حلال فرض نمایند. بنابراین، زکات صرفا یک اعانه و کمک از طرف فرد نیست، بلکه عبادت است، اما صدقات دیگر، کمک هایی داوطلبانه است که جنبه نوع دوستی انسان، او را وا می داردکه به دیگران کمک نماید. در اندیشه اسلامی، مسأله صدقه و زکات به گونه ای توصیه شده که بسیار محفی و سری صورت بگیرد که حتی دست چپ دهنده آن، نداند که دست راست چه می دهد. این نکته هم حائز اهمیت است که در اسلام، فقرای غیر مسلمان نیز مراد و منظورند و در بخشی از کمک ها و اعانات فرقی میان فقرای مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد. اسلام می کوشد، با این تعالیم، فضیلت سخا را، که موجب قناعت دهنده و گیرنده ثروت است و به اعتدال و تعادل می انجامد، به مسلمانان تلقین کند.

آئین یهود
آئین یهود، به صراحت به وجود طبقات مختلف اجتماعی اذعان دارد: طبقاتی که نام می برد: بی پدر، بیوه، فقیر و غریب است. ( سفر تثنیه، 17و22). از نظر یهودیان، فقرا طبقه ای مستحق توجهند. در سفر خروج، به یهودیان توصیه می شود که به خاطر شفقت نابجا اجرای عدالت ( تسرکه) را به نفع فقرا به انحراف نکشانند. در راستای همین امر، مراقبت از بیماران و عیادت از آنها، امری جدی و لازم و واجب تلقی گردیده است. طبقه غریبان در تورات به شدت مورد توجه واقع شده اند: « بر غریب ستم مکن، زیرا که از دل غریب خبر دارید، چون شما در زمین مصر غریب بودید». ( سفر پیدایش، آیه 9، ص 23).

آئین مسیحیت
واکنش مسیحیان به نیازمندان و رسیدگی به وضعیت آنها، دقیقا برگرفته از تعالیم مسیح است. در بسیاری از نکات و نقاط مورد بحث در انجیل، فقرا و معلولان و نیازمندان را که محرومیت های شدید دارند، در تماس با حضرت عیسی علیه السلام می نگریم و نیز اشاره اکیدی وجود دارد که آن حضرت با فقیران و نیازمندان همواره می نشسته اند و در تماس بوده است. پولس رسول و دیگر نویسندگان عهد جدید، نشان می دهند که چگونه مراقبت از نیازمندان به یک بخش پذیرفته دشده از مسیحیت تبدیل شد. پولس نوشت: « لکن از نیکوکاری خسته نشویم، زیرا که در موسم آن درد خواهیم کرد، اگر ملول نشویم، خلاصه به قدری که فرصت داریم با جمیع مردم احسان بنماییم، به خصوص با اهل بیت ایمان» (رساله پولس رسول به غلاطیان، آیه 9-10، ص6).

عدالت و برابری در ادیان به عنوان صفتی اخلاقی
مسأله عدل و عدالت ورزی، صفتی اخلاقی و ریشه همه اخلاقیات است. از رهگذرز این صفت بزرگ است که انسانها می توانند به سوی کمال رهسپارندو زمینه رشد اندیشه ها، کمالات روحی آماده گردد. عدالت و برابری، قائمه اجتماع است و اجتماعی انسانی در پرتو عدل، استوار می گردد.

عدالت در اندیشه اسلامی
شریعت اسلامی دربحث عدالت اجتماعی و عدالت عام به انسانیت، بشریت، مهم ترین جستارها را گشوده و مهم ترین آموزه ها و تعالیم را بازگفته است. عدالت در اندیشه اسلامی، اشرف فضیلت ها و بالاترین صفات است و علت پیدایش همه رذایل اخلاقی به نوعی بازگشت به فقدان عدالت در شخص دارد. علمای اخلاق گفته اند که عادل پیشه گان سه طایفه اند:
اول، عادل اکبر است، او شریعت الهی است که از جانب خدا صادر شده و غرضش حفظ مساوات در جامعه انسانی است.
دوم، عادل اوسط است، او عبارت است از حاکم دادگری که از نوامیس الهیه پیروی می کند و از شریعت نبوی طرفداری می نماید و هم از خلیفه و جانشین شریعت در حفظ مساوات است.
سوم، عادل صامت است، که عبارت است از درهم و دینار که او نقش خاصی در حفظ انسان و معالجه امراض و معاملات انسانی دارد، و باید در اختیار همگان باشد. در دین مقدس اسلام، یک فلسفه از فلسفه های کلی رسالت تاریخی پیامبران، اقامه قسط و عدل و داد است: « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط، حدید، 25». پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به قسط و برابری قیام نمایند. بنابراین در شریعت اسلامی، عدالت، باعث ادای حقوق و انصاف اجتماعی خواهد بود و زمینه ساز تکامل مجموعه آحاد بشری می باشد که باید در بسیط خاک و در میان همه بشریت پیاده شود و اجرا گردد و به گونه ای در روایات دینی آمده که: حاکم ستمگر، برای جامعه، از مار گزنده خطر سازتر است.

عدل در آئین یهود
اتکا بر مقوله عدل، در آئین اصلی یهود، مهم و قابل توجه است. واژه تسدکه، به معنای عدل است که در تورات و تلمود به آن اشاره شده و شدیدا به آن توصیه گردیده است. یهودیان وجود اختلافات را پذیرفته اند، ولی به یکدیگر سفارش می کنند که در کاهش اختلافات، تعاضد و تعاون داشته باشند.

عدل در آئین مسیحیت
مسیحیان اعتقاد دارند که محبت خدا به مردم در زندگی مسیح تجلی یافته است. از نظر مسیحیان در میان انسانها اختلافاتی وجود دارد، اما آنچه که می تواند این اختلافات را منشأ رحمت و جود خداوندی قرار دهد، صفت عدل است. مسیحیان اصیل، اختلافات بشری را که منجر به برتری یک نژاد (سفید) باشد، مردود شمرده و عدالت را لازمه بقای جامعه می دانند. در تعالیم حضرت مسیح علیه السلام چنان آمده است که انسان ظالم به بهشت وارد نمی شود و ورود انسان ظالم و غیر دادگر به بهشت، به سختی رد شدن شتری از روزنه سوزن است. صفات اخلاقی و فاضله دیگری وجود دارد، نظیر صداقت و راستگویی، امانت داری، ترحم بر مستمندان، تواضع و فروتنی و سایر خصلت های الهی که در ادیان مختلف، عقیده و هدف و گرایش واحدی نسبت به آنها وجود دارد. در این راستا، آئین هایی نظیر آئین بودا، کنفوسیوس، و هندوئیسم و.. . نیز به نوعی بر این آرمان های اخلاقی وحدت نظر ضمنی دارند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:17 | لینک  | 

چرا با این که ادیان مختلف آسمانى، نظیر یهودیت، مسیحیت و اسلام، همه از جانب خداوند نازل شده است. احکام این ادیان با هم تفاوت ...

پرسش : چرا با این که ادیان مختلف آسمانى، نظیر یهودیت، مسیحیت و اسلام، همه از جانب خداوند نازل شده است. احکام این ادیان با هم تفاوت دارد و همچنین پیروان آن‏ها نیز در موارد زیادى و در برهه‏هاى زیادى از تاریخ با هم خصومت داشته‏اند؟
پاسخ :
در واقع و از نظر قرآن کریم، دین خدا از آدم تا خاتم یکى است و اختلاف در دین وجود ندارد. همه پیامبران به یک مکتب دعوت مى‏کرده‏اند. اصول مکتب انبیا که دین نامیده مى‏شود، یکى بوده است. تفاوت شرایع آسمانى در یک سلسله مسایل فرعى و شاخه‏اى بود، که به حسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط و ویژگى‏هاى مردمى که دعوت شده‏اند، متفاوت مى‏شد. همه شکل‏هاى متفاوت و اندام‏هاى مختلف، یک حقیقت و به سوى یک هدف و مقصود بوده است.
تفاوت دیگرى در سطح تعلیمات بوده که پیامبران بعدى به موازات تکامل بشر در سطح بالاترى تعلیمات خویش را که همه در یک زمینه بوده القا کرده‏اند مثلاً تعلیمات اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان و معارف پیامبران پیشین از نظر سطح مسایل تفاوت دارد. به تعبیر دیگر بشر در تعلیمات انبیا مانند یک دانش‏آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برند.
مکتب پیامبران تدریجاً بر حسب استعداد جامعه انسانى عرضه شده تا بدان جا که بشریت رسیده است، به حدى که آن مکتب به صورت کامل و جامع توسط حضرت محمد (ص) عرضه شد. از نظر قرآن آن چه وجود داشته و همه پیامبران عرضه کرده‏اند، دین بوده است، نه ادیان، قرآن دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفى مى‏کند، نه چند تا، و یک نام روى آن مى‏گذارد و آن "اسلام" است. البته مقصود این نسبت که در همه دوره‏ها دین خدا با این نام خوانده مى‏شده، بلکه مقصود این است که حقیقت دین داراى ماهیتى است که بهترین معرف آن لفظ اسلام است.(1) از این رو مى‏گوید: "ان الدین عند الله الاسلام؛ دین نزد خدا اسلام است".(2) یا مى‏گوید: "ابراهیم نه یهود و نه نصرانى، بلکه حقجو و مسلمان بود".(3)
پس دین خدا که از طرف پیامبران الهى عرضه شده، یکى بوده است، با آن خصوصیتى که گفته شد و مردم در دوران‏هاى پیامبران موظف بوده‏اند از شریعت پیامبر زمان خود پیروى نمایند، به لحاظ این که در آن زمان دین به شکل کامل تر از زمان گذشته عرضه مى‏شود، تا برسد به دوران خاتمیت که همه مردم پس از بعثت رسول اکرم (ص) باید از دین او که دین اسلام است تبعیت نمایند.
اما اختلاف اساسى و جوهرى در ادیان که به وجود آمده، از طرف پیامبران نبوده است، بلکه از ناحیه پیروان و دانشمندان ادیان مى‏باشد که به خاطر ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى، اختلاف در دین را ایجاد کرده‏اند. قرآن مى‏فرماید: "آن‏هایى که از حقیقت آگاه بودند، و با این حال در دین خدا اختلاف ایجاد کردند، انگیزه‏اى جز طغیان و ظلم و ستم و حسد نداشته‏اند". (4) اگر مردم مخصوصاً طبقه دانشمندان، تعصب و کینه توزى و تنگ نظرى و منافع شخصى و تجاوز از حد حدود و حقوق خود را کنار بگذارند و با واقع بینى و روح عدالت خواهى ادیان را بررسى کنند، حق روشن شده و اختلاف حل مى‏شود.(5)
پى‏نوشت‏ها:
1-مرتضى مطهرى، وحى و نبوت، ص 165
2-آل عمران، (3) آیه 19
3-همان، آیه 67.
4-آل عمران (13) آیه 19.
5- تفسیر نمونه، ج 2، ص

نوشته شده توسط سعید در ساعت 12:8 | لینک  | 

" فرهنگ تدفین در ملل و ادیان مختلف "

انسان در طول تاریخ اجتماعات به اشکال گوناگون مردگانش را دفن کرده است. شکل‌هایی از تدفین وجود دارد که با هنجارهای فرهنگ ایرانی و اسلامی ما ناهمخوان است. با این حال نباید فراموش کرد که ملت‌هایی هم هستند که فرهنگ تدفین ما را نمی‌پسندند.
در این میان اما مرگ بی‌پرواترین و صریح‌ترین سویه‌ی زندگی و یک واقعیتِ مسلم است. به این جهت یکی از مشکلات انسان‌ها همواره این بوده است که مردگان‌شان را چگونه و کجا دفن کنند.

در کهن‌ترین شکل تدفین، جنازه را در حالت جنینی دفن می‌کردند

پیشینه‌ی کهن‌ترین گورهایی که تاکنون یافت شده است، به پنجاه هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. در کهن‌ترین شکل تدفین، در عصر پیشاسنگی جنازه را مانند جنین در شکم مادر به پهلو در یک گور سنگی می‌خواباندند.
تدفین به شکل جنین از یک سو این توهم را ایجاد می‌کرد که جنازه به خواب فرورفته است و از سوی دیگر از امید به بیداری و تولدی دیگر پس از رستاخیز نشان داشت. اجداد ما در آن دوران بسیار دور جنازه‌ی مردگان را طناب‌پیچ می‌کردند. احتمالاً به این دلیل که می‌ترسیدند مردگان زنده شوند و سراغ زندگان بیایند.
مراسم تدفین در فرهنگ‌های کهن که پیشینه‌شان به سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد بسیار اهمیت داشت. گورهایی عظیم به طول دوازده متر که با تخته‌سنگ بنا می‌کردند از اهمیت تدفین در این فرهنگ‌ها نشان دارد.
در این گورها یک‌صد جنازه جا می‌گرفت و روی آن را با خاک می‌پوشاندند. چنین گورهای عظیمی به بناهای باشکوه شباهت داشت و ساختن آن‌ها وقت و هزینه‌ی زیادی می‌طلبید.
در سده‌های میانه، پیش از آغاز دوران روشنگری که همه چیز با افسانه درآمیخته بود، برخی اروپائیان، از جمله آلمانی‌ها اعتقاد داشتند که این گورها را غول‌ها برای خودشان ساخته‌اند.
در یونان قدیم مردگان را در تابوتی از سنگ آهک قرار می‌دادند و این تابوت سنگی را سارکوفاگوس یا «گوشتخوار» می‌خواندند. واژه‌ی تابوت در برخی زبان‌ها مانند آلمانی و فرانسه را بعدها از همین واژه‌ی سارکوفاگ استخراج کردند.
در قرون وسطی گمان می‌بردند که روح انسان در قلب او جای دارد. از این رو برخی پادشاهان و هنرمندان بزرگ وصیت می‌کردند که قلب‌شان را جداگانه دفن کنند. ریچارد شیردل، ناپلئون بناپارت، دانته و شوپن از مشاهیری‌اند که قلب آنان جداگانه دفن شده است.

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند

در کنعان و در ایران، جنازه‌ی میت را در غار یا در دل کوه قرار می‌دادند. در نقش رستم، در سینه‌ی کوه مقبره‌های عظیمی از دوران هخامنشی و ساسانی به یادگار مانده است.
داریوش کبیر، اردشیر، داریوش دوم و خشایارشا را در دل کوه دفن کرده‌اند.
پس از تصلیب مسیح، جنازه‌ی او روی زمین مانده بود. روایت است که ژوزفِ آریماتئا، از یاران مسیح، گور خود را که در غاری قرار داشت به مسیح بخشید و جنازه‌ی او را در آن غار نهادند. مسیحیان اعتقاد دارند که مسیح، سه روز بعد زنده شد و از این غار به آسمان عروج کرد. این واقعه که در کتاب مقدس آمده است به روایتِ عید پاک شهرت دارد و منشأ مهم‌ترین عید مسیحی‌ست.

حوالی ستودان‌ها، هزاران کلاغ و مراغ لاشه‌خوار در پرواز بودند

مردگان را فقط در خاک یا در دل کوه‌ها دفن نمی‌کردند. در فرهنگ ایرانی - زرتشتی تدفین در هوا مرسوم بود. در این آئین زمین و آتش تبرکی دارد و روح که از بدن انسان بیرون رفت پیکر مرده بسیار پلید و ناپاک است و هر چیز را آلوده می‌کند. به همین جهت مرده را نباید به خاک یا به آتش سپرد.
زرتشتیان از زمان ساسانیان هر جا که بودند دخمه‌هایی می‌ساختند و مرده را به آن‌جا می‌بردند و در هوای آزاد، کنار دیواری می‌نهادند تا مرغان شکاری و حیوانات درنده آن‌ها را بدرند و متلاشی کنند و وقتی که فقط استخوانی از مرده باقی می‌ماند، استخوان او را برمی‌داشتند و در محوطه‌ی کوچکی می‌گذاشتند و به آن «ستودان» می‌گفتند که به روایت استاد فقید، سعید نفیسی مخفف کلمه‌ی استخوان‌دان است.
استاد نفیسی در خاطرات دوران جوانی‌اش از برخی اعتقادات خاص زرتشتیان یاد می‌‌کند. اگر کلاغ یا لاشخور چشم راست مرده را درآورده بود، گمان می‌کردند مرده آمرزیده‌تر است. اگر دست راست زودتر از بدن جدا می‌شد، باز هم مرده آمرزیده‌تر بود. اگر مرده را کنار دیوار دخمه‌ای می‌ایستاندند و تعادل خود را از دست می‌داد و برای مثال به پشت می‌افتاد، آمرزیده‌تر بود تا این که به رو افتاده باشد.
اگر روی پای خود می‌افتاد یا به حال نشستن درمی‌آمد، گمان می‌کردند روح او معذب است. بدتر از همه مرده‌ای بود که سرش از تنش جدا می‌شد. بدیهی‌ست که حوالی این دخمه‌ها همیشه هزاران کلاغ و مرغان لاش‌خوار در پرواز بودند.
در آمریکای شمالی، در فلوریدا قبیله‌ی سمیول از قبایل سرخپوست مردگانش را در تنه‌ی پوک درختان می‌گذاشت تا به تدریج تجزیه شود. برخی قبایل سرخپوست هنگام کوچ از جایی به جایی دیگر مردگان‌شان را روی زمین می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند.
پیش می‌آمد که سالخوردگان این قبایل، وقتی هنگام مرگ‌شان فرامی‌رسید، از قبیله جدا می‌شدند و به کوه می‌زدند و در آرامش و در انزوا می‌مردند. جنازه‌ی آنان در همان محل می‌ماند تا به تدریج تجزیه شود و از بین برود.

تدفین در آب

در تبت، هرگاه زنان باردار و جذامیان می‌مردند، جنازه‌ی آنان را به رود می‌سپردند. وایکینگ‌ها نعش مردگانشان را سوار قایق کوچکی می‌کردند و به آب می‌سپردند. در آلمان اخیراً تدفین در آب مرسوم شده است. در این نوع تدفین جنازه‌ را ابتدا می‌سوزانند و سپس خاکستر آن را در ظرفی قرار می‌دهند که در آب حل می‌شود. ظرف را به آب می‌سپارند.

هندوها و ژرمن‌ها، مرده‌هایشان را می‌سوزاندند

در هندوستان، سوزاندن مرده‌ها مرسوم‌ترین شکل تدفین است. هزار و پانصد سال پیش از میلاد مسیح ژرمن‌ها مرده را می‌سوزاندند و خاکستر آن را به همراه اشیای زینتی که از مرده به جای مانده بود، در یک ظرف گلی ساده جمع می‌کردند.

در میان هندوها رسم است که وقتی کسی می‌میرد، اگر دارای فرزند است، پسر ارشد می‌بایست آتش را بیفروزد. هندوها اعتقاد دارند که روح مرده با سوزندان جسم او آزاد می‌شود.

در غرب سوزاندن مرده مرسوم است. خاکستر مرده و برخی حیوانات خانگی را در ظرفی می‌نهند و این ظرف را به خاک می‌سپارند.

در همه‌ی فرهنگ‌ها، تدفین با مذهب درآمیخته است

‌مراسم تدفین از یک سویه‌ی تسلی‌دهنده برای بازماندگان برخوردار است. در زمان رومی‌ها وقتی مرده‌ای در آتش می‌سوخت، بازماندگان از دیدن دودی که از جنازه‌ برمی‌خاست تصور می‌کردند که روح مرده همراه با آن دود به آسمان می‌رود و با این فکر خود را تسلی می‌دادند در حالی‌که بعدها با آمدن مسیحیت و اسلام سوزاندن مرده، نشانگر بی‌احترامی به جسم انسان بود.

بهتر بود که جسم انسان را در کفن بپیچانند یا در تابوت بگذارند و در قبر قرار دهند تا روز رستاخیز فرارسد و معاد اتفاق بیفتد. به همین جهت پس از فراگیر شدن مسیحیت در اروپا، سوزاندن جنازه‌ها که تا پیش از آن مرسوم بود ورافتاد و به همین شکل پس از غلبه‌ی مسلمانان بر ایرانیان نهادن جنازه‌‌ها در دخمه‌ها منسوخ شد.

در قرون وسطی تنها زنانی را که به جادوگری متهم می‌شدند، پس از محاکمه در محاکم تفتیش عقاید با آتش می‌سوزاندند. دلیل می‌آوردند که با این تمهید روح شیطانی و پلید جادوگران همراه با جسم‌شان برای همیشه نابود شود.

با توجه به دگرگونی باورها و آئین‌های تدفین در تاریخ اجتماعات می‌توانیم بگوییم که در همه‌ی فرهنگ‌ها تدفین با مذهب درآمیخته و به همین جهت با تغییر مذهب، آیین تدفین نیز دگرگون می‌شده است.

تدفین در زمانه‌ی ما

مسلمانان و یهودیان با سوزاندن مرده مخالف‌اند. در اسلام و یهودیت می‌بایست مرده را حتماً در خاک دفن کرد. در یهودیت هر گور، تنها به یک جنازه اختصاص دارد.

اما در ایران با افزایش جمعیت، به تدریج از اوایل دهه‌ی پنجاه خورشیدی گورهای دو و سه طبقه به وجود آمد. پیش می‌آید که اعضای یک خانواده را در یک گور سه طبقه قرار دهند. سنگی به نام سنگ لحد هر یک از این طبقات را از هم جدا می‌کند و به هر مرده یک سنگ قبر مجزا تعلق می‌گیرد.

در اسلام و یهودیت، نبش قبر جایز نیست و اصولاً شایسته نیست که آرامش مردگان به هم بخورد. گورستان در این مفهوم یک خانه‌ی ابدی‌ و از برخی لحاظ پندآموز است.
گورستان اهل تسنن، ساده است و پیش می‌آید که گورها بی‌نام و نشان باشند و تنها سنگی ساده بر آن بنهند. در مراکش سنگ قبر را به اندازه‌ی قامت مرده می‌تراشند و جز این هیچ نام و نشانی از مردگان باقی نمی‌گذارند.

اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی، آرامگاه و سنگ قبر اهمیت دارد، چنان‌که بسیاری از آرامگاه‌ها از نظر معماری و بسیاری از سنگ‌ قبرها از نظر خوشنویسی، شاهکارهایی به شمار می‌آیند.
پس از دوران روشنگری در غرب، سوزاندن جنازه‌ها از نو مرسوم شد. کلیسای کاتولیک تا سال‌ها با این نوع تدفین مخالف بود. با این حال در سال ۱۹۶۹ به دلیل کمبود جا، کلیسا مجبور شد با سوزاندن جنازه موافقت کند.

سوزاندن جنازه و دفن خاکستر آن، به مراتب ارزان‌تر از تهیه‌ی تابوت و اجاره‌ی یک گور به مدت پنج تا سی سال است. به همین جهت بسیاری از اشخاص در غرب وصیت می‌کنند که بعد از مرگ جنازه‌ی آنان را بسوزانند.

در ایتالیا و در هلند، مرده را الزاماً نمی‌بایست در گورستان دفن کرد. اما در بسباری از کشورها مانند ایران، آلمان و فرانسه، مرده باید حتماً در گورستان دفن شود و برای این کار، بازماندگان به جواز دفن نیاز دارند.

در آلمان تا سال ۲۰۰۳ ‌مرده را حتماً می‌بایست در تابوت بگذارند و دفن کنند. اما در سال ۲۰۰۳ این قانون را برداشتند و اکنون مسلمانان می‌توانند مشروط بر موافقت سازمان گورستان، مرده‌هایشان را در کفن‌ بپیچانند و به خاک بسپرند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 19:9 | لینک  | 

 

یکی از سه اصلی که دین مقدس اسلام بر آن ها استوار است، اعتقاد به معاد می باشد، یعنی ایمان به این که خدای متعال همه را پس از مرگ، دوباره زنده می کند و به حساب اعمالشان رسیدگی فرموده، نیکوکاران را پاداش نیک و نعمت جاوید می دهد و بدکاران را به سزای کردارشان می رساند و این روز، قیامت» نامیده می شود.

معاد و ادیان و ملل
همه ادیان و مذاهبی که به پرستش خدای متعال دعوت می کنند و بشر را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی می نمایند، برای انسان، معاد و زندگی دیگری پس از مرگ قایلند، زیرا هرگز تردید نمی کنند که نیکوکاری وقتی ارزش خواهد داشت که پاداش نیکی به دنبال خود داشته باشد و چون این پاداش، در این جهان مشهود نیست، ناگزیر پس از مرگ در جهان دیگری و با زندگی دیگری خواهد بود. گذشته از آن، در مقابر بسیار باستانی که کشف می شود، علایم و آثاری دیده می شود که دلالت دارد بر این که انسان قدیم به زندگی دیگری پس از مرگ، ایمان داشته و به حسب اعتقاد خود برای این که مرده در آن جهان، آسایش داشته باشد، تشریفاتی انجام می داده است.

معاد در قرآن
قرآن کریم در صدها آیه، معاد را به مردم تذکر می دهد و هرگونه شک و ریب را ازآن نفی می کند و در موارد زیادی برای افزایش بصیرت و رفع استبعاد آفرینش نخستین اشیا، قدرت مطلقه خداوندی را به مردم یادآوری می نماید، چنان که می فرماید: اولم یر الانسان انا خلقناه من نطفة فاذا هو خصیم مبین و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظم وهی رمیم قل یحییها الذی انشاها اول مرة و هو بکل خلق علیم (یس آیه 77 تا 79)، خلاصه ترجمه: آیا انسان نمی بیند که ما او را از قطره آبی آفریدیم؟ آن گاه به مقام مخاصمه بر می آید و آفرینش خود را فراموش می کند و برای ما مثل آورده، می گوید: این استخوان های پوسیده را چه کسی زنده می کند؟ بگو: آن ها را کسی زنده می کند که روز نخستین، از نیستی به وجود آورده است، چنان که روز نخستین آفریده، دوباره نیز می تواند وجود دهد. و گاهی افکار مردم را به زنده شدن زمین در بهار، پس از مرگ زمستانی، هدایت کرده، قدرت خدا را تذکر می دهد، چنان که می فرماید: و من آیته انک تری الارض خشعة فاذا انزلنا علیها المآء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحی الموتی انه علی کل شی ء قدیر (فصلت آیه 39)، خلاصه ترجمه: یکی از نشانه های خدای متعال این است که زمین را مانند مرده ای بی حس و بی حرکت مشاهده م یکنی و همین که بارانی نازل کردیم به جنبش درآمده، سرسبز می شود، خدایی که این زمین مرده را زنده می کند، مردگان را نیز زنده خواهد کرد، زیرا وی به همه چیز قادر وتوانا است. و گاهی از راه استدلال عقلی پیش آمده، نهاد خدادادی انسان را برای اعتراف به این حقیقت بیدار می کند، چنان که می فرماید: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما بطلا ذلک ظن الذین کفروا فویل للذین کفروا من النار ام نجعل الذین آمنوا وعملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار (سوره ص آیه 27 و 28)، خلاصه ترجمه: آسمان و زمین و آنچه را در میان آن ها است، بیهوده (و بازیچه) نیافریدیم (زیرا اگر همین بود که انسان مثلا به وجود آید وچند روزی بگردد و بخوابد و بمیرد و باز یکی دیگر به همین ترتیب مکرر شود، آفرینش جهان کاری بیهوده و بازیچه بیش نبود، با این که کار بیهوده از خدای حکیم سر نمی زند) آنان که به معاد کافرند، آفرینش را بیهوده پنداشته اند، آیا مردمان مومن و نیکوکار را با مردمی مفسد و تبه کار یکسان قرار می دهیم؟

زیرا در این جهان، نیکوکار و زشت کردار به پاداش کامل اعمالشان نمی رسند، اگر جهان دیگری در بین نباشد که در آن هرکدام از این دو دسته به پاداش مناسب رفتار و کردار خودشان برسند، هر دو دسته پیش خدا یکی خواهند بود و این منافی عدل الهی است.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 12:3 | لینک  | 

پیوند همیشگی پاسخ اعتقاد به بقاء روح از قدیم در بین اقوام گوناگون وجود داشته است ؛ و اقوام گوناگون بشری به نوعی به سعادت و شقاوت بعد از مرگ معتقد بوده اند ؛ و البته برخی گروهها نیز با صراحت بقاء بعد از مرگ را منکر شده اند. ولی معاد به معنی خاص آن یعنی برخاستن مردگان از قبور برای حسابرسی اعمال تنها در برخی ادیان به وضوح دیده می شود ؛ ولی تعریف معاد در همه آنها یکسان نیست ؛ ما در ادامه به این ادیان و نحوه اعتقاد آنها به معاد خواهیم پرداخت .
ما از معادی که در دین حضرت ابراهیم (ع) و انبیاء بعد از او تا زمان حضرت موسی (ع) مطرح بوده اطلاع کافی در دست نداریم ؛ لذا بحث را از دین یهود آغاز می کنیم .
معاد در دین یهود و مسیحیت.
در مورد اعتقاد یهودیان و مسیحیان سه سوال مطرح می شود. 1. آیا یهودیان و مسیحیان اساسا معاد و رستاخیز را قبول دارند یا خیر؟ 2. بر فرض قبول آیا معاد جزء اصول دین آنها است یا خیر؟ 3. آیا به معاد جسمانی قائلند یا به معاد روحانی؟
قبل از پرداختن به جواب این سوال ها ذکر این نکته لازم است که اولا به تصریح قرآن کریم و شهادت تاریخ ، دین یهودیت و مسیحیت دچار تحریف شده اند ؛ لذا به عقیده ما عقیده فعلی یهودیان و مسیحیان عین تعالیم حضرت موسی و حضرت عیسی ــ علیهما السلام ــ نیست. ثانیا این دو دین دارای فرقه های بسیار گوناگون و متنوعی هستند که گاه دارای آرای متناقض در یک موضوع خاصّ هستند ؛ که پرداختن به همه آنها از حدّ یک نامه خارج است ؛ لذا ما سعی می کنیم فقط به اقوال فرقه های مشهور آنها اشاره کنیم .
یهود و رستاخیز
جناب دکتر جواد مشکور در کتاب خلاصه ادیان و جناب حسین توفیقی در کتاب آشنایی با ادیان بزرگ در مورد اعتقاد یهودیان به رستاخیز بر این نکته تصریح می کنند که در تورات و بلکه در کلّ عهد عتیق یهودیان اشاره روشنی به آخرت و روز جزا وجود ندارند ؛ و تعبیر آخرت که در چند جای عهد عتیق آمده است دلالتی بر معاد پس از مرگ ندارد بلکه به معنای عاقبت دنیوی اعمال است . این دو محقق همچنین متذکر شده اند که اعتقادبه معاد در قوم یهود اعتقادی وارداتی است ؛ و یهودیان این عقیده را پس از آزادیشان از اسارت بابل به دست کورش ، از زرتشتیان فرا گرفته اند. (ر.ک: خلاصه ادیان، دکتر محمد جواد مشکور، ص134 و142 و آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص110)
امّا در کتاب تلمود که از کتب مذهبی یهود است از معاد بسیار سخن گفته شده است. کتاب تلمود در واقع تفسیر و تأویل تورات است و توسط دانشمندان یهودی در طول تاریخی طولانی جمع آوری شده است ؛ و پیدایش آن بنا به برخی اقوال نزدیک به هزار سال بعد از حضرت موسی (ع) بوده است ؛ و بنا به برخی اقوال دیگر پیدایش آن بعد از حضرت عیسی بوده است . این کتاب مورد قبول فرقه فریسیان است ولی فرقه صدوقیان که الان منقرض شده است آن را قبول نداشتند. در این کتاب معاد جزء اصول دین یهودیان معرفی شده و انکار آن گناهی بزرگ شمرده شده است. در تلمود چنین آمده است: «کسی که به رستاخیز مردگان معتقد نباشد و آن را انکار کند از رستاخیز سهمی نخواهد داشت »
محدوده معاد در دین یهود
بین علمای یهود بر سر این که آیا معاد برای همه افراد بشر است یا تنها شامل حال برخی افراد است اختلاف نظر وجود دارد ؛ بعضی از آنها معتقدند که معاد برای همه مردگان است ؛ ولی برخی دیگر معاد را مختص یهودیان می دانند ؛ و عدّه ای دیگر گفته اند حتی یهودیانی هم که لیاقت و امتیازات لازم را در دنیا کسب نکرده اند از زندگی بعد از مرگ محروم خواهند بود.
معاد روحانی یا جسمانی
از مجموع نوشته های علمای یهود استفاده می شود که آنها معاد را جسمانی می دانند ؛ گرچه در نحوه این معاد جسمانی بین علمای یهودی اختلاف نظر وجود دارد.

حاصل سخن:
از مطالبی که ذکر شد به دست می آید که در تورات نص صریحی بر معاد نیست بلکه اشاراتی است که بعضی دلالت آنها بر معاد را پذیرفته و بعضی دیگر آن را انکار کرده اند بنابراین بحث معاد در بین علمای یهود خصوصا یهودیان اولیه محل اختلاف است و ثانیا فرقه ای که قائل به معاد هستند آن را جزء اصول دین یهود می دانند و لیکن در اینکه آیا برای همه است یا بعضی افراد اختلاف داردند و ثالثا معتقدین به معاد از یهود ، معاد را جسمانی می دانند نه روحانی.
(منابع مطالب فوق : کتاب افتخار اسلام به سایر ادیان ؛ تألیف محمد صادق فخر الاسلام ص129 به بعد - کتاب گنجنه ای از تلمود ص362 به بعد - کتاب خلاصه ادیان ؛ ص134 به بعد)
معاد در مسیحیت
آنچه از کتاب مقدس و کتبی که درباره مسیحیت نوشته شده به دست می آید این است که همه مسیحیان معتقد به رستاخیز هستند و اعتقاد به رستاخیز را از اصول دین می دانند .
در مورد جسمانی یا روحانی بودن معاد از دیدگاه دین مسیحیت ، شیخ محمد صادق فخر الاسلام در کتاب « افتخار اسلام بر سایر ادیان » صفحه 120 می نویسد: «اقرار به معاد و حشر جسمانی از ضروریات دین نصاری و مجمع علیه جمیع فرق ایشان است و در این مسئله با ما هیچ اختلافی ندارند و اقرار به حشر جسمانی مخصوص علیه اناجیل است در مواضع کثیره.» و ایشان شش مورد از مواردی را که در اناجیل مختلف تصریح به جسمانی بودن معاد است ذکر می فرمایند.اما این نکته لازم به یادآوری است که اگرچه علمای مسیحی و اناجیل تصریح به جسمانی بودن معاد دارند ولی درباره لذّات و آلام و عذاب اخروی می گویند در قیامت لذت و عذاب روحانی است نه جسمانی ؛ و این یکی از صدها موارد تناقض در عقائد مسیحیت است.(همان، ص121)
شایان ذکر است که گروهی از خداپرستان لیبرال و نئوارتدکس این گونه تصریحات کتاب مقدس مسیحیان را انکار و قائل به روحانیت معاد شده اند.
مسئله دیگری که نباید از آن غفلت کرد مسئله رستاخیز حضرت مسیح است که نصاری به آن قائلند ؛ اینها معتقدند که حضرت مسیح کشته شد ولی بعد از مرگ دوباره زنده شد ؛ و این رستاخیز در همین دنیا و جسمانی بود؛ و بر این مطلب در موارد متعددی از اناجیل تصریح شده است.(انجیل یوحنا 1/23، مرقس 15/45، مثی 28/9، لوقا 24/34 و یوحنا 20/25 و ... ) بنا بر این مسئله رستاخیز مسیح را نباید با مسئله معاد در مسیحیت خلط نمود.
مسیحیان بر این باورند که حضرت عیسی مسیح ــ که به اعتقاد آنها همان خداست که به صورت بشر در آمده است ــ از آسمان فرود خواهد آمد و هزار سال در زمین حکومت خواهد کرد ؛ و بعد از هزار سال روز داوری فرا خواهد رسید و مسیح ، قیامت را برپا خواهد نمود و بین مردم داوری خواهد نمود ؛ و گروهی را به بهشت و گروهی را به جهنم خواهد فرستاد.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید:
- درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت ؛ تألیف محمد رضا زیبائی نژاد
- کلام مسیحی ؛ تألیف توماس میشل ؛ ترجمه حسین توفیق
معاد در دین زرتشت
در دین زرتشت نیز که بنا به قول مشهور حدود 600سال قبل از مسیح تأسیس شده است عقیده به معاد به وضوح بیان بیان شده است. در این دین اعتقاد بر این است که روح بعد از جدا شدن از بدن تا روز رستاخیز وارد عالم برزخ می شود ؛ تا در روز رستاخیز به جسم خود بپیوندد؛ زرتشتیان به اموری مثل صراط و میزان اعمال و بهشت و جهنم نیز اعتقاد دارند ؛ ولی معتقدند که در جهنم آتش وجود ندارد چرا که آتش از نظر آنان مقدّس است ؛ به عقیده آنها جهنم محلی بسیار سرد و تاریک و کثیف و پر از حیوانات موذی است که گناهکاران را اذیت می کنند. (آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص57 و 62 )
بنا بر این معاد مطرح در دین زرتشت بسیار شبه به معاد مورد نظر اسلام است . و ظاهرا تنها دین غیر ابراهیمی است که با صراحت معاد را می پذیرد ؛ البته در مورد منشاء دین زرتشت اختلاف نظر وجود دارد ؛ طبری مورخ مشهور و پیروان او در زمینه تاریخ ، بر این اعتقادند که زادگاه زرتشت فلسطین است ؛ و او از فلسطین به ایران آمده است ؛ امّا عموم مورخان و خود زرتشتیان بر این باورند که زادگاه زرتشت آذربایجان است ؛ و محل بعثت او کنار دریاچه ارومیّه است. برخی نیز او را از شرق ایران می دانند ؛ بر این اساس اگر حرف طبری درست باشد این احتمال وجود دارد که زرتشت نیز از سلسله انبیاء ابراهیمی باشد ؛ ولی بنا به اقوال دیگر این احتمال بعید است ؛ در کتب مذهبی زرتشتیان نیز ذکری از انبیاء ابراهیمی نشده است .

برگرفته از پرسمان


حاج آقا در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ اعتقاد به بقاء روح از قدیم در بین اقوام گوناگون وجود داشته است ؛ و اقوام گوناگون بشری به نوعی به سعادت و شقاوت بعد از مرگ معتقد بوده اند ؛ و البته برخی گروهها نیز با صراحت بقاء بعد از مرگ را منکر شده اند. ولی معاد به معنی خاص آن یعنی برخاستن مردگان از قبور برای حسابرسی اعمال تنها در برخی ادیان به وضوح دیده می شود ؛ ولی تعریف معاد در همه آنها یکسان نیست ؛ ما در ادامه به این ادیان و نحوه اعتقاد آنها به معاد خواهیم پرداخت .
ما از معادی که در دین حضرت ابراهیم (ع) و انبیاء بعد از او تا زمان حضرت موسی (ع) مطرح بوده اطلاع کافی در دست نداریم ؛ لذا بحث را از دین یهود آغاز می کنیم .
معاد در دین یهود و مسیحیت.
در مورد اعتقاد یهودیان و مسیحیان سه سوال مطرح می شود. 1. آیا یهودیان و مسیحیان اساسا معاد و رستاخیز را قبول دارند یا خیر؟ 2. بر فرض قبول آیا معاد جزء اصول دین آنها است یا خیر؟ 3. آیا به معاد جسمانی قائلند یا به معاد روحانی؟
قبل از پرداختن به جواب این سوال ها ذکر این نکته لازم است که اولا به تصریح قرآن کریم و شهادت تاریخ ، دین یهودیت و مسیحیت دچار تحریف شده اند ؛ لذا به عقیده ما عقیده فعلی یهودیان و مسیحیان عین تعالیم حضرت موسی و حضرت عیسی ــ علیهما السلام ــ نیست. ثانیا این دو دین دارای فرقه های بسیار گوناگون و متنوعی هستند که گاه دارای آرای متناقض در یک موضوع خاصّ هستند ؛ که پرداختن به همه آنها از حدّ یک نامه خارج است ؛ لذا ما سعی می کنیم فقط به اقوال فرقه های مشهور آنها اشاره کنیم .
یهود و رستاخیز
جناب دکتر جواد مشکور در کتاب خلاصه ادیان و جناب حسین توفیقی در کتاب آشنایی با ادیان بزرگ در مورد اعتقاد یهودیان به رستاخیز بر این نکته تصریح می کنند که در تورات و بلکه در کلّ عهد عتیق یهودیان اشاره روشنی به آخرت و روز جزا وجود ندارند ؛ و تعبیر آخرت که در چند جای عهد عتیق آمده است دلالتی بر معاد پس از مرگ ندارد بلکه به معنای عاقبت دنیوی اعمال است . این دو محقق همچنین متذکر شده اند که اعتقادبه معاد در قوم یهود اعتقادی وارداتی است ؛ و یهودیان این عقیده را پس از آزادیشان از اسارت بابل به دست کورش ، از زرتشتیان فرا گرفته اند. (ر.ک: خلاصه ادیان، دکتر محمد جواد مشکور، ص134 و142 و آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص110)
امّا در کتاب تلمود که از کتب مذهبی یهود است از معاد بسیار سخن گفته شده است. کتاب تلمود در واقع تفسیر و تأویل تورات است و توسط دانشمندان یهودی در طول تاریخی طولانی جمع آوری شده است ؛ و پیدایش آن بنا به برخی اقوال نزدیک به هزار سال بعد از حضرت موسی (ع) بوده است ؛ و بنا به برخی اقوال دیگر پیدایش آن بعد از حضرت عیسی بوده است . این کتاب مورد قبول فرقه فریسیان است ولی فرقه صدوقیان که الان منقرض شده است آن را قبول نداشتند. در این کتاب معاد جزء اصول دین یهودیان معرفی شده و انکار آن گناهی بزرگ شمرده شده است. در تلمود چنین آمده است: «کسی که به رستاخیز مردگان معتقد نباشد و آن را انکار کند از رستاخیز سهمی نخواهد داشت »
محدوده معاد در دین یهود
بین علمای یهود بر سر این که آیا معاد برای همه افراد بشر است یا تنها شامل حال برخی افراد است اختلاف نظر وجود دارد ؛ بعضی از آنها معتقدند که معاد برای همه مردگان است ؛ ولی برخی دیگر معاد را مختص یهودیان می دانند ؛ و عدّه ای دیگر گفته اند حتی یهودیانی هم که لیاقت و امتیازات لازم را در دنیا کسب نکرده اند از زندگی بعد از مرگ محروم خواهند بود.
معاد روحانی یا جسمانی
از مجموع نوشته های علمای یهود استفاده می شود که آنها معاد را جسمانی می دانند ؛ گرچه در نحوه این معاد جسمانی بین علمای یهودی اختلاف نظر وجود دارد.

حاصل سخن:
از مطالبی که ذکر شد به دست می آید که در تورات نص صریحی بر معاد نیست بلکه اشاراتی است که بعضی دلالت آنها بر معاد را پذیرفته و بعضی دیگر آن را انکار کرده اند بنابراین بحث معاد در بین علمای یهود خصوصا یهودیان اولیه محل اختلاف است و ثانیا فرقه ای که قائل به معاد هستند آن را جزء اصول دین یهود می دانند و لیکن در اینکه آیا برای همه است یا بعضی افراد اختلاف داردند و ثالثا معتقدین به معاد از یهود ، معاد را جسمانی می دانند نه روحانی.
(منابع مطالب فوق : کتاب افتخار اسلام به سایر ادیان ؛ تألیف محمد صادق فخر الاسلام ص129 به بعد - کتاب گنجنه ای از تلمود ص362 به بعد - کتاب خلاصه ادیان ؛ ص134 به بعد)
معاد در مسیحیت
آنچه از کتاب مقدس و کتبی که درباره مسیحیت نوشته شده به دست می آید این است که همه مسیحیان معتقد به رستاخیز هستند و اعتقاد به رستاخیز را از اصول دین می دانند .
در مورد جسمانی یا روحانی بودن معاد از دیدگاه دین مسیحیت ، شیخ محمد صادق فخر الاسلام در کتاب « افتخار اسلام بر سایر ادیان » صفحه 120 می نویسد: «اقرار به معاد و حشر جسمانی از ضروریات دین نصاری و مجمع علیه جمیع فرق ایشان است و در این مسئله با ما هیچ اختلافی ندارند و اقرار به حشر جسمانی مخصوص علیه اناجیل است در مواضع کثیره.» و ایشان شش مورد از مواردی را که در اناجیل مختلف تصریح به جسمانی بودن معاد است ذکر می فرمایند.اما این نکته لازم به یادآوری است که اگرچه علمای مسیحی و اناجیل تصریح به جسمانی بودن معاد دارند ولی درباره لذّات و آلام و عذاب اخروی می گویند در قیامت لذت و عذاب روحانی است نه جسمانی ؛ و این یکی از صدها موارد تناقض در عقائد مسیحیت است.(همان، ص121)
شایان ذکر است که گروهی از خداپرستان لیبرال و نئوارتدکس این گونه تصریحات کتاب مقدس مسیحیان را انکار و قائل به روحانیت معاد شده اند.
مسئله دیگری که نباید از آن غفلت کرد مسئله رستاخیز حضرت مسیح است که نصاری به آن قائلند ؛ اینها معتقدند که حضرت مسیح کشته شد ولی بعد از مرگ دوباره زنده شد ؛ و این رستاخیز در همین دنیا و جسمانی بود؛ و بر این مطلب در موارد متعددی از اناجیل تصریح شده است.(انجیل یوحنا 1/23، مرقس 15/45، مثی 28/9، لوقا 24/34 و یوحنا 20/25 و ... ) بنا بر این مسئله رستاخیز مسیح را نباید با مسئله معاد در مسیحیت خلط نمود.
مسیحیان بر این باورند که حضرت عیسی مسیح ــ که به اعتقاد آنها همان خداست که به صورت بشر در آمده است ــ از آسمان فرود خواهد آمد و هزار سال در زمین حکومت خواهد کرد ؛ و بعد از هزار سال روز داوری فرا خواهد رسید و مسیح ، قیامت را برپا خواهد نمود و بین مردم داوری خواهد نمود ؛ و گروهی را به بهشت و گروهی را به جهنم خواهد فرستاد.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید:
- درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت ؛ تألیف محمد رضا زیبائی نژاد
- کلام مسیحی ؛ تألیف توماس میشل ؛ ترجمه حسین توفیق
معاد در دین زرتشت
در دین زرتشت نیز که بنا به قول مشهور حدود 600سال قبل از مسیح تأسیس شده است عقیده به معاد به وضوح بیان بیان شده است. در این دین اعتقاد بر این است که روح بعد از جدا شدن از بدن تا روز رستاخیز وارد عالم برزخ می شود ؛ تا در روز رستاخیز به جسم خود بپیوندد؛ زرتشتیان به اموری مثل صراط و میزان اعمال و بهشت و جهنم نیز اعتقاد دارند ؛ ولی معتقدند که در جهنم آتش وجود ندارد چرا که آتش از نظر آنان مقدّس است ؛ به عقیده آنها جهنم محلی بسیار سرد و تاریک و کثیف و پر از حیوانات موذی است که گناهکاران را اذیت می کنند. (آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص57 و 62 )
بنا بر این معاد مطرح در دین زرتشت بسیار شبه به معاد مورد نظر اسلام است . و ظاهرا تنها دین غیر ابراهیمی است که با صراحت معاد را می پذیرد ؛ البته در مورد منشاء دین زرتشت اختلاف نظر وجود دارد ؛ طبری مورخ مشهور و پیروان او در زمینه تاریخ ، بر این اعتقادند که زادگاه زرتشت فلسطین است ؛ و او از فلسطین به ایران آمده است ؛ امّا عموم مورخان و خود زرتشتیان بر این باورند که زادگاه زرتشت آذربایجان است ؛ و محل بعثت او کنار دریاچه ارومیّه است. برخی نیز او را از شرق ایران می دانند ؛ بر این اساس اگر حرف طبری درست باشد این احتمال وجود دارد که زرتشت نیز از سلسله انبیاء ابراهیمی باشد ؛ ولی بنا به اقوال دیگر این احتمال بعید است ؛ در کتب مذهبی زرتشتیان نیز ذکری از انبیاء ابراهیمی نشده است .

برگرفته از پرسمان


حاج آقا در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ اعتقاد به بقاء روح از قدیم در بین اقوام گوناگون وجود داشته است ؛ و اقوام گوناگون بشری به نوعی به سعادت و شقاوت بعد از مرگ معتقد بوده اند ؛ و البته برخی گروهها نیز با صراحت بقاء بعد از مرگ را منکر شده اند. ولی معاد به معنی خاص آن یعنی برخاستن مردگان از قبور برای حسابرسی اعمال تنها در برخی ادیان به وضوح دیده می شود ؛ ولی تعریف معاد در همه آنها یکسان نیست ؛ ما در ادامه به این ادیان و نحوه اعتقاد آنها به معاد خواهیم پرداخت .
ما از معادی که در دین حضرت ابراهیم (ع) و انبیاء بعد از او تا زمان حضرت موسی (ع) مطرح بوده اطلاع کافی در دست نداریم ؛ لذا بحث را از دین یهود آغاز می کنیم .
معاد در دین یهود و مسیحیت.
در مورد اعتقاد یهودیان و مسیحیان سه سوال مطرح می شود. 1. آیا یهودیان و مسیحیان اساسا معاد و رستاخیز را قبول دارند یا خیر؟ 2. بر فرض قبول آیا معاد جزء اصول دین آنها است یا خیر؟ 3. آیا به معاد جسمانی قائلند یا به معاد روحانی؟
قبل از پرداختن به جواب این سوال ها ذکر این نکته لازم است که اولا به تصریح قرآن کریم و شهادت تاریخ ، دین یهودیت و مسیحیت دچار تحریف شده اند ؛ لذا به عقیده ما عقیده فعلی یهودیان و مسیحیان عین تعالیم حضرت موسی و حضرت عیسی ــ علیهما السلام ــ نیست. ثانیا این دو دین دارای فرقه های بسیار گوناگون و متنوعی هستند که گاه دارای آرای متناقض در یک موضوع خاصّ هستند ؛ که پرداختن به همه آنها از حدّ یک نامه خارج است ؛ لذا ما سعی می کنیم فقط به اقوال فرقه های مشهور آنها اشاره کنیم .
یهود و رستاخیز
جناب دکتر جواد مشکور در کتاب خلاصه ادیان و جناب حسین توفیقی در کتاب آشنایی با ادیان بزرگ در مورد اعتقاد یهودیان به رستاخیز بر این نکته تصریح می کنند که در تورات و بلکه در کلّ عهد عتیق یهودیان اشاره روشنی به آخرت و روز جزا وجود ندارند ؛ و تعبیر آخرت که در چند جای عهد عتیق آمده است دلالتی بر معاد پس از مرگ ندارد بلکه به معنای عاقبت دنیوی اعمال است . این دو محقق همچنین متذکر شده اند که اعتقادبه معاد در قوم یهود اعتقادی وارداتی است ؛ و یهودیان این عقیده را پس از آزادیشان از اسارت بابل به دست کورش ، از زرتشتیان فرا گرفته اند. (ر.ک: خلاصه ادیان، دکتر محمد جواد مشکور، ص134 و142 و آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص110)
امّا در کتاب تلمود که از کتب مذهبی یهود است از معاد بسیار سخن گفته شده است. کتاب تلمود در واقع تفسیر و تأویل تورات است و توسط دانشمندان یهودی در طول تاریخی طولانی جمع آوری شده است ؛ و پیدایش آن بنا به برخی اقوال نزدیک به هزار سال بعد از حضرت موسی (ع) بوده است ؛ و بنا به برخی اقوال دیگر پیدایش آن بعد از حضرت عیسی بوده است . این کتاب مورد قبول فرقه فریسیان است ولی فرقه صدوقیان که الان منقرض شده است آن را قبول نداشتند. در این کتاب معاد جزء اصول دین یهودیان معرفی شده و انکار آن گناهی بزرگ شمرده شده است. در تلمود چنین آمده است: «کسی که به رستاخیز مردگان معتقد نباشد و آن را انکار کند از رستاخیز سهمی نخواهد داشت »
محدوده معاد در دین یهود
بین علمای یهود بر سر این که آیا معاد برای همه افراد بشر است یا تنها شامل حال برخی افراد است اختلاف نظر وجود دارد ؛ بعضی از آنها معتقدند که معاد برای همه مردگان است ؛ ولی برخی دیگر معاد را مختص یهودیان می دانند ؛ و عدّه ای دیگر گفته اند حتی یهودیانی هم که لیاقت و امتیازات لازم را در دنیا کسب نکرده اند از زندگی بعد از مرگ محروم خواهند بود.
معاد روحانی یا جسمانی
از مجموع نوشته های علمای یهود استفاده می شود که آنها معاد را جسمانی می دانند ؛ گرچه در نحوه این معاد جسمانی بین علمای یهودی اختلاف نظر وجود دارد.

حاصل سخن:
از مطالبی که ذکر شد به دست می آید که در تورات نص صریحی بر معاد نیست بلکه اشاراتی است که بعضی دلالت آنها بر معاد را پذیرفته و بعضی دیگر آن را انکار کرده اند بنابراین بحث معاد در بین علمای یهود خصوصا یهودیان اولیه محل اختلاف است و ثانیا فرقه ای که قائل به معاد هستند آن را جزء اصول دین یهود می دانند و لیکن در اینکه آیا برای همه است یا بعضی افراد اختلاف داردند و ثالثا معتقدین به معاد از یهود ، معاد را جسمانی می دانند نه روحانی.
(منابع مطالب فوق : کتاب افتخار اسلام به سایر ادیان ؛ تألیف محمد صادق فخر الاسلام ص129 به بعد - کتاب گنجنه ای از تلمود ص362 به بعد - کتاب خلاصه ادیان ؛ ص134 به بعد)
معاد در مسیحیت
آنچه از کتاب مقدس و کتبی که درباره مسیحیت نوشته شده به دست می آید این است که همه مسیحیان معتقد به رستاخیز هستند و اعتقاد به رستاخیز را از اصول دین می دانند .
در مورد جسمانی یا روحانی بودن معاد از دیدگاه دین مسیحیت ، شیخ محمد صادق فخر الاسلام در کتاب « افتخار اسلام بر سایر ادیان » صفحه 120 می نویسد: «اقرار به معاد و حشر جسمانی از ضروریات دین نصاری و مجمع علیه جمیع فرق ایشان است و در این مسئله با ما هیچ اختلافی ندارند و اقرار به حشر جسمانی مخصوص علیه اناجیل است در مواضع کثیره.» و ایشان شش مورد از مواردی را که در اناجیل مختلف تصریح به جسمانی بودن معاد است ذکر می فرمایند.اما این نکته لازم به یادآوری است که اگرچه علمای مسیحی و اناجیل تصریح به جسمانی بودن معاد دارند ولی درباره لذّات و آلام و عذاب اخروی می گویند در قیامت لذت و عذاب روحانی است نه جسمانی ؛ و این یکی از صدها موارد تناقض در عقائد مسیحیت است.(همان، ص121)
شایان ذکر است که گروهی از خداپرستان لیبرال و نئوارتدکس این گونه تصریحات کتاب مقدس مسیحیان را انکار و قائل به روحانیت معاد شده اند.
مسئله دیگری که نباید از آن غفلت کرد مسئله رستاخیز حضرت مسیح است که نصاری به آن قائلند ؛ اینها معتقدند که حضرت مسیح کشته شد ولی بعد از مرگ دوباره زنده شد ؛ و این رستاخیز در همین دنیا و جسمانی بود؛ و بر این مطلب در موارد متعددی از اناجیل تصریح شده است.(انجیل یوحنا 1/23، مرقس 15/45، مثی 28/9، لوقا 24/34 و یوحنا 20/25 و ... ) بنا بر این مسئله رستاخیز مسیح را نباید با مسئله معاد در مسیحیت خلط نمود.
مسیحیان بر این باورند که حضرت عیسی مسیح ــ که به اعتقاد آنها همان خداست که به صورت بشر در آمده است ــ از آسمان فرود خواهد آمد و هزار سال در زمین حکومت خواهد کرد ؛ و بعد از هزار سال روز داوری فرا خواهد رسید و مسیح ، قیامت را برپا خواهد نمود و بین مردم داوری خواهد نمود ؛ و گروهی را به بهشت و گروهی را به جهنم خواهد فرستاد.
برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید:
- درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت ؛ تألیف محمد رضا زیبائی نژاد
- کلام مسیحی ؛ تألیف توماس میشل ؛ ترجمه حسین توفیق
معاد در دین زرتشت
در دین زرتشت نیز که بنا به قول مشهور حدود 600سال قبل از مسیح تأسیس شده است عقیده به معاد به وضوح بیان بیان شده است. در این دین اعتقاد بر این است که روح بعد از جدا شدن از بدن تا روز رستاخیز وارد عالم برزخ می شود ؛ تا در روز رستاخیز به جسم خود بپیوندد؛ زرتشتیان به اموری مثل صراط و میزان اعمال و بهشت و جهنم نیز اعتقاد دارند ؛ ولی معتقدند که در جهنم آتش وجود ندارد چرا که آتش از نظر آنان مقدّس است ؛ به عقیده آنها جهنم محلی بسیار سرد و تاریک و کثیف و پر از حیوانات موذی است که گناهکاران را اذیت می کنند. (آشنایی با ادیان بزرگ ؛ حسین توفیقی ؛ ص57 و 62 )
بنا بر این معاد مطرح در دین زرتشت بسیار شبه به معاد مورد نظر اسلام است . و ظاهرا تنها دین غیر ابراهیمی است که با صراحت معاد را می پذیرد ؛ البته در مورد منشاء دین زرتشت اختلاف نظر وجود دارد ؛ طبری مورخ مشهور و پیروان او در زمینه تاریخ ، بر این اعتقادند که زادگاه زرتشت فلسطین است ؛ و او از فلسطین به ایران آمده است ؛ امّا عموم مورخان و خود زرتشتیان بر این باورند که زادگاه زرتشت آذربایجان است ؛ و محل بعثت او کنار دریاچه ارومیّه است. برخی نیز او را از شرق ایران می دانند ؛ بر این اساس اگر حرف طبری درست باشد این احتمال وجود دارد که زرتشت نیز از سلسله انبیاء ابراهیمی باشد ؛ ولی بنا به اقوال دیگر این احتمال بعید است ؛ در کتب مذهبی زرتشتیان نیز ذکری از انبیاء ابراهیمی نشده است .

برگرفته از پرسمان


حاج آقا در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:00 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
گزارش تخلف
نوشته شده توسط سعید در ساعت 12:9 | لینک  |